تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها توجه کرد
  • توصیه های ضروری و طلایی درباره آرایش
  • ✔️ تکنیک های اساسی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای طلایی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های طلایی و ضروری درباره آرایش برای دختران
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه (آپدیت شده✅)
  • " دانلود فایل های دانشگاهی – د-اصل تدریجی بودن مسئولیت کیفری – 10 "
  • " پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۱۱- ۲ مدل بهبود کیفیت خدمات سازمانی – 2 "
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | قسمت 4 – 8 "
  • " دانلود فایل های دانشگاهی | مبحث سوم : بررسی تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر اقتصاد کشور. – 1 "
دانلود پایان نامه حقوق در مورد مشـروبات الکلی
ارسال شده در 6 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مشـروبات الکلی[۱]
اصل واژه شراب عربی است و برهر نوع آشامیدنی اطلاق می گردد.لیکن در زبان فارسی تنها نوشیدنی های الکلی به این اسم نامیده می شود.چنان که واژه ی باده و می نیز به همین معناست اما درزبان عربی این گونه نوشیدنی هارا خمر می گویند. (مویدی،۱۳۸۳،۱۱)

 

پایان نامه

 

مستی کیفیت خاصی است که تحت تاثیر مواد مسکرایجاد شده و قدرت ارزیابی وتشخیص سودو زیان را از انسان سلب کرده و موجب اختلال تام یا نسبی می گردد. (جزایری،۱۳۸۷،۵۴)
شراب همه ی قوای جسمانی وروحانی را تحت تاثیر قرار می دهد و انسانیت که اساس سعادت حیات بشری بر آن است،را از بین می برد.زیرا آدم مست نه عفت می شناسد ونه عرض و نه مراعات نفوس و اموال مردم را می کند. (درتاج ،۱۳۸۹،۴۱)
الکل نظیر طغیان رودخانه و رمیدگی اسب سرکش آثارمخرب و ویران کننده ای دارد.آن که مست می شود می غرد،عربده می کشد،ناسزامی گوید ودر مستی به تباهی می پردازد. (مویدی،۱۳۸۳،۴۳)
 
مبحث اول : تعاریف
در این مبحث برآنیم که واژ گان کلیدی مورد بحث در این بخش را تعریف کنیم.امتیاز انسان بر دیگر موجودات عقل و خرد است و الکل نابود کننده ی عقل آدمی است.خمر انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج کرده و باعث عکس العملهای زود هنگام و یا دیر هنگام می شود.خوردن مشروبات الکلى عملى است که سر و کارش مستقیماً با عقل وشعور مى‌‏باشدوبه منظورکشتن تعقل وتقویت عواطف بى‌‏سرپرست آثارشوم و نتیجه‌‏هاى زشت و ناهنجارى که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان در افراد و در جامعه‌‏هاى بشرى بسط و توسعه مى‌‏دهد،به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست.
گفتار اول : معنای لغوی خمـر
اصل خمر پوشاندن چیزی است وبه هرچیزی که باآن وبه وسیله آن پوشانده می شود،خمار می گویند.نامیدن خمربه نوشیدنی که سکرآور است برای این است که در مرکز و جایگاه خرد انسان پنهان می شود. (درتاج،۱۳۸۹،۲۳)

 

 

گفتار دوم : معنای اصطلاحی خمـر
در اصطلاح فقهی به هرمایع مست کننده خمرمی گویند.تناسب بین معنای لغوی واصطلاحی خمر برای مایعات مسکر،به این دلیل است که،این مایعات به دلیل مستی که ایجاد می کندروی عقل پرده ای می افکندو نمی گذارد بدرا از خوب و زشت را اززیبا تشخیص بدهد.به این دلیل شراب راخمر گفته اند که،شراب عقل را زایل می کندوعقل فردمست شده رامی پوشاندواز کارمی اندازد.عقل عالی ترین موهبت الهی است.اندیشه،امتیاز انسان است که او را از حیوانات جدا می سازد،هنگامی که شراب انسان را مست می کند وعقل رازایل می سازد اورااز حوزه ی انسانیت خارج و به یک حیوان تبدیل می کند. (درتاج،۱۳۸۹ ،۲۴)

 

مبحث دوم : نظریات پیرامون مشروبات الکلی
در این مبحث در ابعاد مختلف از جمله ابعاد دینی،حقوقی و پزشکی به بررسی نقش مخرب مشروبات الکلی پرداخته ایم،چراکه به عنوان منشا وریشه ی  اعمال ضداخلاقی شناخته می شود.
گفتار اول : دیدگاه قـرآن پیرامون مشروبات الکلی

 

 

 

 

 




قرآن کریم برای حفظ سلامت و تندرستی انسان و پیشگیری از بیماری ها،دستورات بهداشتی ارزنده ای درقالب محرمات ومستحبات بیان نموده که رعایت این توصیه هاتعیین کننده ی سلامت جسمی و روحی انسان می باشد.خداوند در قرآن کریم چندبار انسان رااز مصرف شراب برحذر داشته است ودر چهارسوره مختلف مصرف شراب رابرای انسان غیر مجازوحرام اعلام نموده است.در نتیجه با توجه به دستورات اسلام مصرف الکل صریحا منع شده است. (www.magiran.com)
 
حرمت مصرف نوشابه های الکلی به طرز بسیار دقیق،روشن و کاملی مورد توجه قرآن کریم قرار گرفته است. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۷۷)
 

 


 

 

 

 

 

  در قرآن کریم خداوند طی چهارمرحله به صورت گام به گام باشراب خواری برخوردکرده که اثرات تربیتی ارزشمندی در جامعه گذاشته و تغییر و تحول عمیقی در جامعه ایجاد کرده است.
 
۱)مرحله اول:نامطلوب بودن شراب. (سوره ی نحل،آیه ی ۶۷)
و من ثمرات النّخیل والاعناب تتخذون منه سکرا ً و رزقا ًحسنا ً انّ فی ذلک لایه ً لقوم ٍ یعقلون.
و از میوه های درخت خرما و انگور نیز  نوشیدنی های  مست کننده ورزق نیکو می گیرید.همانا در این امر نیز نشانه ای روشن برای اهل تفکر است.
And of the fruits of the palms and the grapes, You obtain from them intoxication and goodly provision, most surely. There is a sign in this for a people who ponder.
 
۲)مرحله دوم: اشاره به منافع اقتصادی و مضرات شراب خواری. (سوره ی بقره،آیه ی ۲۱۹)
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما.
از تو درباره شراب و قمار می پرسند،بگو: در ارتکاب آن دو گناهی است بزرگ و سودهایی برای مردم،و گناه آنها بزرگتر از سودشان است.
They ask you about intoxications and games of chance say: in both of them there is a great sin and means of profit far men and their sin is greater than their profit.
۳) مرحله سوم: نهی از شراب خواری هنگام نماز خواندن. (سوره ی نساء ،آیه ی ۴۳)
.یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ
ای اهل ایمان،هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید.
O you who believe! Do not go near prayer when you are intoxicated until you know well what you say.
 
۴)مرحله چهارم: حکم تحریم شراب. (سوره ی مائده،آیه ی۹۰،۹۱،۹۲)
_ ۹۰ یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون._۹۱ انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون. _۹۲و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و احذروا فان تولیتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبین.
اى کسانى که ایمان آورده اید،جزاین نیست که شراب وقمار و بت ها،یا سنگ هائى که براى قربانى نصب شده وچوبه هاى قرعه،پلیدوازعملیات شیطان است.پس دورى کنیدازآنها،شایدکه رستگارشوید(۹۰).    و جزاین نیست که شیطان می خواهدبه وسیله شراب وقماربین شماعداوت وخشم بیندازدوشما رااز ذکرخدا واز نماز باز دارد،پس آیا دست بردار از آنها هستید؟(۹۱). فرمانبرى خدا و اطاعت رسول کنیدودورى کنید از منهیات،چه اگر گوش ندهیدواعراض کنید باید بدانید که تنها برعهده رسول ما ابلاغ آشکار است و بس(۹۲).
O you who believe! Intoxicants and games of chance and sacrificing to stones set up and dividing by arrows are only uncleanness, the Satan’s work; shun it therefore that you may be successful.
از منظر علوم تربیتی،این روش موثر چهار مرحله ای،در برخورد با پدیده های انحرافی درجامعه،می تواند الگوی مناسبی برای ایجاد تغییرات ومبارزه با مفاسد اجتماعی حاد باشد. (درتاج،۱۳۸۹،۱۳-۱۲)
 

گفتار دوم : دیدگاه معصومین پیرامون مشروبات الکلی
دربین مباحث تغذیه ای مساله ای که درخصوص آن بیشترین روایت ازقول معصومان نقل شده،مساله استفاده از مسکرات است.این امر می تواند به خاطر همین آثار سوء و عوارض جسمی و روانی فراوان این مواد باشد. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۷۱)
برای جلوگیری از شیوع شراب خواری،برای این عمل حد شرعی معین شده است.
۱)” وجب الحد على من تناول المسکر أو الفقاع و إن لم یکن مسکرا بشرط أن یکون المتناول بالغا عاقلا مختار عالما بالحکم و الموضوع “. برکسی که مسکر یا آبجو بنوشد،هر چند که فقاع،مسکر نباشد،حد جاری می شوددر صورتی که بالغ،عاقل،مختاروعالم به حرمت شرب خمر باشدو بداندآنچه می نوشد خمراست. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)
۲)”  لا إشکال فى أن المسکر قلیله و کثیره سواء فى ثبوت الحد بتناوله و لو کان قطره منه و لو یکن مسکرا فعلا ، فما کان کثیره مسکرا یکون فى قلیله حد “. بدون تردید میگساری موجب حد می گردد خواه مقدارآن کم باشدیازیاد،حتی اگر یک قطره ازآن باشدوبر اثر کم بودن،مست نکندزیرا هرچیزی که زیاد آن مست کننده باشد مقدار کم آن نیز موجب حد می شود. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)
۳)” الحد فى الشرب ثمانون جلده کان الشارب رجلا أو امرأه”.حد شراب خواری هشتاد ضربه شلاق است خواه مرد باشد یا زن. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)
۴)” یضرب الشارب على ظهره و کتفیه و سائر جسده ،و یتقى وجهه و رأسه و فرجه “. بر پشت و کتف ها و سایر اعضای بدن شراب خوار شلاق زده می شود اما از زدن به صورت،سر و عورت او اجتناب می گردد. (مویدی،۱۳۸۳،۳۱).
۵)” لو شرب کراراولم یحد خلالها کفى عن الجمیع حد واحد،و لو شرب فحد قتل فى الثالثه،و قیل فى الرابعه”.اگر کسی کرارا شراب بخورد ولی در خلال آن حد بر او اجرا نشود یک حد از همه ی آن ها کفایت می کند.اما اگر پس از میگساری حد اجرا شود و او مجددا بنوشد در مرتبه ی سوم کشته می شود.برخی گفته اند در مرتبه ی چهارم کشته می شود. (مویدی،۱۳۸۳،۳۱)
 
” قیل لامیر المومنین علیه السلام انک تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقه؟قال علیه السلام:نعم ان صاحب الزنا لعله لا یعدوه الی غیره و ان شارب الخمراذا شرب الخمر زنا و سرق و قتل النفس التی حرم الله وترک الصلاه”.از امام علی (ع) سوال شد به نظر شما شراب از دزدی و زنا بدتر است؟فرمود بله.زنا کننده شاید گناه دیگری نکند ولی شراب خوار چون شراب بنوشد زنا می کند،به دزدی دست می زند،آدم می کشدونمازرا ترک می کند. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۴)
در حدیثی که از امام صادق (ع) آمده ایشان ضربه ای که شراب به عقل وارد می کند را بزرگترین گناه شمرده و آن را موجب ترک نماز و تجاوز ناموسی به مادر،دختر و خواهر دانسته است. (مویدی،۱۳۸۳،۴۸)
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :خمر ریشه زشتی ها و جنایات و امور پلید است. (درتاج،۱۳۸۹،۱۳)
امام باقر(ع)می فرماید:دائم الخمرمانندبت پرستی است.شراب برایش رعشه بدن پدید می آورد.مردانگی وانصاف ومروتش رانابود می کند.شراب است که شراب خواررا وادار به جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خون ریزی و زنا می نماید،حتی در هنگام مستی نمی تواند اززنای با محارم ایمن باشد،او پس از مستی این کاررا بی توجه انجام می دهدوشراب وادارکننده به هرنوع اعمال ضدانسانی است. (درتاج،۱۳۸۹،۷۱)
” حرم الله الخمر لفعلها وفسادها،لأن مدمن الخمر تورثه الارتعاش،وتذهب بنوره،وتهدم مروته،وتحمله على أن یجترئ على ارتکاب المحارم،وسفک الدماء،ورکوب الزنا،ولا یؤمن إذا سکر أن یثب على حرمه ولا یعقل ذلک، ولا یزید شاربها إلا کل شر”.امام صادق در باب علت تحریم شراب توسط خداوند فرمودند:خداوند به این خاطر مصرف شراب را تحریم نموده که دارای اثرهای سوء ومفسد می باشد.زیرا تداوم شراب خواری و میگساری موجب حالت رعشه در اندام و اعضای بدن و از بین رفتن حالت نورانیت و جوان مردی از شخصیت فرد می گردد.شخصیت وی به حدی می رسد که از ارتکاب بی حرمتی نسبت به محارم خود و هم چنین خون ریزی و ارتکاب زنا بیمی ندارد و هنگامی که مست شد ایمانی ندارد به اینکه بر محارمش تجاوز نکند واین در حالی است که عقل ندارد و جز بدی، نوشاننده اش را زیاد نمی کند. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۳)
” اِنّ شُرب الخَمرِ یُدخِل صاحِبِه فی الزّنا والسِّرقَه و قَتل النّفس التی حرّم اللهُ و فی الشِّرک  بالله و اَفاعیلُ الخمرِ تَعلو عَلی کُلّ ذَنبٍ کَما تَعلو شَجَرُهاعَلی کلّ شَجَر”.از امام صادق سوال شد بزرگترین گناه کبیره چیست؟ایشان در پاسخ فرمودند:شراب خواری.به راستی شراب خواری باعث می شود نوشاننده اش داخل در زنا و دزدی و قتل نفس یا جنایت وشرک خداوند شود و مرتکبان این عمل جرات پیدا می کنند بر ارتکاب هر گناهی،همان طور که گیاه آن(مو)برتری وعلو برسایرگیاهان دارد. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۵)
از پیامبر اکرم نقل شده است که،یکی از پادشاهان بنی اسرائیل،مردی را ناگزیر کرد که به انتخاب و اختیارخود یکی از سه عمل زشت شراب خواری،زنا یاقتل رامرتکب شود وگرنه اورا خواهد کشت.آن مرد شراب خوردن رابرگزید و چون مست شد بقیه زشتی هارا نیز مرتکب شد. (مویدی،۱۳۸۳،۴۳)
ابلیس شبی رفت با بالین جوانی                                              آراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را
گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار                                   باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار                                     یا بشکنی از خواهرخود سینه و سر را
یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر                                   تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
لرزید از این بیم، جوان بر خود و جا داشت                             کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نَر را
گفتار پدر و خواهر من هر دو عزیزند                                    هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
لکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد                              می‌نوشم و با وی بکنم چاره شر را
جامی دو بنوشید و، چو شد خیره ز مستی                        هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک، بُن تاک و خداوند                                 زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را
ایرج میرزا
” حرمها لأنها أم الخبائث ورأس کل شر،یأتی على شاربها ساعه یسلب لبه فلا یعرف ربه ولا یترک معصیه إلا رکبها ولا یترک حرمه إلا انتهکها ولا رحماً ماسه إلا قطعها ولا فاحشه إلا أتاها،والسکران زمامه بید الشیطان إن أمره أن یسجد للأوثان سجد، وینقاد حیثما قاده”.امام صادق در علت تحریم شراب فرمودند:تحریم نموده خداوند آن را برای این که مادر تمام پلیدی ها و سرآمد تمام بدی هاست.ساعتی بر فرد شراب خواردر هنگام شراب خواری می گذرد که از وی مغزوخردش سلب می شودو پروردگارش رادیگر نمی شناسدو ازارتکاب معصیت باکی ندارد و آن را مرتکب می گردد و ازارتکاب هر هتک حرمت،قطع رحم و فاحشه ای ابا نمی ورزد و فردی که مست شود زمام وافسارش به دست شیطان خواهد بود.اگر او را به سجده بت هاامر کندسجده می کندوپیروی می کند،ازآنچه اورا بدان رهبری اش کند. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۵)
پیامبر اکرم فرمودند:اگرشراب خوار شهادت وگواهی دهد مورد قبول نیست. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۷۳)
رسول اکرم فرمودند:آگاه باشید ای مردم که من شما را از استفاده ی هر نوع مست کننده ای منع و نهی می کنم. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۱)
” وحرم الله الخمرقلیلها و کثیرها و بیعها وشراءها و الانتفاع بها”.امام صادق فرمودندخداوند استفاده کم وزیادازشراب، خریدوفروش وسودبری ازآن راتحریم نموده اند. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۷۱)
” ماعصی الله بشی‏ء اشدمن شرب المسکران احدهم یدع الصلاه الفریضه ویثب علی امه وابنته واخته وهو لایعقل”.امام باقر فرمودند:گناهی بدتر از شرب خمر نیست.شراب خواردر حال مستی نمازواجب را رها و بامادر،خواهرودخترش همبستر می شود،زیرا در آن حال اندیشه خودراازدست داده است.
(وسائل الشیعه،ج ۱۷،ص۲۵۰)
” لعن رسول الله فی الخمر عشره غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقیها و حاملها و المحموله و بایعها و مشتریها و آکل ثمنها”.حضرت رسول در رابطه با شراب ده نفر را مورد لعن قرار دادند.کسی که درخت آن را می کارد به نیت تهیه شراب،کسی که از آن نگهداری می کند،کسی که از میوه آن عصاره می گیرد، کسی که آن را می نوشد،هم چنین ساقی،باربر آن،کسی که شراب به سوی او آورده می شود،خریدار و فروشنده آن وخورنده ی پول آن. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۷۷)
 
 
 
 
 
 
 
گفتار سوم : دیدگاه علوم پزشـکی پیرامون شراب خواری
الکلیسم علت اصلی کمبود ویتامین ها و مواد معدنی در نزد مردم متمدن جهان که انواع اغذیه ویتامین دار را،به طور فراوان دراختیار دارند،می باشد.الکلی را که معتادان به آن می نوشند معمولا جای پروتئین مورد نیاز بدنشان را می گیرد و یا در بعضی موارد مانع جذب و یا ذخیره صحیح ویتامین های مصرف شده می شود. (میندل،۱۳۷۲،۲۷۵)
الکل بزرگترین تخریب کننده و ازبین برنده مواد تغذیه ای و ویتامین ها می باشد. الکل آب سلول های مغز را کشیده و باعث نابودی آن ها می شود.هم چنین الکل سبب پایین آمدن قند خون می شود.الکل یک محرک نیست بلکه در واقع یک مسکن کاهش دهنده فعالیت بدنی است.الکل بدن رااز ویتامین های ب،ویتامین ث،ویتامین کا،روی،منیزیم وپتاسیم تهی می سازد. (میندل،۱۳۷۲،۳۲۳)
مصرف الکل با جذب ویتامین های گروه ب مخصوصا تیامین مداخله می کند و ممکن است منجر به تخریب فولات گردد.دراین حالت مصرف مکمل های غنی ازویتامین های ب،مفیدخواهدبود.به منظورجلوگیری ازکمبودهای موادمغذی تغییردرمصرف الکل بایدتوام بادرمان تغذیه ای صورت بگیرد. (ویلیامز،۱۳۸۳،۱۸۷)
ویتامین هایی که رغبت شما را به الکل کم می کند:ویتامین آ،د،ای،ث،ویتامین های ب به ویژه ویتامین های ب۱۲،ب۶،ب۱،ب۳ورژیم پروتئینی زیاد بهترین نتیجه راداشته است.هم چنین تریپتوفان به الکلیست ها کمک کرده است،چون سروتونین،ماده طبیعی آرام بخش موجود درمغز،در الکلیسم نقصان می یابد.تریپتوفان موجب تخفیف علائم اختلالات شیمیایی بدن معتادان شده ودر نتیجه می توانند از نوشیدن الکل اجتناب کنند. (میندل،۱۳۷۲،۳۲۵)
الکل مانع ازانتقال تکانه های عصبی می شودوسرعت حرکت،تفکروسخن گفتن راکاهش می دهد.الکل به عنوان یک عامل افسرده کننده بر سیستم عصبی عمل می کند.کسانی که مستعدافسردگی هستندو از فشارهای روانی رنج می برند نباید الکل مصرف کنند. (اورسل،۱۳۸۱،۱۰)
مدت باقی ماندن الکل در جریان خون در اوقات مختلف شبانه روز متفاوت است.یعنی هر چه مدت طولانی تری الکل در خون باقی بماند مسلما وقت بیشتری دارد تا اثر زیان آور خود را بر سلول های مغز و عصب وارد آورده و آنها را نابود سازدو سلول های مغز و عصب وقتی از بین رفتند دیگر به جایشان ساخته نمی شود.
مصرف الکل هنگام صبح ۲۵درصد دیرتر از شب هنگام سوخته می شود.همین طور الکل صرف شده در نیمه شب مدتی بیشتر از آنچه قبل از ساعات نیمه شب صرف شود در خون باقی می ماند.پس نوشیدن الکل هنگام صبحانه به مراتب زیان آورتر از صرف آن با شام است. (میندل،۱۳۷۲،۳۲۴)
مدت زمانی که الکل در جریان خون می ماند در طی روز متفاوت است.بدین معنا که هر چه الکل بیشتر در بدن بماند بیشتر روی سلول های مغز اثر می گذارد.آشامیدن مشروبات الکلی بین۲ صبح تا ظهر آسیب پذیرترین زمان است.ویتامین ها و سایر مکمل ها میل شمارا به آشامیدن الکل کم می کنند. (میندل،۱۳۷۵،۳۶۲)
طول دوره های فراموشی در اوج دوران میگساری از ساعت هایی در روز تا یک هفته متغیر است.این دوره ها می توانند پیش درآمد یک ضایعه ی عضوی مغز،باشند.ممکن است اعمال بی شرمانه یا آزار دهنده و جنایی مرتکب شود هم چنین هذیانهای مزمن برای او ایجاد می شود که این هذیانها اغلب از نوع بد گمانی هستند از قبیل اتهام به همسر. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۶۷)
در حالت طبیعی مغز به واسطه ی اثرهای کنترلی و مهاری اش بر روی هیجان ها،رفتارها و گفتارها در ساختار شخصیتی انسان نقش اساسی را بر عهده دارد.الکل اثر مهاری و کنترلی مغز را تضعیف می کند که در اصطلاح علمی،به آن عمل مهاربرداری گفته می شود.این مساله کارایی فرد برای اعمال فعالیت های روزانه اش را کاهش می دهدو شخصیت وی را از نظر اجتماعی بی ثبات،متزلزل و فروپاشیده می گرداند.این فرم از اختلال شخصیت فردراگستاخ نموده و اورا به ارتکاب هر عمل زشت وناپسندی تحریک می کند واصطلاحااو را فردی افسارگسیخته و لا ابالی می سازد. (فتاحی معصوم و زروندی،۱۳۸۴،۱۶۹)
اختلالات عصبی در دسته بیمای هایی است که در اثر کمبود غذایی و مصرف الکل به وجود می آید. در این اختلالات،ضایعات مغزی و عصبی،ناپایداری مشاعر،از دست رفتن قدرت حافظه،و بسیاری از عوارض دیگر ظاهر می شود.بر اثر بدغذایی و مصرف الکل اولا) الکل،جایگزین غذا در رژیم غذایی می شود.ثانیا) جذب روده ای عوامل مغذی مختل می شود و احتیاجات ویتامینی بدن افزایش می یابد.(www.iranian.com)
 
 
 
 
گفتار چهارم : دیدگاه قانـون مجـازات اسلامی پیرامون شراب خواری
شرب مسکرات و هم چنین تاثیر آن برروی زوال عقل یا اراده ی مرتکب واقعیتی است که نمی توان از کنار آن به سادگی گذر کرد و بدون تشریع احکام آن نمی توان مدعی داشتن سیستم قانونی و قضایی عدالت محور بود. (جزایری،۱۳۸۷،۸۸)
شواهد بسیاری هست که رابطه تنگاتنگ مصرف الکل و جرائم خشونت آمیزرا توجیه می کند.بسیاری از پژوهش ها تاثیر الکل برخشونت روان را مورد توجه قرار می دهند.اعتیاد به الکل الزاماً خشونت وجرم زایی را دربرندارد.اما اختلال شخصیت در تعدادی از معتادان،آمادگی برای مصرف الکل و مبادرت به خشونت را به طور همزمان ایجاد می کند. (http://alcoholireland.ie)
 
الکل و جنایات:ارتکاب جنایت نزد الکلیک ها خیلی زیاد است.اکثریت قاطع جنایات و جرائم بزرگ در حال مستی روی می دهد و الکل عامل نصف جنایات می باشد.از جمله جرایم ارتکابی توسط الکلیک ها:
۱)از خصوصیات الکلیک های مزمن کلاه برداری ودر بحران حادقتل است و در حالات مستی معمولی، شخص مستعد ارتکاب تجاوزات جنسی و غیره می باشد. (جزایری،۱۳۸۷،۲۳)
۲)ضرب و جرح ها ی در اثر نوشیدن الکل و سرقت های مربوط به الکلیستها.
۳)شراب خواران به خاطر روحیه ی درنده خوئی و شرارت که در حال مستی غالبا پیدا می شوددست به اعمال جنایت آمیز می زنند به طوری که آمارزیادی ازدرگیری باپلیس مربوط به افرادی است که از مشروبات الکلی استفاده می کنند. (درتاج ،۱۳۸۹،۹۷)
۴)وقوع اختلال های روانی شدیددر افراد الکلی،پنج برابر بیشتر از سایرافراد است. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۶۶)
۵)تجاوز به حقوق دیگران و مشاجرات بی دلیل به جهت فقدان تفکر منطقی.
۶)تزلزل شخصیت،جنون عقلی وبدبینی،که دراین حالت گاهی انسان رابه خیانت و خودکشی(۲۵درصد  خودکشی ها با الکلیسم در ارتباط است)سوق می دهد. (درتاج،۱۳۸۹،۸۲)
۷)الکل وحوادث رانندگی:اثر الکلیسم درحوادث رانندگی فوق العاده زیاداست.دست کم نیمی از تصادف ها با الکلیسم در ارتباط است.نزد شخص الکلیک سرعت عمل و مهارت و قضاوت به مقدار زیاد تقلیل یافته،و تصورباطل وغلط،مهارت وچابکی بیشتر می شود،در نتیجه این اشخاص سبب تولیدحوادث خطرناک رانندگی می گردند. (جزایری،۱۳۸۷،۲۲)
مسئله:مضرات شرب مسکرات برمتابولیسم بدن قطعی است و بعید است خداوند امری را حرام نموده باشد و در این حرام خاصیت شفا بخشی و یا دارویی ودرمانی نهفته باشدولیکن بر فرض آن که در موارد نادری بتوان برای مسکر یا الکل خاصیت درمانی قایل گردید و برای بیمار توسط پزشک تجویز گردد،این مساله مطرح می شود که چنانچه این فردمست گردیده ودر حالت مستی مرتکب جرمی شودقابل مواخذه خواهد بود یا خیر؟به نظر می رسددر چنین حالتی شرب مسکر عملی مباح تلقی و مستی متعاقب این امر و جرائم ارتکابی احتمالی در حالت مستی،از نظر حکم شبیه شرب خمر اضطراری است. (جزایری،۱۳۸۷،۹۰)
اگراز کسانی که درحال مستی درکشورهای مختلف دست به انتحار یا جنایت زدندو خانه هایی راویران ساختندوخانمان هایی رابرباددادندآماری تهیه شودرقم سرسام آوری تشکیل خواهد شد. (مویدی،۱۳۸۳،۴۶)
ماده ی ۲۶۴ _مصرف مسکراز قبیل خوردن،تزریق وتدخین آن کم باشد یازیاد،جامد باشد یا مایع،مست کندیانکند،خالص باشدیامخلوط به گونه ای که آن رااز مسکر بودن خارج نکند،موجب حد است.
تبصره_خوردن فقاع(آب جو مسکر)موجب حد است هرچند مستی نیاورد.
ماده ی ۲۶۵ _حد مصرف مسکر،هشتاد ضربه شلاق است.
ماده ی ۲۶۶ _غیر مسلمان تنها در صورت تظاهر به مصرف مسکر،محکوم به حد می شود.
تبصره_اگر مصرف مسکر توسط غیر مسلمان علنی نباشد لکن مرتکب در حال مستی در معابر یا اماکن عمومی ظاهر شود به مجازات مقرر برای تظاهر به عمل حرام محکوم می گردد.
 
 
 
 
مبحث سوم : مضرات مشروبات الکلی
الکل ماده مخدریست که دردنیای امروز به میزان وسیعی مصرف می شود و به علت اینکه دراکثر جوامع به آسانی قابل حصول است اغلب مردم تصور نمی کنند که مخدر باشد ولی واقعا چنین است واگر به غلط از آن استفاده شود می تواند مضرات زیادی برای شما داشته باشد. (میندل،۱۳۷۲،۳۲۳)
حرمت نوشیدن مشروبات الکلی بدون دلیل نیست بلکه به جهت ضررهای فراوان اخلاقی،جسمی، روحی،اجتماعی و اقتصادی است. (مویدی،۱۳۸۳،۴۱)
گفتار اول : مضرات اخلاقـی مشروبات الکلی
مشروبات الکلی بزرگ ترین ضربه را برپیکر اخلاق وارد می سازد،زیرا معتاد به شراب،انسانی بد اخلاق،بدزبان،بی توجه به حریم هاو خطوط قرمز وحرمت ها ست.به همه قوانین و مقرراتی که پایه سعادت بشری است پشت پا می زند واز بی عفتی،جنایت و خیانت باکی ندارد و چون در هنگام مستی نیروی تشخیص و تمیز خوبی و بدی را از دست می دهد،هر خلافی را مرتکب می شود. (مویدی،۱۳۸۳،۴۲)
الکل باعث انحطاط شخصیت و در نتیجه سقوط اخلاقی شخص می گردد. (جزایری،۱۳۸۷،۲۱)
گفتار دوم : مضرات روانـی مشروبات الکلی
الکل افزون بر متزلزل کردن پایه های اخلاقی فردی و اجتماعی،به روح و روان شراب خوار،نیزآسیب وارد می کنداز جمله۱)افسردگی و اضطراب های پایدار روحی،که براثراستفاده ی بلندمدت الکل ایجاد می شود،۲)خودکشی وخود آسیبی.درمیان افراد،استفاده کنندگان از الکل،بیشتر از دیگران،دست به خودکشی و خود آسیبی می زنند.۶تا۲۰ درصد مصرف کنندگان الکل،سرانجام خودکشی می کنند،۳)تغییردر شخصیت.کسی که در نوشیدن الکل زیاده روی می کند غالبا گرفتار خود محوری و فقدان تمایل به دیگران می گرددو استاندارد رفتارهای او به خصوص در مساله احساس مسئولیت،کاهش پیدا می کند.در شخص الکلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می شود وانسان تا مرحله حیوانیت سقوط می کند،به طوری که مکرردیده شده پدرانی فرزندان خود را با دست خود کشته اند،۴)آسیب جدی و پایدار قوای ذهنی و هوشی،۵)بروز علائم حادروان پزشکی به صورت توهمات وهذیان گویی(علایم جنون آمیز)،۶)افزایش رفتارهای تهاجمی،۷)تحریک پذیری و بی ثباتی خلق و خوی و۸)سوء ظن و حسادت به اطرافیان. (مویدی،۱۳۸۳،۴۶-۴۵)
گفتار سوم : مضرات جسمـی مشروبات الکلی
شاید بتوان گفت بیشترین تاثیر سوء شراب بر جسم آدمی است.به گونه ای که هیچ عضوی از اعضای بدن انسان رانمی توان یافت که ازگزند این ام الخبائث مصون باشد.تحقیقات علمی وکاوش های نظری به برخی ازاین مضرات دست یافته است.بی تردیددرآینده دورونزدیک آثار زیان باردیگری کشف خواهد شد.اینک به برخی از این آثار ناگوار اشاره می کنیم.
۱)عقل:مشروبات الکلی یکی از بلاهای بزرگ وخانمان برانداز زندگی بشر بوده و هست.در نکوهش این سم مهلک همین بس که با بزرگ ترین سرمایه ی بشر ووسیله ی امتیاز او بر سایر جانداران یعنی عقل و خرد سر جنگ ومبارزه دارد.زیان هایی که شراب به قوه عاقله و دراکه وارد می سازد و تصرفاتی که درافکارو اندیشه های انسان می کندومجرای ادراک را،چه در حال مستی و چه بعداز آن به انحراف می کشاند برای هیچ کس قابل انکار نیست. (مویدی،۱۳۸۳،۴۷)
مستی باعث زوال عقل گردیده وقوای دماغی شخص که درحالت عادی به فعالیت مشغول است،تحت تاثیر الکل یا خمر،تعطیل یا دچار اختلال می گردد. (جزایری،۱۳۸۷،۶۱)
۲)سیستم عصبی:عوارض عصبی ناشی از مصرف نوشابه های الکلی رادر دو جهت عضوی ورفتاری می توان بررسی کرد.عوارض عضوی مغز ومراکز عصبی بیشتر به صورت التهاب رشته های عصبی،تغییراتی در قشرمخ،آتروفی( کوچک شدن)مغز وبرخی بیماری های نادر دیگر ممکن است بروز کند.مشکلات رفتاری بیشتر به شکل اختلال هایی در خواب،رفتارهای تحریکی و تخدیری،خشونت یا کم شدن تحمل و غالبا بی حوصلگی خودنمایی می کند. (مویدی،۱۳۸۳،۵۲)
۳)مغز:دانشمندان دانشگاه جانزها پکینز در بالتیور ایالت مریلند آمریکا اعلام کردند مصرف میزان کم تا متوسط مشروبات الکلی سبب کاهش مغز انسان می شود. (مویدی،۱۳۸۳،۵۳)
برای محافظت از مغز خود از خوردن الکل خودداری نمایید.دکتر جین جک وانگ از آزمایشگاه دولتی اپتون نیویورک می گوید الکل برای مغز شمااصلا خوب نیست.معتادین به الکل به مغزخود صدمه می زنند.      (کارپر،۱۳۷۹،۳۹۴)
 
گفتار چهارم :مضرات اقتصادی مشروبات الکلی
متاسفانه حکومت ها تنها به فکر منافع مالیاتی شراب هستند ولی حساب بودجه های هنگفت دیگری را که صرف ترمیم مفاسد شراب می شود نمی کنند.اگر دولت ها حساب ازدیاد بیماری های روحی در اجتماع،خسارت های جامعه ی منحط،اتلاف وقت های گران بها،تصادفات رانندگی ناشی از مستی،فساد نسل های پاک،عقب ماندن فرهنگ،زحمت ها وگرفتاری های پلیس وپرورشگاه جهت سرپرستی اولاد الکلی ها بیمارستان ها وتشکیلات دادگستری برای جنایات آن ها،زندان برای مجرمان الکلی ودیگر خسارات ناشی از شراب خواری را یک جا بکنند،خواهند دانست درآمدی که به عنوان عوارض ومالیات شراب عایدشان می شود در برابر خسارت نام برده هیچ است. (مویدی،۱۳۸۳،۶۱)
نتایج اسف انگیز خوردن مشروبات الکلی به قدری زیاد است که به گفته یکی از دانشمندان اگر دولت ها ضمانت کنند درب نیمی از می خانه هارا ببندند می توان ضمانت کرد که ازنیمی ازبیمارستان ها وتیمارستان ها بی نیاز شویم. (درتاج،۱۳۸۹،۱۰۰)
افزون براین نتایج اسف انگیز،مصرف مشروبات الکلی راتنها باپول نمی توان سنجیدزیرامرگ عزیزان،به هم خوردن خانواده ها،آرزوهای بربادرفته وفقدان مغزهای متفکرانسانی به هیچ وجه باپول مقایسه شدنی نیست. (مویدی،۱۳۸۳،۶۲)
گفتار پنجم : مضرات اجتماعـی مشروبات الکلی
افزون بر آنچه گذشت،هوسبازی برای میگساری آثار نا گواری در جامعه دارد و سلامت اجتماع را از جهات گوناگون درمعرض خطروتهدید قرارمی دهد.برخی از این آثار ناگوار عبارتند از:۱)افزایش میزان حوادث رانندگی،۲)افزایش هزینه های مراقبت های بیماران عصبی و روانی،۳)افزایش بزهکاری وپی آمدهای حاصله از آن و۴)هزینه های مختلف مراجع پلیسی و قضایی مربوطه. (مویدی،۱۳۸۳،۶۳)
 
 
 
 
 
بخش دوم : نوشیدنی های کـافئین دار[۲]
کافئین چیست؟کافئین یکی ازمحرک ترین مواد سیستم عصبی درجهان است.کافئین مستقیماروی اعصاب اثرمی گذارد.همان طور که مصرف قهوه،چای و کولاها،شمارا سرحال می آورد،اثرات جانبی آن ها به مراتب زیان بخش تر است. (میندل،۱۳۷۵،۳۵۷)
نه تنهاکافئین ماده مخدراست بلکه بایدبگویم مخدری قوی است.ضمن اینکه ازنوشیدن انواع کولا،چای وقهوه ی روزانه خود لذت می برید به آن معتاد هم می شوید.کافئین مستقیما بر روی دستگاه عصبی مرکزی اثر می کند.پس از مصرف،خیلی سریع احساس خستگی را کمتر کرده و ذهن راروشن تر می کند.سبب تحریک کبدشده و قند ذخیره در آن را،آزاد می سازد.آزاد شدن قند ذخیره از کبد به وسیله کافئین فشار زیادی بر دستگاه غدد مترشحه داخلی وارد می سازد. (میندل،۱۳۷۲،۳۱۷)
نیمه عمرکافئین دربدن انسان۳تا۱۰ساعت است وزمان رسیدن به اوج غلظت۳۰ تا۶۰دقیقه است.کافئین به آسانی به مغز می ‌رسدو باعث فعال شدن گیرنده‌هایی درمغز می ‌شود.نتیجه نهایی این فعالیت،افزایش برخی مواد شیمیایی در مغز است. (تبیان)
قهوه،چای و نوشابه های کولادار مقدار زیادی کافئین دارند.مقدار زیاد کافئین موجود در این آشامیدنی ها مستقیما باعث تحریک دستگاه عصبی می شود. (اورسل،۱۳۸۱،۱۰)
دریافت کافئین به مقدار زیاد منجر به از دست دهی سریع ترویتامین ها می شود.در این حالت علاوه بر کم کردن دریافت کافئین،مصرف مکمل های ویتامینی توصیه شده است. (ویلیامز،۱۳۸۳،۱۸۷)
مطالعات جدید نشان داده است افرادی که مقادیرزیادی کافئین ازمنابع مختلف خوراکی دریافت می‌کنند،بیشتر ازدیگران دچار توهم می‌شوند.این اشخاص معمولا صداهایی را می‌شنوند یا چیزهایی را می‌بینند که واقعا وجود ندارند و فرد فقط توهم حضور آن‌ هارا تجربه می‌کند.کافئین معمولا درموادی چون قهوه،چای و نوشیدنی‌های انرژی‌زایافت می‌شود.این تحقیق ازسوی شورای پژوهش اقتصادی و اجتماعی و شورای تحقیقات پزشکی درآمریکا صورت گرفته است.
دراین پژوهش۲۰۰دانشجومورد مطالعه قرارگرفتندوازآن‌ ها درخواست شداطلاعاتی رادرباره مقدارکافئین مصرفی روزانه‌شان درمحصولاتی که مصرف می‌کنندمانند قهوه،چای،نوشابه‌های انرژی‌زا،شکلات و قرص‌های کافئین دار دراختیار پژوهشگران قرار دهند.پس ازآن،درصد توهم‌زایی ومیزان استرس این افراداندازه‌گیری شد.بررسی‌ها نشان دادافرادی که بیشتر کافئین مصرف می‌کنند،صداهاوتصاویر واهی بیشتری به نظرشان می‌رسد و حضور افرادی را در اطراف‌شان حس می‌کنند که وجود خارجی ندارد. (www.icofee.ee)
کافئین درطول روزبه شکل های گوناگون مانند قهوه،چای،نوشابه های گازداروبسیاری از انواع شکلات موردمصرف قرارمی گیرد.کافئین،باعث تحریک بیماران روانی می شودوکلسترول خون راافزایش می دهد.کسانی که گرفتار عارضه افسردگی هستند،نباید بیش از یک گرم کافئین در روز مصرف کنند،زیرا سبب شدت یافتن افسردگی آن ها می شود.کافئین باعث می شود که مقدار قابل ملاحظه ای از سدیم و پتاسیم بدن از طریق کلیه ها دفع شودو هم چنین،جذب آهن را در روده ها کم می کند.کافئین،ماده طبیعی است که در بسیاری از غذاها نوشابه‌،قهوه،چای وشکلات یافت می‌شود که می‌تواند باعث علائمی متفاوت ازفردی به فرددیگر شود.این علائم که به آن حساسیت به کافئین می‌گویند،به میزان کافئینی اشاره دارد که فرد باید مصرف کند. کافئین ماده ای است که کفایت وقدرت کار مغز انسان را افزایش می دهد. (www.pezeshkan.info)
مصرف کم ومتعارف کافئین موجب بهترشدن روحیه وتغییر مثبت خلقیات شما شده و برعکس استفاده سنگین و بی رویه از آن  برای سلامت جسم و روحیات زیان بارخواهد بود. (کارپر،۱۳۷۹،۴۰۴)
کارشناسان ازکافئین به عنوان یک تیغ دو لبه نام می برند زیرا از یک سو می تواند بر خلق وخوی افراد اثر مثبتی بر جای گذارد و خستگی را از آن ها دور سازد،اما از سوی دیگر ممکن است تعادل فرد را مختل کند. مصرف کافئین تحریک پذیری فرد را افزایش می دهد وگاهی باعث می شود که فردرفتار نامطلوبی ازخود نشان دهد.مصرف این نوشیدنی ممکن است خطر ابتلا به افسردگی و ناامیدی را افزایش دهد. (تبیان)
منابع بزرگ کافئین:قهوه،چای و نوشابه. (کارپر،۱۳۸۹،۱۷۹)
 
 
 
مبحث اول : قـهوه[۳]
تصمیم گیری درباره ی اداره ی یک ملت غالبا با یک فنجان قهوه انجام می شود. (کاردینال ریشلیو)
واژه قهوه برگرفته اززبان عربی وبه معنای تحریک کننده وزائل کننده اشتهاست.میزان کافئینی که از طریق این نوشیدنی به بدن می‌رسد،با نوشیدن یک فنجان قهوه معمولی۱۱۵میلی گرم کافئین وبا یک فنجان نسکافه۶۵میلی گرم کافئین وبانوشیدن یک فنجان قهوه بدون کافئین باز هم معادل۳میلی‌گرم کافئین وارد بدن می‌شود.می‌توان گفت که کافئین درهیچ شرایطی به طور کامل ازقهوه جدانمی‌شود،بلکه مقدارآن به حداقل می‌رسد.نکته‌ای که بایددرمورد این نوشیدنی درنظرداشت،رعایت اعتدال درمصرف آن است.اگر بیش از اندازه به مصرف برسند،می‌توانند کلسترول خون را بالا ببرد.کافئین در طول روز به شکل های گوناگون از راه نوشیدن انواع نوشابه های گازدار،شکلات هاوقهوه وارد بدن می شود.امروز پژوهشگران درباره کافئین موجود در قهوه،نظریات مختلف و گاهی حتی متضاد ابراز می کنند.هم چنین گروهی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که قهوه باعث تحریک بیماران روانی می شود. (تبیان)
تاریخچه قهوه:درباره کشف قهوه چند داستان وجود دارد.بر طبق یکی ازاین داستان ها چوپانی به نام کادی تاثیر قهوه راکشف کرد.اومتوجه شد که گوسفندانش بعدازآن که دانه بوته ی خاصی رامی خورند چالاک تر می شوند.بنابراین خودش آن راآزمایش کردوحس کرد که کاملا نیرومند شده است. یک روحانی صوفی او را با گله گوسفندانش دید و پرسید چرا این قدر سر حالی؟پس از شنیدن جواب چند دانه ازآن درخت مرموز را با خود به دیر برد و بعدا روحانیون دیگر از آن گیاه مصرف کردند تا برای عبادت در طول شب های طولانی بیدار بمانند.در جهان اسلام قهوه همیشه نوشیدنی مورد علاقه بوده است چون برای مومنان واقعی نوشیدن مشروبات الکلی ممنوع است لذا مستی ناشی از کافئین جانشین مستی الکل شد.در ایالات متحده آمریکا نیز همین پدیده مشاهده شده است.دردوران ممنوعیت مصرف الکل مصرف قهوه به میزان زیادی افزایش یافت.در قرن هفده زمانی که قهوه وارداروپا شدتوجه طبقات مرفه راجلب کرد.چندین قهوه خانه نیز پدیدار شدند که درآنجا روشن فکران با هم ملاقات کرده وفلسفه بافی می کردند.قهوه از زمان ورود به اروپا با بیداری فکری و مباحثات روشنگرانه ارتباط داشت.بعضی ها مانند میشله حتی قهوه را موجب وقوع انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹می دانند.به نظراو قهوه عادت و شیوه ی زندگی و طرز تفکر فرانسویان را تغییر داد.می دانیم که آزاد اندیشان عادت داشتند یکدیگر را در کافه ی مشهور پاریس به نام پروکوپ ملاقات نمایند.
آن هادراین مکان باروحیه ای که باقهوه به هیجان آمده بودراجع به نظریات مختلف بحث می کردند.همین ملاقات ها وبحث ها سرانجام به انقلاب فرانسه انجامید.قهوه همواره شهرت خود را به عنوان نوشیدنی که به فکر کردن کمک می کند حفظ نموده است.خالقان آثار بزرگ از بالزاک تا پوانکاره زیاد قهوه می خوردند تا فکرشان تحریک شود.پوانکاره حتی بعضی از کشفیات خود را،به قهوه نسبت می داد.یوهان سباستیان باخ از این مایع سیاه رنگ آسمانی الهام می گرفت و یکی از اشعار خود را بدان اختصاص داده است. (گروهی از مولفان،۱۳۷۸،۲۳۲-۲۳۱)
از اثرات زیان بخش این مواد۱)آشامیدن قهوه زیاد معمولا باعث حالت عصبی،افسردگی،ناهنجاری های رفتاری،عصبانیت،بیش فعالی و کج خلقی می گردد،۲)اشخاصی که زیاد قهوه مصرف می کنند به کمبود ویتامین و مواد معدنی دچارمی شوند.کافئین بدن رااز ویتامین های ب،ویتامین های ث،روی،پتاسیم و سایر مواد معدنی تخلیه می کند. (میندل،۱۳۷۵،۳۵۷)
اگر چه مقادیرکم کافئین می تواند خواص بالا برنده خلق راداشته باشد اما مصرف زیاد و طولانی مدت کافئین و چای سیاه ممکن است اضطراب و افسردگی را تشدید کند. (زیمرمن،۱۳۸۶،۲۰۵)
نوعی بیماری به نام کافئیسم وجود دارد که با علامت کج خلقی همراه است.اگر چای و قهوه زیاد می نوشید احتمالا آن خستگی که به وسیله کافئین علیه آن مبارزه می کنید مربوط به کمبود پتاسیم است که در اثر مصرف زیاد کافئین از دست می دهید.معتادان به الکل و کسانی که زیاداز حد مشتاق شیرینی هستند باید آگاه باشند که احتمالا میزان پتاسیم آنها پایین است.مصرف زیاد کافئین،قهوه و چای مانع جذب آهن و کلسیم می شود. (میندل،۱۳۷۲،۱۳۲)
قسمت عمده آثار خوب وبد قهوه ناشی ازوجود وتانن موجوددرآن است.کافئین ممکن است درحالات روحی انسان اثر بگذارد وبسته به ساختمان بیولوژیک هر فردوحساسیت های خاص هرشخص،انرژی زاوفرح افزاباشد،کارمغزرابهبود بخشد وهوشیاری راافزایش دهد. (دریایی،۱۳۸۶،۱۰۹)
قهوه یکی از نوشابه های معروف مورد علاقه ی مردم دنیاست.نوشابه ای که آثار تحرک زایی آن برای مغز به علت داشتن مقدار قابل ملاحظه ای کافئین به ثبوت رسیده است.این نظری است که مورد قبول وتأیید جودیت ورتمن،دانشمند محقق در آثار تحرک زایی غذاها در دانشگاه ام– آی– تی می باشد.
این که خوردن قهوه به مقدار معمول روزانه چقدردر افزایش قدرت کار مغز اثر می گذارد سوالی است که تحقیقات دکتر هاریس لیبرمن دانشمند روان شناس در گروه دانشگاهی مغز وعلوم عقلی در ام– آی– تی به آن پاسخ می دهد.درآزمایشی که انجام شد به گروهی کپسول های حاوی کافئین و به گروهی دیگر  کپسول های پلاسبو(ماده بی اثر)داده شدکه البته خودآن ها نمی دانستند که کپسول هایی بامحتوای متفاوتی می خورند.سپس از آنها تست به عمل آمد.نتیجه بسیار هیجان انگیز بود،قهوه در هر یک از تست های مغزی،اثرش را نشان داد.نتیجه آزمایش را دکتر ورتمن چنین تفسیر می کند که اثر تحرک زایی کافئین روی مغز و اعصاب موجب تفکر وواکنش سریع تر،هوشیاری بیشتر و دقت بیشتر در پاسخ گویی شده است.از این آزمایش ها چنین بر می آید که اعم از اینکه داوطلب ها معمولا هیچ عادت به خوردن قهوه ندارند و یا کمی قهوه می خورند یا زیاد قهوه می خورند،تاثیر کافئین درنیرومند کردن فعالیت مغزی آنها یکسان است.شاید به زودی قهوه نیز با یکی از بر چسب‌هایی که روی آنها تصاویر گرافیکی انرژی زا بودن را نشان می‌دهد پشت ویترین مغازه‌ها دیده شود. (www.pezeshkan.info)
مبحث دوم : چـای[۴]
چای یکی از پرطرفدارترین نوشیدنی هاست که در بین ایرانیان نیز ازارزش و اهمیت خاصی برخوردار است.جرعه هایی که هیچ کس از آن نمی گذرد.چای به عنوان نوشیدنی پیش غذا،پس غذا و دروعده صبحانه مصرف می شود و می توان گفت که بعد از آب یکی از پر مصرف ترین نوشیدنی ها دردنیا محسوب می شود که می تواند فواید و مضراتی داشته باشد.ایرانیان۴ تا ۵/۴ درصداز مصرف کل چای جهان را به خوداختصاص داده اندو این در حالی است که جمعیت ایران،حدودا یک درصداز کلّ جمعیت دنیاست.با آن که ازرسانه های جمعی،اخبارزیادی درباره منافع نوشیدن چای می شنویم،امّا گهگاه درهمین رسانه ها،خبرهایی مبنی برمضرّ بودن چای هم پخش می شود.خلاصه این که در مورد مصرف چای حرف و حدیث های بسیاری وجود دارد.   (www.hamshahrionline.ir)
یک رژیم غذایی متعادل در حفظ سلامت و کمک به کاهش استرس اهمیت زیادی دارد.کافئین یکی از محرک های سیستم اعصاب مرکزی و یکی از عوامل تشدید کننده و یا ایجاد کننده حالاتی شبیه استرس است و این ماده در چای،قهوه،شکلات و نوشابه های گازدار وجود دارد.
کافئین سبب آزاد شدن هورمون آدرنالین در بدن و افزایش استرس می شود.زمانی که این ماده درحد متعادل مصرف شود،هوشیاری افزایش یافته وفعالیت قلب،سیستم عصبی و عضلات نیز بالا می رود ولی مصرف بیش از حد کافئین اثری مشابه استرس طولانی مدت دربدن ایجاد می کند.همان اندازه که مصرف میوه ها می توانددر کاهش استرس تاثیرگذار باشد مصرف چای،قهوه ونوشابه های حاوی کافئین نیز درافزایش اضطراب و استرس موثر است. (سلامت نیوز)
تفکرات چندین ساله چای یک شبه عوض نمی شود.باورها و تصورات غلط بسیاری درباره ی این نوشیدنی وخواص آن وجود دارد.چای دارای ماده ای به نام تانن است که با آهن موجود در منابع گیاهی ایجاد ترکیبی به نام تانات آهن می کندوموجب دفع آهن ازبدن می شود و این امربه ویژه برای افرادی که مبتلا به کم خونی وفقرآهن هستند،مضر بوده وکم خونی آنان راتشدید می کند.برطبق معیارهای طبّ جدید و قدیم،نقش چای درایجاد کم خونی غیرقابل انکار است.لذا اگر چای بلافاصله پس از صرف غذا نوشیده شود از جذب آهن غذا جلوگیری می کند که حاصل آن ایجاد کم خونی های مزمن است.پس مصرف چای باعث کاهش جذب آهن در بدن و افزایش ابتلا به بیماری کمبود آهن می‌شود.هم چنین چای حاوی یک فاکتور ضدویتامین ب۱ است ومانع استفاده بدن از ویتامین ب۱ می شود.بنابراین نتیجه می گیریم که مصرف چای با فاصله کوتاهی بعد از غذا،می تواند انسان را درمعرض کمبودآهن و نیز کمبودویتامین ب۱ قراردهد.چای علاوه براختلال درجذب آهن با جذب کلسیم،فسفر و برخی از ویتامین ها نیز تداخل دارد.تئین موجود درچای،علاوه بر اثرآرام بخشی خود،محرک سیستم اعصاب سمپاتیک نیز هست،به این ترتیب و با افزایش ترشح آدرنالین،منیزیوم داخل سلولها کاهش می یابد.
در ژورنال us pharmacist در آمریکا دکتر استیفن پری گزارش داده است که کافئین یک محرک است که اگرزیاد مصرف شودمشکلاتی رابه وجود می‌آورد.راه حل این است که تا حد ممکن کافئین را ازرژیم غذایی خود حذف کنید.این بدین معنی است که نه تنها قهوه،بلکه شکلات،چای ونوشابه را باید مصرف نکرد.
دراین شرایط این سؤال پیش می آید که بالاخره نوشیدن چای مفید است یا مضر؟چای آری یا خیر؟در مورد مصرف چای بایدها و نبایدهایی وجود دارد.در تحقیقات فراوانی که درباره مصرف چای انجام شده،آمده است که مصرف معمولی چای هیچ ضرری برای فرد ایجاد نمی کند،در حالی که نوشیدن چای زیاد باعث تحریک اعصاب می شود.نکته دیگر این که حتی المقدور افراد یک یا دو ساعت بعد از صرف غذا،چای بخورند و هم چنین از خوردن چای پررنگ پرهیز کنند.
اعتیادآوربودن چای از موارد مسلّم وواضحی است که نیاز به اقامه دلیل ندارد.مضرّات چای عبارتند از:ضعف حافظه،حسّاسیت،زودرنجی،تحریک پذیری،سردرد،بی حوصلگی وآشفتگی روحی.این مسأله به دلیل وجود مواد اعتیادآور طبیعی در چای ازجمله کافئین است و از سویی می تواند مؤیّد جدّی بودن این ادّعا باشد که برخی تولید کنندگان چای دربعضی کشورها،برای حفظ مشتریان خود به چای مواد افزودنی اعتیادآوراضافه می کنند.به همین دلایل،مصرف مداوم چای می تواند مقدمه مناسبی برای پذیرش سایر اعتیادها باشد چنان که معمولا می بینیم که اعتیاد به چای،سیگار و موادّ افیونی معمولا در همراهی با هم دیده می شوند.
مبحث سوم : نـوشابه[۵]
نوشابه های شیرین،واقعیت های تلخ
نوشابه های گازداررا خوشمزه خطرناک لقب داده اند.نوشابه ها همیشه متهم اندچرا که نوشابه ها به اندازه دخانیات برای سلامتی مضرهستند.نوشابه های خنک و شیرین سرشار از مضرات دردسر آفرین می باشند که سلامت را تهدید می کند.اشتیاق به نوشیدن کولا اغلب به علت اعتیاد به قندو کافئین موجود در آن است.در صورتی که کولا ها به طور کلی فاقد ارزش تغذیه ای هستند.
سوال مهم این است که آیا مصرف نوشابه باعث خشونت می‌شود؟ نوشابه‌ها قند زیادی دارند و اغلب در برنامه غذایی سالم جایی ندارند.اما به نظرمی‌رسد این همه ماجرا نباشد.محققین می‌گویند مصرف زیاد نوشابه با رفتارهای خشونت‌آمیز بیشترو حتی حمل سلاح همراه است.به نظر می‌رسد نوشابه،فقط باعث چاقی و کاهش اشتها نمی‌شود،‌بلکه آدم‌هایی عصبانی‌ترو خشن‌تر از افراد می‌سازد.مطالعات جدید نشان می دهد که نوجوانانی که از نوشابه استفاده می‌کنند،در مقایسه با هم‌سالانشان که کم‌تر نوشابه می‌نوشند،بیشتر وارد دعوا می‌شوندو بیشتر پیش می‌آید که،سلاح با خود حمل ‌کنند،ولی محققین نتوانسته‌اند مستقیماً ثابت کنند که نوشابه باعث این رفتار خشونت‌آمیز است.با این حال،این مطالعه،یکی دیگر از مطالعات فراوان و در حال گسترشی است که نشان می‌دهد تغذیه می‌تواند روی رفتار ما موثر باشد.
دیویدهمن‌وی،مدیر مرکز مطالعات کنترل آسیب،دانشکده هاروارد دراین‌باره می‌گوید:وقتی دیدیم میزان این تأثیر چه قدرزیاداست،شگفت‌زده شدیم،حتی زمانی که مصرف الکل وتنباکو ونیز عوامل خانوادگی مانند شام خوردن خانواده درکنار یکدیگر را،به صورت مؤلفه‌های کنترل در آوردیم،باز هم این تأثیر وجود داشت.
یک رابطه قوی بین استفاده بیشتر از نوشابه‌هاودعواهای بیشتر،بارفتارهایی مثل هل دادن وپرت کردن وجوددارد.کارشناسان قانون،مدت هاست که علاقه فراوانی به درک نحوه تاثیرمواد غذایی بر رفتاردارند.درسال ۲۰۰۶(۱۳۸۵)مطالعه‌ای درنروژ نشان داد نوجوانانی که مقادیرزیادی نوشابه می‌نوشند،‌در مقایسه باکسانی که کم‌تر نوشابه مصرف می‌کنند،مشکلات روانی بیشتری دارند.مطالعه دیگری که به تازگی منتشر شده،دربین این افراد،رفتارهای ضداجتماعی بالاتری را گزارش می‌دهد،به طوری که محققین به این نتیجه رسیدند که افرادی که زیادنوشابه می‌نوشند،رفتار خشونت‌آمیز بیشتری دارند.مثلا،در بین نوجوانانی که کم‌تر ازیک قوطی نوشابه درهفته می‌خورند،تنها۲۳درصد باخود سلاح حمل کرده‌اند،درحالی که این رقم درافرادی که زیادنوشابه می‌نوشندبه۴۳درصدمی‌رسد.هم چنین خشونت نسبت به همسالان در بین کسانی که کم تر نوشابه می نوشند، ۳۵ درصدودر بین کسانی که۵قوطی یا بیشتر نوشابه در هفته می‌نوشند،۵۹درصد است.البته خیلی زود است که ادعا کنیم نوشابه باعث خشونت می‌شود.برنارد گش،از محققین دانشگاه آکسفورد انگلستان،که روی رژیم غذایی و رفتار مطالعه می‌کند می‌گوید،این مطالعه تنها یک همبستگی را نشان می‌دهد.با این حال مطالعات روبه افزایش،نشان می‌دهند که،دست‌کم شکررا می‌توان تا حدی مقصردانست.برخی مطالعات نشان می‌دهند که قدرت اراده افراد به نحوه متابولیسم گلوکز در مغز مربوط است.همچنین شواهد خوبی وجود دارد مبنی براین که،افرادی که آغازگررفتارهای خشونت‌آمیز هستند،فرایند هضم گلوکز غیرطبیعی دارند.همچنین مصرف زیاد شکردر این افراد،می‌تواند آن‌ ها را به سمت رفتارهای خشونت‌آمیز بیشتری ببرد.با این حال،‌برای تاییداین نتایج،‌هنوز نیاز به مطالعات بسیار بیشتری هست. (تبیان)
به گزارش کلینیک باشگاه خبرنگاران،براساس یافته های جدید،مصرف نوشابه های گازدارمی تواند تا۲برابراحتمال بروز دعواو پرخاشگری و تخریب اموال را درکودکان افزایش دهد.گفتنی است،بررسی ها نشان می دهند،مصرف نوشابه های گاز دار علاوه بر تاثیرات مخرب براعصاب وروان کودکان،باعث بروز تغییرات اساسی درساختار سوخت وساز بدن کودکان  می شوند.رییس انستیتو تحقیقات تغذیه ای وصنایع غذایی کشور گفت مصرف نوشابه های انرژی زا موجب کاهش جذب عناصر مغذی مانند کلسیم،منیزیم،روی وآهن می شود. (خبرگزاری دانشجویان ایران)
 
 
 
 
[۱] .Alcohol
[۲] .Caffeine
[۳] .coffee
[۴].tea
[۵] .Drink

 

 

خرید پایان نامه کارشناسی ارشد : همکاری با سازمان بهداشت جهانی
ارسال شده در 6 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

همکاری با سازمان بهداشت جهانی
مقایسه موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی با موافقتنامه موانع فنی فرا راه تجارت
تشخیص این موضوع که مقررات خاصی که یک کشور برای حفظ بهداشت و حیات انسان و حیوان و یا گیاه کشور وضع می کند از نوع مقررات فنی است و یا یک ضابطه بهداشتی و بهداشت گیاهی است، به اهداف تدوین چنین مقررات وضوابطی بستگی دارد. در واقع این تشخیص از روی نوع کالا انجام نمی گیرد بلکه نوع اقدامات هر کشور در خصوص شرایط استاندارد یک محصول، تعیین کننده است. پیچیدگی کار از آنجا ناشی می گردد که تقریباً مقررات هر دو موافقت نامه در بسیاری از حوزه ها شبیه هم هستند و هدف هر دو موافقتنامه جلوگیری از ایجاد موانع غیر ضروری برای تجارت است. باوجود این تفاوت هایی هم وجود دارد که دانستن آنها تشخیص یک مقرره فنی از یک ضابطه یا اقدام بهداشتی را میسر می سازد.

 

توافقنامه SPS ، طیف محدودی از مقیاس های حفاظت از سلامت را تعریف  می کند، اما الزامات بسیار دقیقی برای این مقیاس ها تعیین شده است؛ به طور مثال آنها بر اساس توجیهات علمی هستند.در مقابل در توافقنامه TBT طیف گسترده ای از الزامات فنی اعمال می شود و تنها به اطلاعات علمی قابل دسترس اشاره می کند که ممکن است یکی از شاخص های مربوط در ارزیابی ریسک باشد. برخی از این الزامات فنی از اهداف سلامت یا امنیت معرفی شده اند اما الزامات دیگر جهت استاندارد سازی تولیدات، تضمین کیفیت یا اجتناب از فریب مصرف کننده است که در این موارد ممکن است توجیه علمی با ارزیابی ریسک ها ارتباط کمتری داشته باشد. به عبارت دیگر در موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی، مبنای اصلی برای قراردادن الزامات فنی، وجود توجیهات علمی است در صورتی که در موافقتنامه موانع فنی بر سر راه تجارت ، ممکن است الزامات فنی به دلایل دیگر مانند امنیت ملی آن کشور،اعمال شود هرچند که توجیه علمی هم میتواند یکی از دلایل آن باشد.

 

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

اما گاهی دلایل علمی برای تعیین میزان ریسک زندگی و سلامت انسانها کافی نیست به همین دلیل موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی در شرایط خاص  اجازه ی تصویب معیارهای موقتی بر اساس اطلاعات مربوطه موجود راجع به ریسک سلامت یک تولید یا فرایند را می دهد. برای نمونه  یک واکنش در شرایط اضطراری به شیوع ناگهانی یک بیماری حیوانی  که گمان می رودکه به واردات مربوط باشد که این امر موجب تعیین معیارها و استانداردهایی برای واردات می شود که بر مبنای توجیه علمی نیست و فقط بر اساس ضرورت این معیارها به صورت موقت اعمال می شود..اگرچه در این حالت هم یک عضو باید تلاش کند اطلاعات اضافی ضروری برای یک ارزیابی عینی تر ریسک   بدست آورد. دقیقا در پرونده ای در رکن استیناف سازمان تجارت جهانی که در مورد کشور ژاپن و واردات سیب مطرح شده بود به اقدامات موقت در صورت نبود دلایل علمی اشاره شده و از کشور اتخاذ کننده اقدامات موقت خواسته شده تا در مدتی معقول اطلاعات کافی را به دست بیاورد.
در نهایت می توان گفت با توجه به موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی و قواعدی که در مورد بهداشت عمومی هستند، این اجازه به اعضا داده شده تا در صورت ضرورت برای حفاظت از زندگی و بهداشت انسانها ،حیوانات و گیاهان (اهداف مشروع) تجارت را با توجه به اصل عدم تبعیض (رفتار ملی- رفتار دولت کامله الوداد) محدود کنند زیرا طبق مقدمه اساسنامه سازمان تجارت جهانی برای اعضای این سازمان سلامت انسانها در اولویت است هرچند که در این مسیر باید از محدود کردن غیر ضروری تجارت پرهیز کنند.
 
 
 
 
 
بخش دوم: عملکرد سازمان بهداشت جهانی  و تاثیر آن بر تجارت
سازمان بهداشت جهانی مسئول پاسخگویی به رویدادهای بین المللی در حال تغییر در زمینه ی بهداشت است و در این راستا تلاش می کند تا سلامت و بهداشت عمومی بر روی سیاستهای اقتصادی دنیا تاثیر گذار باشد زیرا این سازمان معتقد است پیشرفت تجارت و جهانی شدن باید موجب ارتقا سطح سلامت و بهداشت عمومی علی الخصوص در سرزمینهای فقیر و محروم شود. این سازمان تلاش می کند تا در موافقتنامه های چندجانبه تجاری، درک بهتری از مفهوم سلامت و بهداشت عمومی ایجاد کند و در تلاش است تا در قوانین اینگونه موافقتنامه ها منفعتهای بهداشتی به حداکثر و خطرات بهداشتی به حداقل برسند.
به همین منظور در سال ۱۹۷۷مجمع  بهداشت ، اهدافی را مقرر داشت تا پایان قرن ۲۰ کلیه مردم جهان باید به سطحی از بهداشت دست یابند که به آنها امکان برخورداری از یک زندگی پربار اجتماعی و اقتصادی را بدهد که این هدف به “بهداشت برای همه تا سال ۲۰۰۰” مشهور شده است. نکته ی جالب توجه در مورد این استراتژی تاکید آن به ارتباط نزدیک و پیچیده ای است که بین بهداشت و توسعه اقتصادی – اجتماعی وجود دارد. به همین جهت است که بسیاری از برنامه های تحقیقاتی سازمان بهداشت جهانی با مشارکت سایر موسسات تخصصی و برنامه های سازمان ملل متحد ازجمله بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی است.
گفتار اول: صلاحیت سازمان بهداشت جهانی در انعقاد موافقتنامه
با توجه به ماهیت سازمان بهداشت جهانی و اهلیت سازمانی خود که برگرفته از اساسنامه یا سند تاسیس خود می باشد علی الاصول این سازمان نمی تواند در مورد موضوعات تجاری موافقتنامه ای وضع نماید و اعضای خود را ملزم به رعایت آن کند بلکه این سازمان با سازمان های دیگر در تنظیم پیش نویس موافقتنامه ها تعامل می کند تا انعقاد آن موافقتنامه ها موجب آسیب به سلامت و بهداشت عمومی نشود از جمله این همکاریها ، تعامل با سازمان تجارت جهانی است به نحوی که سازمان جهانی بهداشت در موضوعاتی که در مورد سلامت و بهداشت عمومی است به سازمان تجارت جهانی مشورت می دهد تا مفاد موافقتنامه های این سازمان موجب ارتقای بهداشت عمومی و کاهش ریسکها در این زمینه شود.
در این ارتباط می توان به تعدادی از عملکردهای سازمان بهداشت جهانی در مورد  موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی و موضوعات مشترک این دو سازمان بیان کرد:
۱-توسعه سیاستها و استراتژی های سازمان بهداشت جهانی برای حفظ و ارتقا سلامت در زمینه ی افزایش آزادی های تجاری و قوانین بنیادین سازمان تجارت جهانی.
۲- پشتیبانی از مذاکرات بهداشتی-تجاری . پژوهش و تجزیه و تحلیل و مشورت برای بهتر کردن سیاست گذاری ها ، تصمیمات اتخاذ شده از مذاکرات و همچنین  کمک برای حل و فصل اختلافات ایجاد شده .
۳—کمک به وزارت بهداشت کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی برای اجرای معیارها و استانداردهای بین المللی(استانداردهایی که در موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی اشاره شد ) و همچنین کمک به اقدامات فرامرزی کشورها در مواقعی که امنیت سلامت و بهداشت عمومی در معرض تهدید است.
۴- نظارت بر ارائه خدمات بهداشتی که به نحوی با توافقنامه گاتس در ارتباط است.
گفتار دوم: کنوانسیون تنباکو
با قاطعیت می توان گفت مهمترین عملکرد سازمان بهداشت جهانی در ارتباط با موضوعات تجاری و موضوعات مشترک با سازمان تجارت جهانی، عضویت سازمان بهداشت جهانی در کمیته های کالا ، تریپس و کمیته موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی به عنوان عضو ناظر است و بر تصمیم گیری های این کمیته ها نظارت کند.
همانطور که گفته شد، سازمان بهداشت جهانی ، اهلیت تصویب کنوانسیون ها و موافقتنامه هایی را که موضوع اصلی آن ها حفظ سلامت و بهداشت عمومی است را دارا می باشد. حال ممکن است در راستای دستیابی به این هدف ،تاثیراتی غیر مستقیم بر تجارت هم گذاشته شود.مهمترین نمونه و شاید هم اولین نمونه این کنوانسیون ها ،کنوانسیون کنترل دخانیات است که بر اساس آن یکسری معیارهای حداقلی برای کنترل دخانیات اتخاذ شده و حتی در آن به کشورها اجازه داده شده تا این معیارها را ارتقاء دهند تا سلامت و بهداشت عمومی مورد تهدید قرار نگیرد.
کنوانسیون کنترل دخانیات اولین معاهده جهانی درباره بهداشت عمومی است و کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی ملزم به اجرای مفاد آن هستند. این کنوانسیون در سال ۲۰۰۳ در پنجاه و ششمین اجلاس مجمع جهانی بهداشت به اتفاق آرا مورد تایید قرار گرفت و بر این اساس کشورهایی که این کنوانسیون را تصویب کردند موظف هستند ، ظرف ۳ سال روی بسته های سیگار هشدارهای جدی بهداشتی بچسبانند وظرف ۵ سال تبلیغات دخانیات را محدود کنند. که این تعهد دوم  در عمل موجب محدودیت در تجارت سیگار و تنباکو می شود به نحوی که شرکتها نمی توانند محصولات خود را تبلیغ کنند و همینطور افراد هم نمی توانند محصولات شرکتهای جدید را بشناسند.
 
 
[۱]- فاطمه طیار،کارشناس مسئول صادرات و واردات. ر.ک به پورتابل سازمان ملی استاندارد ایران(Isiri.org)
[۲]- WTO Agreements and Public Health.op.cit.pp 36 – 37
[۳]- op.cit.p 37
[۴]- WTO Appellate Body Report, japan-appels.
Available at: https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/cases_e/ds245_e.htm last visited12/5/2015
[۵]- http://www.who.int/trade/about/en/ last visited10/8/2015
[۶]-World Health Assembly
[۷]-نجفی بهزاد، پیشین، ص ۱۱۱-۱۱۲
[۸]- http://www.who.int/trade/about/en/ last visited10/8/2015
[۹]- Craig VanGrasstek .op.cit. p 163

 

[۱۰]-نجفی بهزاد، پیشین، ص ۳۱۵

 

 

متن کامل پایان نامه حقوق :رکن مادی معاونت در جرم
ارسال شده در 6 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

رکن مادی معاونت در جرم
هر جرمی الزاماً دارای یک عنصر مادی است از این الزام می توان نتیجه گرفت که تحقق جرم موکول به بروز عوارض بیرونی اراده ارتکاب جرم است تا وقتی مظهر خارجی اراده به صورتی از جمله فعل یا ترک فعل تحقق نیافته  جرم واقع نمی شود بنابراین صرف داشتن عقیده، اندیشه و قصد ارتکاب جرم بدون انجام هیچ گونه عمل مادی قابل تعقیب و مجازات نمی باشد برای اینکه معاونت در جرم قابل مجازات باشد بایستی همکاری و مساعدت در ارتکاب جرم حتماً به یکی از طرق مذکور در ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی باشد. رکن مادی معاونت در جرم دارای شرایطی می باشد که یک به یک به بررسی آنها می پردازیم.

 

۱-۱-۲ رفتار مرتکب
طبق نظریه غالب کلیه مصادیق معاونت در جرم مندرج در ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی از اعمال و افعال مثبت تشکیل یافته است. بنابراین ترک فعل و یا خودداری از انجام عمل را نمی توان به عنوان معاونت مجازات نمود. کسی که فقط شاهد وقوع جرم بوده و نتوانسته یا نخواسته که مانع وقوع جرم شود را نمی توان به عنوان معاون جرم تحت تعقیب قرار داد.

 

 

برابر رویه قضایی ایران سکوت و عدم اقدام به جلوگیری از ارتکاب بزه را نمی توان معاونت تلقی نمود.
دکترین غالب حقوقی نیز موید این موضوع می باشد.

 

 

شعبه پنجم دیوان عالی کشور در دو حکم جداگانه موضوع فوق را تایید نموده است.
«سکوت و عدم اقدام به جلوگیری از ارتکاب بزه را نمی شود معاونت تلقی کرد بنابراین اگر کسی در حضور دیگری مرتکب قتلی شود و شخص حاضر با امکان جلوگیری سکوت اختیار کند شخص حاضر مستوجب هیچ گونه مجازاتی نیست. »
«اگر یکی از دو نفر همکار اداری مرتکب اختلاس شود و دیگری با علم و اطلاع، سکوت اختیار کند و گزارش ندهد عمل او را نمی شود معاونت تلقی کرد چون رکن تحقق جرم معاونت، وحدت قصد و تبانی با مجرم اصلی است و بعلاوه از امور وجودیست نه عدمی و با فرض این که مشارالیه مطلع از اعمال آن شخص بوده و از راه ارفاق یا دوستی اغماض کرده و گزارشی نداده تحقق معاونت نیست چون غیر از این امر دیگری به او نسبت داده نشد. و آنچه منسوب به مشارالیه است جرم نیست».
به نظر می رسد که معاونت در جرم ، منحصر در فعل مادی مثبت نیست بلکه از طریق ترک فعل نیز امکان دارد یعنی معاونت در جنایت ، هم به صورت فعل و هم به صورت ترک فعل قابل تحقق است . به عنوان مثال سرایداری که از قصد صاحبخانه برای قتل پدر مطلع است و از بستن و قفل کردن درب منزل که وظیفه اوست خودداری می کند و مرتکب از این فرصت استفاده و با درست به قتل پدر می کند در مصداق تسهیل وقوع جرم ، معاون در قتل عمدی است . با این حال باید پذیرفت که در ماده مرقوم غلبه با مواردی است که فقط با فعل امکان پذیر است[۱].
به نظر می رسد که در صورت موظف بودن کسی به اعمال کنترل و مراقبت بر اعمال دیگری گاه می توان عدم اعمال این وظیفه را نوعی تشویق مجرم و تسهیل جرم ارتکابی ، و در نتیجه ، معاونت در جرم دانست[۲] .
در خصوص ترک فعل در معاونت جرم ،مفاد ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی باید لحاظ شود.طبق ماده فوق الذکر هرگاه کسی فعلی که انجام آن را بر عهده گرفته یا وظیفه ی خاصی را که قانون بر عهده او گذاشته است ،ترک کند و به سبب آن جنایتی واقع شود ، چنانچه توانایی انجان آن فعل را داشته است جنایت حاصل به او مستند می شود و حسب مورد عمدی ، شبه عمدی یاخطای محض است ، ماننداینکه مادر یا دایه ای که شیر دادن را بر عهده گرفته است ،کودک را شیر ندهد یا پزشک یا پرستار وظیفه ی قانونی خود را ترک کند.بنابر این به نظر می رسد ترک فعل در صورتی در مصداق تسهیل وقوع جرم ، می تواند معاونت تلقی شود که:
اولا فردی انجام فعلی را که بر عهده گرفته یا به موجب قانون بر عهده وی گذاشته شده را ترک کند.
ثانیا به سبب ترک فعل مذکور جنایتی واقع شود.
ثالثا توانایی انجام آن فعل را داشته باشد.
نظریه شماره ۳۸۲۴/۷-۱۳۸۴/۶/۱۲ نیز موید مطلب فوق می باشد.طبق این نظریه بردن مال متعلق به شرکت توسط شخص مورد نظر از مصادیق بارز بزه سرقت و عدم اقدام نگهبان در جلوگیری از بردن مال مزبور به شرط تحقق شرایط معاونت در جرم از جمله وحدت قصد از مصادیق معاونت در سرقت می باشد مشروط به اینکه مطابق شرح وظایف نگهبان مزبور مسئولیت حفظ و حراست اموال شرکت را عهده دار بوده باشد.
 
۲-۱-۲ تقدم یا اقتران زمانی
طبق تبصره ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی برای تحقق معاونت در جرم تقدم یا اقتران زمانی بین رفتار معاون و مرتکب جرم شرط است به طوری که معاونت در جرمی که خاتمه یافته منتفی است . بنابراین اعمال مادی معاونت در جرم یا باید قبل از اعمال مادی جرم اصلی رخ دهد یا همزمان با آن باشد و اگر عملی بعد از تحقق جرم اصلی رخ دهد، جرم مستقل محسوب می شود هر چند مرتبط با جرم اصلی باشد[۳].
بعنوان مثال چنانچه فردی اموالی را به سرقت برد و از فرد دیگری جهت اخفا یا معامله اموال مسروقه کمک گیرد عمل فرد اخیر معاونت در سرقت نمی باشد بلکه خود جرم مستقل دیگری می باشد.
بطور کلی معاونت در سه بازه زمانی ممکن است صورت گیرد.
الف) معاونت قبل از انجام عمل مجرمانه.
مانند اینکه شخص معاون اقدام به تحریک یا تشویق مباشر جرم به ارتکاب عمل مجرمانه نماید و شخص مباشر در اثر این تحریک یا تشویق مبادرت به ارتکاب جرم نماید. این عمل وفق تبصره ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ به عنوان بزه معاونت قابل تعقیب کیفری است.
ب) معاونت حین انجام عمل مجرمانه
حضور در صحنه جرم و راهنمایی و کمک رساندن به مباشر در ارتکاب جرم بدون مداخله در ارتکاب عناصر مادی بزه. مصداق بارز معاونت  حین انجام عمل مجرمانه کشیک دادن در صحنه جرم  می باشد. مثال دیگر آن نیز تسهیل ارتکاب جرم از طریق راهنمایی یا ارائه طرق ارتکاب جرم در زمان وقوع از طریق تجهیزات الکترونیکی می باشد. این عمل نیز وفق تبصره ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ به عنوان بزه معاونت قابل تعقیب کیفری است.
ج) معاونت بعد از عمل مجرمانه
چنانچه مباشر جرم، مرتکب جرم اصلی گردیده و جرم خاتمه یافته، سپس شخص معاون اقداماتی در راستای فرار مباشر جرم یا مخفی نمودن مباشر صورت دهد یا اقدام به مخفی نمودن آلات و ادوات جرم نماید طبق مرات تبصره ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی به عنوان معاون جرم نمی توان وی را تحت تعقیب قرار داد و چنانچه افعال صورت گرفته مصداق بزه خاصی باشد تحت همان عنوان جزایی وی را می بایست تحت تعقیب قرار داد و الا فاقد وصف جزایی می باشد. بنابراین ،اعمالی که پس از اتمام جرم ، در جهت کمک به مجرم برای فرار  و یا برای اختفای آلات جرم انجام می شود را نمی توان معاونت در جرم دانست ، هر چند که ممکن است این اعمال ، جرم خاصی محسوب گردند[۴]
تبصره مذکور صراحتاً اعلام می دارد: «برای تحقق معاونت در جرم… تقدم و یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است». بدین ترتیب عمل معاونت لزوماً زمانی طبق این تبصره قابل تعقیب کیفری است که قبل از وقوع جرم و یا همزمان با وقوع جرم صورت گرفته باشد.
 
۳-۱-۲ تحقق کامل عملی که مصداق معاونت در جرم می باشد
برای اینکه معاونت تحقق پیدا کند علاوه بر اینکه لازم است فاعل اصلی جرم، جرم ارتکابی را اجرا یا لااقل شروع به اجرای آن نماید لازم می باشد که عملی که مصداق معاونت است (از قبیل تحریک، تطمیع و …) بطور کامل انجام شده باشد و چنانچه معاون شروع به اجرای یکی از مصادیق (مثل تطمیع، فریب و …) نماید و در حالی که مصادیق فوق هنوز بطور کامل اجرا نشده فاعل اصلی اقدام به ارتکاب جرم نماید، معاونتی صورت نگرفته است زیرا ما در بحث معاونت، شروع به اجرای معاونت نداریم. یعنی هر چند ممکن است معاونت در شروع به جرم دارای مجازات باشد (در صورتی که شروع به جرم صورت گرفته دارای وصف کیفری باشد) لیکن شروع به معاونت در جرایم قابل مجازات نیست.
به عنوان مثال چنانچه فردی اقدام به تحریک دیگری به قتل عمدی نماید و فرد تحریک شده در اثر این اقدام معاون وسایل ارتکاب جرم (از قبیل اسلحه) تهیه و به سوی مجنی علیه نشانه گیری نماید لیکن به علت عدم مهارت تیر وی به مجنی علیه اصابت ننماید در اینجا عمل مباشر شروع به قتل عمدی و عمل معاون معاونت در شروع به قتل عمدی می باشد لیکن چنانچه فردی اقدام به شروع به تحریک دیگری به ارتکاب قتل عمدی نماید لیکن قبل از اینکه تحریک تمام و فرد اقدام به قتل نماید ، مباشر از تصمیم خود صرف نظر نماید بحث شروع به معاونت منتفی بوده و اقدامات صورت گرفته از سوی معاون چنان چه دارای وصف کیفری باشد ( مانند حمل سلاح غیر مجاز )به همان مجازات محکوم خواهد شد و چنان چه فاقد وصف جزایی باشد مجازاتی بر شخص معاون بار نخواهد شد . از طرفی اگر معاون جرم از حصول نتیجه مجرمانه و انجام جرم مورد نظر انصراف حاصل نماید و در صدد رفع آثار آن بر آید و کوشش او در فاعل اصلی جرم موثر واقع نشود و جرم منظور به انجام برسد ، چون انصراف معاون موخر به همکاری مجرمانه بوده لذا نمی توان معاون را از مجازات معاف کرد ، چرا که به مجرد همکاری در جرم ، معاونت آثار و نتایج خاص خود را آشکار ساخته و انصراف بعدی موثر در مقام نمی تواند باشد . ولی اگر قبل از ارتکاب عمل اصلی آثار و نتایج حاصله از اعمال خود را خنثی سازد و آن را به کلی بر طرف کند ، دیگر معاون در جرم محسوب نخواهد شد .
۴-۱-۲ مصادیق معاونت در جرم
ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی مصادیق معاونت در جرم را بیان کرده است.
برخی از مصادیق مذکور در این ماده به عنوان فعل معنوی شناخته می شود مانند تحریک و ترغیب و فاعل آنها را فاعل معنوی می نامند.
جمهور حقوقدانان معتقدند که مصادیق معاونت در جرم جنبه حصری دارد و معاونت الزاماً باید به یکی از طرق مصرحه در قانون باشد[۵].
حکم شماره ۱۱۶۶-۴/۹/۱۳۲۵ موید نظریه فوق می باشد. طبق این حکم «معاونت موضوع ماده ۲۸ قانون کیفر عمومی (سابق و ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی) به موردی که در آن ماده مندرج است محقق می شود و دادگاه باید مشخص کند که به کدامیک از عناوین نظر داشته است».
حال به بررسی هر یک از این موارد می پردازیم.
 
 
 
۱-۴-۱-۲ ترغیب
راغب گردانیدن و رغبت نمودن، راغب کردن کسی را و خواهان گردانیدن، در رغبت و خواهش انداختن کسی را، برانگیختگی[۶]
منظور از ترغیب هر عملی است که شخصی بوسیله آن دیگری را به ارتکاب جرم وادارد[۷]ترغیب غالباً تحریکی است که شوق و تمایلی را در مباشر جرم برای ارتکاب بزه ایجاد می کند. [۸]
در اصطلاح کیفری به معنی ایجاد علاقه و جلب تمایل دیگری برای ارتکاب جرم است. پس هرگاه شخصی تحت نفوذ و القای اندیشه از ناحیه دیگری مصمم به ارتکاب جرم شود می توان ترغیب کننده را به عنوان معاون جرم قابل تعقیب و مجازات دانست[۹].
در تحریک، شخص تحریک کننده تلاش دارد تا اراده ارتکاب جرم را در دیگری بوجود آورد لیکن در ترغیب، شخص سعی دارد از روش های مختلف انگیزه ارتکاب جرم را در فرد مجرم تقویت کند (یعنی میل به ارتکاب جرم در فرد وجود دارد و شخص معاون این میل را تقویت نماید) لذا می توان گفت، ترغیب تشدید میل و رغبت ارتکاب جرم در دیگری است. در ترغیب شخص معاون اقدام به ترسیم مزایای ارتکاب جرم در ذهن مباشر می نماید و این در حالی است که شخص مباشر خود نیز تمایل به ارتکاب بزه دارد.لیکن در تحریک بدون اینکه مباشر تمایل به انجام بزه داشته باشد ،شخص معاون اقدام به نفوذ به ذهن مباشر و تحریک وی می نماید  و از این طریق وی را به ارتکاب جرم وا میدارد .ترغیب ،تهدید و همچنین تطمیع همواره متضمن نوعی تحریک است [۱۰].ترغیب به ارتکاب جرم نیز برای آنکه قابل تعقیب باشد اولاً باید موثر در فرد ترغیب شونده بوده و ثانیاً باید در اثر این ترغیب جرمی بوقوع بپیوندد و صرف ترغیب هر چند فرد را برای ارتکاب جرم مصمم نماید لیکن بدون انجام عمل مجرمانه اصلی فاقد وصف جزایی است.
وسیله ای که برای ترغیب بکار می رود از نظر نتیجه حاصله بی اثر است. یعنی ترغیب ممکن است از طریق کلام و القا فکر و انگیزه صورت گیرد و یا با وعده و وعید، یا انگیزش های مالی توام باشد[۱۱].
به نظر می رسد راه های عملی همچون همراهی کردن مباشر جرم تا محل وقوع جرم و در کنار مباشر ماندن تا هنگام ارتکاب جرم در صورت ترغیب مباشر به ارتکاب جرم می تواند معاونت محسوب گردد بعنوان مثال کسی که همسر خود را تا مطلب پزشک جهت سقط جنین همراهی و سپس در هنگام  سقط نیز دست همسر خود را گرفته و او را دلداری می دهد در صورت داشتن سایر شرایط به نظر می رسد تحت عنوان معاونت قابل پیگرد می باشد.
۲-۴-۱-۲ تهدید
بیم کردن، ترسانیدن، نیک ترسانیدن، بیم دادن، ترس دادگی و ترسانیدن [۱۲]
این نوع معاونت در جرم در قانون سابق مجازات عمومی ایران وجود نداشت و از مواردی است که ضمن اصلاحات سال ۱۳۵۲ در قانون پیش بینی گردیده و تصور می شود که از قوانین اروپایی ، مخصوصا از قانون جزای فرانسه اقتباس شده باشد ،زیرا در ماده ۶۰ قانون مجازات عمومی فرانسه صراحتا اشاره به معاونت از طریق تهدید شده است[۱۳].
در اصطلاح مراد از تهدید عبارت از این است که کسی از طریق ایجاد خطر برای جان یا مال یا آبروی دیگری او را وادار به ارتکاب جرم کند[۱۴].
تهدید از نظر حقوقی عبارت است از مجموعه اقدامات کتبی و یا شفاهی که شخص به عمل                می آورد تا دیگری را بر خلاف میل باطنی خود وادار به ارتکاب عمل مجرمانه بنماید، به نحوی که اگر از ارتکاب این اعمال امتناع ورزد، احتمال خطر جانی یا مالی یا شرفی یا افشا اسرار یا نسبت دادن اموری که موجب هتک شرف می شود، برای شخص تهدید شده، زیاد باشد و این خطر به حدی باشد که با توجه به وضعیت وی از جمله وضعیت نسبی و شخصی تهدید شده قادر به مقابله با آن نباشد[۱۵].
تهدید امری است نسبی و بستگی به اوضاع و احوال تهدید شونده و تهدید کننده و سن و جنس وضعیت روحی و روانی موقعیت اجتماعی طرفین دارد. لیکن در مجموع تهدید باید به صورتی باشد که عرفاً تهدید تلقی شود و به نظر می رسد تشخیص این هم در هر مورد خاص با توجه به همین اوضاع و احوال از سوی دادگاه صورت پذیرد.باید توجه داشت که اکراه در قالب تهدید از موارد رفع مسولیت کیفری و معافیت از مجازات است[۱۶].
۳-۴-۱-۲ تطمیع
طمع افکندن، امیدوار کردن و آرزومند گردانیدن، به طمع آوردن کسی را[۱۷]
تطمیع به معنی به طمع انداختن و برانگیختن حس نفع طلبی دیگری است و در اصطلاح عبارت از
 
وعده و وعید و دادن وجه یا امتیازی است که شخص را به ارتکاب جرم مصمم می کند[۱۸].
تطمیع نوعی ترغیب است با این تفاوت که در اینجا آنچه مرتکب را به ارتکاب جرم راغب می سازد منحصراً جنبه مالی دارد بر عکس ترغیب که هم جنبه مالی هم غیر مالی دارد[۱۹].
بنابراین می توان گفت در تطمیع انگیزه ارتکاب جرم همواره مادی و مالی می باشد لیکن مهم نیست که معاون قبل از ارتکاب جرم وعده خود را عملی نماید یا پس از ارتکاب جرم به وعده خود عمل نماید لیکن پرداخت وجه یا تعهد پرداخت وجه حتماً باید قبل از وقوع جرم و در راستای ارتکاب جرم صورت گرفته باشد و چنانچه بعد از وقوع جرم وجهی پرداخت یا تعهد به پرداخت وجه شود این امر معاونت در جرم نمی باشد.
بعنوان مثال چنانچه فردی ارتکاب جرمی را از مباشر بخواهد و در اثر آن مبلغی وجه نقد به وی پرداخت نماید یا خودرو یا آپارتمانی به وی تحویل دهد و مباشر در اثر این عمل دست به عملیات مجرمانه بزند نامبرده به عنوان معاون جرم (از طریق تطمیع مباشر) تحت پیگرد قرار خواهد گرفت.
۴-۴-۱-۲ تحریک
جنبانیدن، جنبانیدن چیزی را، جنبانیدن و به حرکت در آوردن، حرکت دادن، ضد تسکین.
جنبش و حرکت و هیجان، گاهی مجازاً به معنی رغبت دادن و ورغلانیدن آید. اغوا کردن و ترغیب دادن کسی را به ضد دیگری[۲۰]. برانگیختن،وادار کردن[۲۱].
 
تحریک کننده به کسی گویند که بی آنکه در عمل مادی جرم دخالتی کند محرک فاعل جرم به عناوین مختلف در ارتکاب بزه است. به عبارت دیگر، می توان گفت که معاون در اینجا فاعل اخلاقی یا ذهنی جرم است[۲۲].
در یک تقسیم بندی، تحریک به دو قسم مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شود.
تحریک مستقیم عبارتست از اینکه محرک شخصاً و بدون هیچ واسطه ای، ضمن مراجعه به دیگری وی را تحریک نماید. مثلاً شخص الف با مراجعه به ب وی را تحریک به قتل فرد ثالثی نماید.
تحریک غیر مستقیم نیز به این معنا می باشد که محرک بطور غیر مستقیم مثلاً از طریق چاپ یک مقاله و برانگیختن احساسات دیگری را به ارتکاب جرم تحریک نماید.
هر چند قانونگذار مطلق تحریک را جرم می داند لیکن برخی از حقوق دانان یکی از شرایط تحریک را مستقیم بودن تحریک می داند و تحریک غیر مستقیم را فاقد وصف جزایی می دانند[۲۳]. لیکن به نظر می رسد در این گونه موارد باید به رابطه علیت توجه نمود و چنانچه  بین تحریک غیر مستقیم و ارتکاب جرم رابطه علیت احراز گردد تحریک دارای وصف مجرمانه می باشد.
تحریک باید موثر در وقوع جرم باشد. به عبارتی صرف تحریک به خودی خود تا زمانی که از سوی فرد تحریک شده منتهی به ارتکاب جرمی نگردد فاقد وصف جزایی می باشد.
رای شماره  شعبه پنجم دیوان عالی کشور نیز موید مطلب فوق می باشد.
«اگر کسی دیگری را تحریک به ارتکاب جرمی کند، ولی از ناحیه تحریک شده عملی سر نزند، تحریک کننده مستوجب مجازاتی نیست و به طور کلی معاون وقتی مستوجب مجازات است که فاعل اصلی مرتکب جرمی شود یا شروع به اجرای آن بنماید. مثلاً اگر زنی به طفل دوازده ساله سم دهد که به شوهر سابق او بخوراند. ولی هیچ عملی از طفل سر نزند، با اینکه عمل زن در معاونت تمام است چون جرمی از طفل سر نزده معاون نیز قابل مجازات نیست»
در اینکه تحریک بایستی فردی باشد یا چنین الزامی وجود ندارد بین حقوقدانان اختلاف نظر است. فردی بودن تحریک به این معنی است که شخص معینی به ارتکاب جرم تحریک شده باشد و مجرم مورد خطاب تحریک کننده قرار گرفته باشد.
به نظر عده ای از حقوقدانان ضرورتی ندارد که شخص معینی تحریک شده باشد، به محض اینکه توجه یا تشویق و فرمان در ارتکاب جرم موثر واقع شود و کسی بر اثر اینگونه تحریکات مرتکب جرم گردد تحریکات مزبور معاونت در جرم به شمار می رود و مرتکب آن قابل مجازات است. مثلاً چنانچه کسی با انتشار مقالات مردم را به فساد اخلاق تشویق نماید و تشویق وی را شخصی اثر کند و مرتکب جرم شود در این صورت عمل مباشر معاونت در جرم محسوب می شود.
اما برخی از حقوقدانان بیان می دارند تحریک باید فردی باشد، بدین ترتیب که محرک در شخص معین، اراده و تصمیم به ارتکاب جرم معینی را برانگیزد[۲۴].
به نظر می رسد با توجه به اینکه قانونگذار تحریک را بصورت مطلق بیان نموده و هیچ قیدی در خصوص فردی بودن یا مستقیم بودن تحریک به آن اضافه ننموده چنانچه تحریک فردی نباشد لیکن با سوء نیت صورت گرفته و موثر در ارتکاب بزه باشد یعنی رابطه علیت بین ارتکاب بزه و تحریک وجود داشته باشد می توان آن را دارای وصف جزائی و قابل تعقیب دانست.
بطور کلی می توان گفت برای اینکه تحریک به عنوان عنصر مادی بزه معاونت قابل تعقیب باشد باید دارای شرایط ذیل باشد[۲۵].
۱-میان رفتار تحریک آمیز و وقوع جرم رابطه سببیت برقرار باشد یعنی سبب ارتکاب جرم، تحریک صورت گرفته باشد لیکن چنانچه مباشر با وجود تحریک، به علت دیگری مرتکب جرم شود و در واقع تحریک در اراده مباشر تاثیری ایجاد نکند، تحریک مربوطه فاقد وصف کیفری می باشد.
۲- عمل کسی که متهم به تحریک است ، به نحوی باشد که حقیقتاً به سرحد تحریک و سببیت رسیده باشد بنابراین هر عمل و گفتاری که قابل صدق عنوان باعث و محرک نیست ، نمی تواند تحریک تلقی شود[۲۶] .
.
۲- تحریک حتماً با سوء نیت همراه باشد به عنوان مثال چنانچه فردی در اثر صحبت های ناخودآگاه خود موجب تحریک دیگری به ارتکاب بزه شود لیکن اصلاً قصد و اراده چنین کاری را نداشته باشد به عنوان معاون جرم قابل تعقیب نمی باشد.
۳- عمل کسی که متهم به تحریک است، به نحوی باشد که حقیقتاً به سر حد تحریک و سببیت رسیده باشد بنابراین هر عمل و گفتاری که قابل صدق عنوان باعث و محرک نیست نمی تواند تحریک تلقی شود. مثلاً کسی به دیگری بگوید به عقیده من اگر تو فلان جرم را مرتکب شوی، فلان نفع عاید تو خواهد شد، نمی تواند به عنوان معاون جرم تلقی و قابل مجازات باشد.
الزامی به این که تحریک به صورت مستقیم یا فردی باشد وجود ندارد و شخص تحریک کننده با وجود شرایط فوق می تواند به عنوان معادل جرم تحت تعقیب قرار گیرد .
نتیجه :
مصادیق تحریک در قانون مجازات و سایر قوانین جزایی دارای تعریف خاصی نبوده و تمیز عمل مجرمانه معاون جرم به عنوان تحریک یا عدم آن با مقام قضایی است با توجه به رویه قضایی و نظریات علمای حقوق هم چنین سابقه تحریک به ارتکاب جرم در قوانین جزایی ایران این مطلب استنتاج می گردد که هر گونه فعل یا قولی در جهت سوق دادن مرتکب اصلی جرم به سمت عمل مجرمانه و القا فکر مجرمانه وی و یا تشدید فکر مجرمانه قبلی مباشر جرم ، از سوی محرک تحت عنوان تحریک به ارتکاب جرم و نهایتا معاونت در جرم ، قرار می گیرد . بنابراین مصادیق تحریک به ارتکاب جرم تمثیلی بود نه حصری
۵-۴-۱-۲ دسیسه یا فریب
دسیسه، مکر، حیله، توطئه و فتنه، عداوت، ج، دسائس، دسایس
دسیسه باز: حیله باز، مکار، فتنه گر- دسیسه کار: توطئه چین، مکار، فریب کار، دسیسه کردن: توطئه کردن، توطئه چیدن[۲۷]
دسیسه در لغت به معنی مکر و حیله پنهانی و کاری که از روی حیله، اما مخفیانه صورت گیرد،  می باشد.
به عبارت دیگر زمانی معاونت توسط دسیسه تحقق می پذیرد که عمل مجرمانه دور از رویت و به صورت پنهان انجام گیرد تا عمل مورد نظر انجام شود.
فریب نیز عبارت است از مکر و حیله و تقرب به معنی دسیسه است و تنها تفاوت آن در این است که دسیسه، خدعه ای است پنهانی در حالی که فریب دهنده برای عمل فریب دادن مستقیماً عمل خلاف را انجام می دهد، یعنی به صورتی حقیقی و با تبحری که دارد، خلاف را متصور ساخته و به حقیقت جلوه داده و بدین طریق فریب خورده را وادار به ارتکاب عمل مجرمانه می نماید. در این عمل فریب دهنده کار زشت و قبیح ضد اجتماعی را به صورت یک کار صحیح و موافق با هنجارهای اجتماعی جلوه می دهد[۲۸].
به نظر می رسد لازم نیست دسیسه یا فریب مستقیماً نسبت به مباشر جرم صورت گیرد تا قابل مجازات باشد بلکه چنانچه دسیسه و فریب موجب وقوع جرم شود این عمل را می توان به عنوان معاونت قابل تعقیب دانست. مثلاً چنانچه شخصی بداند شخص الف در محلی مخفی و آماده قتل شخص ب می باشد و فرد مذکور با انگیزه کشته شدن فرد ب او را به بهانه تفریح به آن محل بکشاند و فرد مذکور بقتل برسد می توان وی را به معاون تحت تعقیب قرار داد.
دسیسه و فریب و نیرنگ بایستی عالمانه و عامدانه باشد . در غیر این صورت چنان چه شخصی نزد دیگران شروع به بد گویی از فرد دیگری نماید بدون این ه قصدی داشته باشد و فردی در جمع باشد این سخنان از شخص غالب کینه به دل گیرد و سپس وی را مورد ضرب و جرح قرار دهد شخص غیبت کننده به عنوان معاون در ضرب و جرح قابل تعقیب نیست .
۶-۴-۱-۲ سوء استفاده از قدرت
یکی از ابداعات قانونگذار در سال ۱۳۹۲ اضافه نمودن عنوان سوء استفاده از قدرت، به مصادیق معاونت در جرم می باشد این قید که در قوانین سابق هیچ اشاره ای به آن نگردیده است بدین معنی است که چنانچه فردی از قدرت خود سوء استفاده نماید و با سوء استفاده از قدرت موجب ارتکاب جرم از سوی فرد دیگری شود تحت عنوان معاون می توان وی را تحت تعقیب قرار داد.قدرت ، اقتداری است که روسا و مدیران ومسولین ادارات و سازمان های دولتی و حتی خصوصی نسبت به کارمندان و کارکنان خود دارند و در صورتی که مورد استفاده از طرف روسا واقع شود و مرؤوس را به ارتکاب جرم وادارد یا کسی که در اثر سوء استفاده از قدرت ،شخص دیگری را وادار به ارتکاب جرم نماید،به اختلاف مراتب ممکن است معاون همان جرم محسوب شده و به کیفر برسد[۲۹].
به نظر می رسد سوء استفاده از قدرت شامل هر نوع قدرتی (اعم از قدرت حکومتی یا قدرت شخصی) باشد. یعنی همچنانکه اگر مدیر یک شرکت دولتی یا نهاد حکومتی با بهره گرفتن از قدرت خود و سوء استفاده از آن کارمند تحت سلطه را به ارتکاب جرمی سوق دهد معاون جرم تلقی می شود چنانچه مدیر یک شرکت خصوصی نیز با سوء استفاده از قدرت، عامل وقوع جرم از سوی کارمندان تحت امرش گردد به عنوان معاون جرم قابل تعقیب می باشد.
سوء استفاده از قدرت علاوه بر اینکه به عنوان معاونت در صورت داشتن شرایط قابل تعقیب است در برخی موارد به عنوان جرم مستقل قابل بررسی است به عنوان مثال می توان به مواد ۵۷۶ و ۵۸۱ قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات اشاره نمود.
ماده ۵۷۶: چنانچه هر یک از صاحب منصبان و مستخدمین و مامورین دولتی و شهرداری ها در هر رتبه و مقامی که باشد از مقام خود سوء استفاده نموده و از اجرای او امر کتبی دولتی یا اجرای قوانین مملکتی و یا اجرای احکام یا اوامر مقامات قضایی یا هر گونه امری که از طرف مقامات قانونی صادر شده باشد جلوگیری نماید به انفصال از خدمات دولتی از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.
ماده ۵۸۱: هر یک از صاحب منصبان و مستخدمین و مامورین دولتی که با سوء استفاده از شغل خود به جبر و قهر مال یا حق کسی را بخرد یا بدون حق بر آن مسلط شود یا مالک را اکراه به فروش به دیگری کند علاوه بر رد عین مال یا معادل نقدی قیمت مال یا حق به مجازات حبس از یک سال تا سه سال یا جزای نقدی از شش تا هیجده میلیون ریال محکوم می گردد.
سوء استفاده از قدرت چنان چه انگیزه ارتکاب جرم را در شخص دارای شرایط مسئولیت کیفری ایجاد کند بی آن که اراده را از او سلب نماید از مصادیق معاونت است .
[۱] حسین آقایی نیا،جرایم علیه اشخاص(جنایات)،چاپ نهم،تهران؛میزان،۱۳۹۲،ص۱۲۳
[۲] حسین میر محمد صادقی،همان، ص۴۲۶
[۳] عباس زراعت، شرح قانون مجازات اسلامی بخش کلیات (حقوق جزای عمومی)، چاپ سوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۲، ص ۳۳۵٫
[۴] حسین میر محمد صادقی ، جرایم علیه اموال و مالکیت ،چاپ سی و هشتم ، تهران ؛ میزان ،۱۳۹۲ ، ص ۱۱۲
[۵] ضا شکری قادر سیروس قانون مجازات اسلامی در نظم حقوق کنونی، تهران نشر مهاجر، چاپ هفتم، ویرایش دوم، ۱۳۸۷، صص ۱۱۴ و ۱۱۵٫
[۶] لغت نامه دهخدا، ص ۶۶۳۹٫
[۷] محمد ابراهیم شمس ناتری و دیگران ،قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی ،چاپ دوم ،تهران ؛میزان ،۱۳۹۳، جلد اول ،ص ۲۹۷
[۸] رضا نور بها، همان، ص ۳۰۸٫
[۹] محمد صالح ولیدی،مختصر النافع، حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران نشر خط سوم، ۱۳۷۸، ص ۲۶۰٫
[۱۰] محمد علی اردبیلی ،حقوق جزای عمومی ،چاپ سی و ششم،تهران ،میزان ،پاییز ۱۳۹۳،ج ۲ ،ص ۱۰۲
[۱۱] پرویز صانعی ، حقوق جزای عمومی، حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران انتشارات طرح نو، ۱۳۸۲، ص ۵۷۴٫
[۱۲] لغت نامه دهخدا، ص ۷۱۶۷
[۱۳] مرتضی محسنی،مسئولیت کیفری دوره حقوق جزای عمومی،چاپ اول،تهران ؛ گنج دانش ،۱۳۷۶،جلد سوم ،ص۱۰۶
[۱۴] محمد صالح ولیدی، همان، ص ۳۶۱٫
[۱۵] هوشنگ شامبیاتی، همان، ص ۲۴۸٫
[۱۶] ایرج گلدوزیان،حقوق جزای عمومی ایران ،چاپ پنجم ،تهران ؛انتشارات جهاد دانشگاهی ،۱۳۷۹،جلد دوم ،ص۱۶۰
[۱۷] لغت نامه دهخدا، ص ۶۷۸۸٫
[۱۸] محمد صالح ولیدی، همان، ص ۳۶۱٫
[۱۹] محمد باهری، همان، ص ۳۴۵٫
[۲۰] لغت نامه دهخدا، ص ۶۴۷۶٫
[۲۱] فرهنگ عمید،جلد اول ،ص۵۴۵
 
[۲۲] رضا نور بها، همان، ص ۳۰۸٫
[۲۳] ایرج گلدوزیان،همان، ص ۲۱۹٫
[۲۴]ایرج گلدوزیان، همان، ص ۲۱۹٫
[۲۵] ایرج گلدوزیان همان ص ۲۱۹٫
[۲۶] هوشنگ شامباتی ، همان ، ص ۲۴۷٫
[۲۷] لغت نامه دهخدا، ص ۸۹۷٫
[۲۸] هوشنگ شامبیلتی، همان، ص ۲۵۰
[۲۹] هوشنگ شامبیاتی ،حقوق جزای اختصاصی جرایم علیه اموال ،چاپ دوم ،تهران؛مجد ،۱۳۹۲ ،جلد اول ،ص۲۲۰

 

 

خرید اینترنتی فایل پایان نامه :معاونت در جرم
ارسال شده در 6 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

 

خرید اینترنتی فایل پایان نامه :معاونت در جرم

معاون به معنی یاری کننده، دستگیر و مددکار و معین و یاور می باشد. ۱
معاون خود از کلمه عون اقتباس گردیده است که عون در لغت به معنای کمک کردن، یاری کردن آمده است. ۲
در مجمع البحرین هم آمده است: «العون ، الظهیر علی الامر و الجمع اعوان».۳
ابن منظور در تبیین کلمه ی عون می نویسد: «العون، الظهیر علی الامر، الواد و الاثنان و الجمع و المونث فیه سوا، و قد مکی فی تکسیره اعوان».۴
در فرهنگ بزرگ جامع نوین نیز عون به کمک، یاری، همراهی، دستگیری و امداد معنا گردیده است. ۵

 

 

بنابراین می توان گفت معنی لغوی معاونت یاری رساندن، کمک کردن و پشتیبانی کردن است و معاونت در جرم نیز عبارتست از یاری رساندن و کمک کردن به مجرم در انجام عمل مجرمانه.

 

معاونت جرم:عناصر آن از قرار ذیل است:
الف-وحدت جرمی که رخ داده است ب-تعدد دست اندرکاران در وقوع آن جرم ج-تحقق آن جرم نیاز به همکاری دو یا چند نفر نداشتهباشد د-یکی از آن دست اندرکاران،مباشر فعل جرم یا برخی از اجزاء آن جرم نباشد؛او معاون است.آن کس که مباشر نیست (=معاون)مباشر را در تحقق جرم یا در تحقق پاره ای از اجزاءجرم ،اعانت کند به ایجاب سبب.پس اخفاء اشیاء مسروقه معاونت نیست زیرا موخر از وقوع جرم است. و-عمل اعانت، در تحقق جرم موثر واقع شود.[۱]
۲-۱-۱مفهوم فقهی معاونت در جرم
مرحوم شیخ مرتضی انصاری در مکاسب محرمه می فرماید:
ان الاعانه هو فعل بعض مقدمات فعل الغیر بقعر حصوله منه لامطلقاً
معاونت عبارتست از انجام دادن برخی از مقدمات فعل حرام به قصد ایجاد آن حرام ، نه مطلق انجام دادن آن مقدمات.[۲]
مرحوم محقق اردبیلی در آیات الاحکام در مورد معاونت در جرم در آیه کریمه «ولاتعاونوا علی الاثم و العدوان» می فرمایند مراد از اعانه در اثم در آیه کریمه کمک کردن بر انجام معاصی است به همراه قصد یا بنابر صورتی که صدق کند که این عمل کمک کردن بر اثم است. مثل اینکه شخص ظالمی چوبی را از شخصی طلب کند به جهت کتک زدن مظلومی و شخص چوب را به دست او بدهد یا این که طلب کند قلمی را به جهت نوشتن فرمان ظالمانه ای و شخص هم قلم را به او بدهد و امثال این موارد که عرف صدق معاونت از نظر عرف خواهد کرد.[۳]
مرحوم میرزا حسن بجنوردی در قواعد الفقهیه معاونت را به صورت ذیل تعریف نموده اند.
اما الاعانه فهی لغه بمعنی المساعده و الاعانه علی ذلک ای مساعده علیه و المسلمین و المعاون بالانسان هو المساعده له فی فعله و اشغاله… فالمراد من الاعانه علی الاثم. المساعده الاثم فی الاثم لدی یصور منه و ذلک بایجاد جمیع مقدمات الحرام الذی یرتکبه او بعضیها اعانت از نظر لغت به معنای کمک کردن آمده است…. مراد از اعانه بر اثم کمک کردن گنهکار است در گناهی که از وی صادر می شود و آن هم به وسیله ایجاد جمیع یا بعض مقدمات حرامی است که مباشر مرتکب آن می شود.[۴]
مرحوم میرزای نائینی نیز در این خصوص می فرماید: «معنای اعانت عبارتست از انجام کاری که آن کار از علل به وجود آوردنده ی حادثه مجرمانه به حساب می آید[۵]»
با توجه به نظریات فقها می توان گفت از دیدگاه فقها چنانچه فردی در عملیات اجرایی جرم   مداخله ای نداشته باشد بلکه نقش او تبعی و تهیه مقدمات جرم یا تحریک، تشویق و … باشد و بطور کلی مباشر را مساعدت کند حتی در قالب کمک فکری، روانی یا دفع موانع، معاون جرم تلقی می گردد.
۳-۱-۱ مفهوم معاونت از دیدگاه حقوقدانان
معاونت در ترمینولوژی اصطلاحات کیفری بدین نحو تعریف شده است :”هر کسی برای انجام جرمی یا عملی با علم و اطلاع از آن ،وسایل ارتکاب را تهیه یا او را بر انجام آن عمل تحریک یا ترغیب ،تطمیع یا تهدید نماید برای تحقق معاون(ت) درجرم وحدت قصد و تقدم و یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است.

 

 

تعریف معاونت در ترمینولوژی حقوق بدین گونه آمده است.« تحریک عامل اصلی جرم و یا کمک در تهیه مقدماتی در لواحق جرم با علم و تسهیل در اجرای آن و به طور کلی کمک عالمانه به مباشر جرم از طرف غیر مباشر»[۶]
آقای دکتر محمد باهری در تعریف معاون جرم بیان می دارد : معاون جرم به کسی گویند که، بدون آنکه در عنصر مادی جرم شخصاً دخالت داشته باشد مرتکب اصلی را در ارتکاب رفتار مجرمانه از طریق تحریک، تشویق، تطمیع، ترغیب، تهدید، دسیسه و فریب و نیرنگ، تسهیل ارتکاب، تهیه وسایل و ارائه طریق مساعدت و یاری نموده باشد.[۷]
آقای دکتر محمد صالح ولیدی نیز در تعریف معاونت جرم چنین بیان نموده: معاونت در جرم، عبارت از توافق دو نفر یا بیشتر با یکدیگر، برای ارتکاب یکی از جرایم قابل تعزیر یا مجازات باز دارنده در چارچوب موارد محدود مصرح در قانون است که به طور غیر مستقیم زمینه وقوع جرم برای فاعل جرم را فراهم می سازد.[۸]
آقای دکتر ایرج گلدوزیان نیز در تعریف معاونت در جرم می گوید: معاون جرم کسی است که شخصاً در ارتکاب عنصر مادی قابل استناد به مباشر یا شرکای جرم دخالت نداشته بلکه از طریق تحریک، ترغیب، تهدید، تطمیع، دسیسه و فریب و نیرنگ، ایجاد تسهیلات در وقوع جرم تهیه وسایل و یا ارائه طریق، در ارتکاب رفتار مجرمانه همکاری و دخالت داشته است[۹].
یکی از حقوقدانان معروف عرب به نام عوده نیز در تعریف معاونت جرم چنین می گوید: شخصی را که در اجرای عنصر مادی جرم مباشرت ندارد معاون جرم نامیده اند. [۱۰]
قانونگذار معاونت در جرم را تعریف نکرد. لیکن بطور خلاصه می توان گفت معاونت در جرم عبارتست از، همکاری با فاعل یا شریک جرم به یکی از صور معینه قانونی، بدون مداخله درعملیات اجرائی جرم، قبل یا مقارن با وقوع آن.
مطابق این تعریف، معاون هیچگاه در انجام عملیات مجرمانه دخالت نداشته بلکه به یکی از اشکال پیش بینی شده در قانون در انجام جرم یاری و مساعدت کرده و از مجرم یامجرمین اصلی استعاره مجرمیت می نماید. [۱۱]
آقای دکتر حسین میر محمد صادقی نیز در تعریف معاونت جرم بیان می نمایند کسی که به مجرم اصلی در ارتکاب جرم کمک کرده و یا وقوع جرم را تسهیل نماید بدون آنکه اقدامات وی بگونه ای باشد که جرم را مستند به عمل او سازد چنین فردی را معاون می نامند که قطعاً باید قابل مجازات باشد، زیرا وی نیز در تحقق جرم نقشی داشته و عمل وی نوعی مساعدت در گناه و عدوان بوده است[۱۲].
یکی دیگر از حقوقدانان نیز در تعریف معاونت بیان می دارد : « معاونت در جرم آن است که شخص بدون آن که مستقیما و راسا در عملیات اجرای جرم شرکت نموده باشد ، بر اثر تحریک و تطمیع یا نیرنگ و فریب دیگری را وادار به ارتکاب جرم می نماید ، و یا با علم و اطلاع وسیله ارتکاب جرم را برای مباشر اصلی تهیه و تسهیل می نماید ، و یا آن که طریق ارتکاب جرم را به مجرم اصلی ارائه می دهد.[۱۳]
با عنایت به تعریف های فوق می توان گفت شاخصه اصلی معاون جرم این است که بدون دخالت در عملیات مادی جرم و بدون آلوده کردن دست خود به بزه، به صورت غیر مستقیم شرایط ارتکاب بزه را فراهم می نماید.در این حال مساعدت معاون جرم حتی اگر اقوی از عمل مباشر هم باشد، بدون ورود مستقیم (از طریق فعل یا ترک فعل)در عملیات اجرایی مباشرت تلقی نمی شود[۱۴]
نظریه ۶۴۶۲/۷ – ۲۶ / ۹ / ۱۳۷۶ موید مطلب فوق است . طبق این نظریه « … اگر احد از سارقین صرفا اقدام به دیده بانی نماید و یا سارقین را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید لیکن خود اقدام عملی در سرقت مسلحانه ننماید عمل وی منطبق با ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی ( ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ ) است و معاون در جرم محسوب می شود.[۱۵]
شعبه دوم دیوان عالی کشور نیز در یکی از آراء صادره خود معاون جرم را چنین تعریف می نماید: «منظور از معاون جرم اشخاصی هستند که اقدامی در اصل عمل یا شروع آن نکرده باشند. بنابراین اگر چند نفر تبانی در ارتکاب جرمی کنند و آن جرم را مشخصاً انجام دهند یا شروع به اجرای آن نمایند مجرم اصلی هستند نه معاون»[۱۶]
به نظر می رسد در مجموع عمل فرد معاون دارای ۳ ویژگی اساسی باشد:۱-عدم دخالت فرد معاون در عنصر مادی جرم.۲-یاری مباشر در ارتکاب عمل مجرمانه به طرق مشخص قانونی.۳-احراز رابطه علیت بین عمل معاون با رفتار مباشر.لذا شاید در یک تعریف جامع بتوان گفت معاون فردی است که بدون دخالت در عنصر مادی جرم،اقدام به یاری مباشر در ارتکاب عمل مجرمانه ،به صورت غیر مستقیم و از طرق مشخص و مندرج قانونی می نماید به نحوی که در صورت دعدم انجام معاونت ،رفتار مباشر بوقوع نمی پیوست.[۱۷]
۲-۱ تمایز معاونت با مشارکت و تسبیب
۱-۲-۱ تمایز معاونت با مشارکت
۱-۱-۲-۱ تعریف و تبیین مشارکت در جرم
ماده ۱۲۵ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲:(هر کس با شخص یا اشخاص دیگر در عملیات اجرائی جرمی مشارکت کند و جرم، مستند به رفتار همه آنها باشد خواه رفتار هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنان مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم است. در مورد جرائم غیرعمدی نیز چنانچه جرم، مستند به تقصیر دو یا چند نفر باشد مقصران، شریک در جرم محسوب میشوند و مجازات هر یک از آنان، مجازات فاعل مستقل آن جرم است.
تبصره- اعمال مجازات حدود، قصاص و دیات در مورد شرکت در جنایت با رعایت مواد کتابهای دوم، سوم و چهارم این قانون انجام میگیرد.) طبق این ماده شرکت در جرم به حالتی اطلاق می شود که دو فرد یا بیشتر بطور مستقیم در ارتکاب رفتار مجرمانه دخالت داشته باشند کلیه افرادی که در ارتکاب جرم بصورت مستقیم و بلا واسطه دخالت دارند شریک گفته می شود. این دخالت باید در وقوع جرم موثر باشد.
در شرکت در جرم باید هر یک از افراد جزیی از جرم واحد را انجام داده ،به طوری که مجموع رفتار  آنها جرم واحد را به وجود آورد. [۱۸]به عنوان مثال در بزه کلاهبرداری چنانچه الف نسبت به اخذ عنوان مجعول اقدام نماید واز این طریق افرادی را بفریبد و در اثر این فریب ،مردم وجوهی را پرداخت نمایند و شخص ب اقدام به تحصیل این وجوه نماید با عنایت به اینکه هر یک از الف و ب در جزیی (مانور متقلبانه و فریب مردم و تحصیل مال ) از جرم واحد (کلاهبرداری) دخالت داشته اند لذا هر یک به عنوان شرکاء جرم کلاهبرداری خواهند بود.
در مشارکت جرم باید منتسب به فعل همه افراد باشد و چنانچه جرم مستند به رفتار تمامی شرکت کنندگان در جرم نباشد شرکت در جرم منتفی میباشد،مثل اینکه شخصی اقدام به ایراد سیلی به صورت الف نماید سپس شخص دیگر با چاقو اقدام به مجروح نمودن وی نماید و در نتیجه فرد بمیرد .در اینجانظر به اینکه فعل قتل مستند به عمل شخصی که سیلی زده نمی باشد ، عمل وی شرکت در قتل تلقی نمی شود. عبارت (رفتار هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی نباشد)در اواسط ماده بدان معناست که از نظر قانونگذار در شرکت در جرم تفاوتی نمی کند که ذات جرم طوری باشد که بتواند با فعل یک نفر بوقوع بپیوندد ،یا با فعل چند نفر[۱۹].بدیهی است ارتکاب جرایمی که جز با تعدد مرتکب نمی تواند صورت گیرد شرکت در جرم نمی باشد مانند زنا که لازمه تحقق آن وجود یک زن ومرد می باشد.
نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره نمود این است که در شرکت در جرم بر خلاف معاونت اولا وحدت قصد بین شرکا لازم نیست ثانیا نیاز به توافق قبلی یا مقرن با ارتکاب جرم بین شرکا نمی باشد. به عنوان مثال شخص الف به علت اختلافات مالی که با شخص ج دارد اقدام به ضرب و جرح وی می نماید در همین حین شخص ب از راه می رسد و نامبرده نیز به علت اختلافات خانوادگی که با وی دارد (در حالی که شخص الف را نمی شناسد و هیچ توافقی با وی ننموده )اقدام به ضرب و جرح  شخص ج می نماید و در نهایت شخص ج به علت صدمات وارده از سوی الف و ب فوت می نماید. در اینجا شخص الف و ب شرکای جرم قتل عمد می باشند و هر یک به مجازات مباشر قتل عمد محکوم خواهند شد.
۲-۱-۲-۱ تمایز معاونت با مشارکت در ارتکاب جرم
مشارکت از باب مفاعله می باشد و به این معنی است که همه طرفین در عملیات مادی (عنصر مادی جرم) دخالت داشته باشند. یعنی همه شرکا در وقوع جرم مداخله مستقیم دارند به گونه ای که جرم هستند به فعل همه آنها می باشد بر خلاف معاونت که جرم مستند به  اقدامات معاون نمی باشد، هر چند معاون از طریق، تسهیل و تحریک و سایر مصادیق قانونی کمک به وقوع بزه می نماید لیکن در عملیات مجرمانه دخالتی نمی نماید.
تفاوت شریک در جرم و معاون در این است که شریک بر عکس معاون در اعمال تشکیل دهنده جرم دخالت دارد[۲۰] .
۳-۱-۲-۱ تمایز معاونت با مشارکت در ماهیت عمل مجرمانه
با عنایت به قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ (مبحث معاونت در جرم) نظر به اینکه قانون مجازات اسلامی سیستم مجرمیت استعاره ای نسبی (عاریه ای) را در مورد معاونت پذیرفته (این سیستم در فصل های بعد توضیح داده خواهد شد) می توان گفت عمل معاون مجرمیت خود را از فعل اصلی مباشر عاریه گرفته بطوری که اگر فعل صورت گرفته از سوی مباشر دارای وصف کیفری باشد عمل معاون نیز دارای وصف کیفری بوده و در صورتی که فعل مباشر فاقد وصف جزایی باشد عمل معاون فاقد وصف جزایی می باشد بعنوان مثال چنانچه پدری به اتفاق فرد دیگری اقدام به مشارکت در سرقت از فرزندش نماید با دارا بودن شرایط سرقت حدی، پدر از مجازات سرقت حدی معاف می باشد و به تبع آن معاون نیز از مجازات معاونت در سرقت حدی معاف می باشد لیکن شریک در سرقت در صورت دارا بودن شرایط ممکن است به مجازات معاونت در سرقت حدی محکوم شود.
۴-۱-۲-۱ تمایز در مجازات ها
ماده ۱۲۵ قانون مجازات اسلامی مجازات هر یک از شرکای در جرم را مجازات فاعل مستقل عنوان نموده.
تبصره این ماده نیز بیان داشته: اعمال مجازات حدود قصاص و دیات در مورد شرکت در جنایت با رعایت مواد کتاب های دوم و سوم و چهارم قانون مجازات انجام می گیرد. لیکن مجازات معاون در جرم همیشه از مجازات شرکت در جرم کمتر می باشد ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی به تبیین مجازات معاون جرم پرداخته و با اشاره به اینکه چنانچه در شرع یا قانون برای معاون، مجازات تعیین نشده باشد به شرح ذیل تعیین مجازات می شود.

 

    • چنانچه مجازات قانونی سلب حیات یا حبس دائم باشد. مجازات معاون حبس تعزیری درجه دو یا سه.

 

    • در سرقت حدی و قطع عمدی عضو حبس تعزیری درجه ۵ یا ۶

 

  • در جرایم موجب تعزیر یک تا دو درجه پایین تر از مجازات جرم ارتکابی و در این خصوص چنانچه مجازات مباشر مصادره اموال باشد مجازات معاونجزای نقدی درجه ۴، چنانچه مجازات مباشر انفصال دائم باشد مجازات معاون جزای نقدی درجه ۶ و چنانچه مجازات مباشر انتشار حکم محکومیت باشد مجازات معاون جزای نقدی درجه ۷ می باشد.

همچنین یکی دیگر از مجازات های تبعی مباشر نسبت به معاون در بحث قتل عمد می باشد.
طبق ماده ۸۸۰ قانون مدنی قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا به تسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری. حال سوال مطرح در اینجا این است اگر فردی در قتل مورث خود معاونت نماید آیا باز هم از ارث ممنوع است؟ به نظر می رسد یا عنایت به صریح ماده ۸۸۰ که تنها مباشر و شریک و سبب را از ارث محروم نموده، در خصوص ارث بردن معاون شکی وجود نداشته باشد.
در این خصوص سوال از فقهای عظام مطرح که سوال و پاسخ عیناً در ذیل درج می گردد. سوال: آیا پدر یا جد پدری و پسر مقتوله که تصمیم به قتل از ناحیه آنها گرفته شد و با تهیه مقدمات از جانب ایشان قتل توسط شخص دیگر به اجرا در آمده است از مقتوله ارث می برند یا از این حیث ملحق به مباشر در قتل هستند؟
پاسخ: آیت الله العظمی محمد تقی بهجت: «در تسبیبی که مصحح اسناد  قتل به سبب مباشر باشد مانع ارث بردن است»
پاسخ آیت الله العظمی علی سیستانی: «ارث می برند»
پاسخ آیت الله العظمی لطف الله مانی گلپایگانی: «در فرض سوال اشخاص مذکور از مقتوله ارث می برند چون مباشر در قتل نبوده اند».
پاسخ آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی: «بلی اعمال اگر چه حرام است ولی مانع از ارث            نمی باشد و مباشر فقط ممنوع است»
پاسخ آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی: «چنانچه مجری قتل، بالغ، عاقل و مختار باشد، دلیل محکمی بر عدم ارث و سقوط ولایت تسلیم گیرندگان وجود ندارد بلکه به حسب عمومات، ولایت و ارث آنان ثابت است».
پاسخ آیت الله العظمی حسین نوری همدانی: «بلی ارث می برند» [۲۱]
سوال: آیا معاون در قتل که از طریق تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع و یا بوسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع قتل شود ممنوع از ارث می شود؟
پاسخ آیت الله العظمی فاضل لنکرانی: «بطور کلی چنانچه قتل عمدی و ظلماً واقع شود و منسوب و مستند به شخص باشد مانع ارث می شود و در غیر این صورت مانع نمی شود و ظاهراً امور مذکور از این قبیل نباشند. [۲۲]
سوال: شخصی با زنی ازدواج کرده و بعد از مدتی زن مذکور به تحریک مادرش سبب قتل شوهر خود را فراهم نموده یعنی با حیله و تزویر شوهر خود را به مکانی که قاتل در آنجا بوده است برده ولی خود زن در قتل شوهر شرکت نکرده آیا این زن از شوهر مقتول خود ارث و مهریه می برد یا خیر؟
پاسخ آیت الله العظمی گلپایگانی :« در فرض مساله که مباشر اقوی از سبب است زن از شوهر ارث و مهریه می برد هر چند تقصیر کرده و گناهکار و به عقاب اخروی گرفتار است»[۲۳].
 
 
۲-۲-۱ تمایز معاونت با تسبیب
به موجب ماده ۵۰۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ تسبیب در جنایت آن است که کسی سبب تلف شدن یا مصدومیت دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نشود بطوری که در صورت فقدان رفتار او جنایت حاصل نمی شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.
سبب عبارت است از : اقدامی که با واسطه یک یا چند عامل دیگر به صورت غیر مستقیم در ایجاد یک حادثه تاثیر داشته باشد ، به گونه ای که اشکال نسبت دادن حادثه به آن وجود داشته باشد .
در اینجا فاعل جرم مجرم به سبب است، زیرا میان رفتار او و نتیجه مجرمانه واسطه وجود داشته به نحوی که اگر آن واسطه وجود نمی داشت، جرم تحقق پیدا نمی کرد. ۱
بنابراین می توان گفت در تسبیب جرم، شخص مجرم بی آنکه در عملیات مجرمانه دخالت مستقیم داشته باشد با افعال خود موجبات حصول نتیجه مجرمانه را فراهم می کند و به علت ایجاد ارتباطی که بین عمل او و جنایت روی داده، وجود دارد مسئول شناخته می شود.
با توجه موارد بالا باید گفت شباهت بین معاونت با تسبیب این است که معاون و سبب هیچ کدام در عملیات اجرایی جرم نقشی مستقیم نداشته بلکه با واسطه موجب وقوع جرم می شوند.
لذا در مواردی تشخیص و تفکیک معادل و سبب از یک دیگر ، عمل دشواری خواهد بود اما به رغم این شباهت ، مطالعه و دقت در مقررات تسبیب و معاونت گویای تفاوت های بعدی میان این دو نهاد حقوقی می باشد .
اما در بیان تفاوت این دو باید گفت اولاً در بحث مجازات سبب ، ماده ۵۲۶ قانون مجازات اسلامی مقرر می داند: «هرگاه دو یا چند عامل، برخی به مباشرت و بعضی به تسبیب در وقوع جنایتی، تاثیر داشته باشند، عاملی که جنایت مستند به او است ضامن است و چنانچه جنایت مستند به تمام عوامل باشد به طور مساوی ضامن می باشند مگر تاثیر رفتار مرتکبان تفاوت باشد که در این صورت هر یک به میزان تاثیر رفتارشان مسئول هستند در صورتی که مباشر در جنایت بی اختیار، جاهل، صغیر غیر ممیز یا مجنون و مانند آنها باشد فقط سبب، ضامن است.
لیکن ماده ۱۲۸ قانون مجازات اسلامی در بحث معاونت بیان می دارد هر کس از فرد نابالغ به عنوان وسیله ی ارتکاب جرم مستند به خود استفاده نماید به حداکثر مجازات قانون همان جرم محکوم می گردد.
همچنین هرکس در رفتار مجرمانه ی فرد نابالغی معاونت کند به حداکثر مجازات معاونت در آن جرم محکوم می شود. با بررسی این دو ماده به این نتیجه می رسیم که معاون جرم مستوجب مجازات اصلی بزه صورت گرفته نمی باشد و این مجازات متوجه مباشر می باشد لیکن در بحث سبب چنانچه جنایت مستند به فعل سبب باشد مجازات اصلی متوجه سبب می شود و تنها در صورتی که معاون از نابالغ به عنوان وسیله ی ارتکاب جرم استفاده نماید و جرم نیز مستند به وی باشد به حداکثر مجازات قانونی همان جرم محکوم خواهد شد.
در معاونت در جرم ، وحدت قصد میان مباشر و معاون شرط است اما در تسبیب لازم نیست چنین وحدت قصدی میان سبب و مباشر وجود داشته باشد همچنین مجازات معاون تابع مجازات مباشر است اما مجازات سبب ، مستقل است و در بیشتر موارد ، پرداخت دیه می باشد . معاونت معمولا ماهیت مجرمانه خود را از جرم اصلی ، عاریه می گیرد اما سبب ماهیتی مستقل دارد .
۳-۱ تحولات تاریخی معاونت در جرم
۱-۳-۱ تحولات تاریخی معاونت در جرم در قوانین قبل از انقلاب اسلامی
برای اولین بار در سال ۱۳۰۴ جرم معاونت وارد نظام حقوقی ایران شده و جرم انگاری شد و در سه ماده به شرح زیر معاونت بیان گردید البته در این قانون هیچ تعریفی از معاونت ارائه نگردید.
در ذیل بدوا ماده ۲۸ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۲۸ که در خصوص مصادیق معاونت می باشد آورده می شود .و سپس مواد ۲۹ و ۳۰ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲ درج می شود .
ماده ۲۸ قانون مجازات عمومی
اشخاص زیر معاون جرم محسوب می شوند.
۱- کسانی که باعث و محرک ارتکاب فعلی شوند که منشا جرم است  به واسطه تحریک و ترغیب آنها آن فعل واضح شود.
۲- کسانی که تبانی بر ارتکاب جرم کرده و به واسطه تبانی آنها، آن جرم واقع می شود.
۳- کسانی که با علم و اطلاع از حیث تهیه و تدارک آلات و اسباب جرم یا تسهیل اجرای آن یا به هر نحو با مباشر جرم کمک کرده اند.
ماده ۲۹ قانون مجازات عمومی
در مورد معاونین مجرم محکمه می تواند نظر به اوضاع و احوال قضیه و یا نظر به کیفیات معاونین مجرم را به همان مجازاتی که برای شریک مجرم مقرر است محکوم نماید و یا مجازات را از یک الی دو درجه تخفیف دهد.
ماده ۳۰ قانون مجازات عمومی
اوضاع و احوال مختصه به مرتکب اصلی که موجب تغییر وصف یا موجب تخفیف و تشدید مجازات است نسبت به معاون جرم موثر نخواهد بود و همچنین هرگاه فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی معاف از مجازات باشد معافیت او تاثیری در حق معاون مجرم نخواهد داشت.
اشکالات اجرایی در مسایل مختلف معاونت، مقنن را در قانون اصلاحی ۵۲ به تجدید نظر در معاونت مجبور کرد که نتیجه آن وجود ماده ۲۸ در قانون مجازات ۱۳۵۲ بود. ۱
قانونگذار در سال ۱۳۵۲ مواد ۲۸ الی ۳۰ را به بحث معاونت اختصاص داده است. طبق ماده ۲۸ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲، اشخاص ذیل معاون مجرم محسوب می شوند.
۱- هرکس بر اثر تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کسی را مصمم به ارتکاب جرم نماید و یا بوسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود.
۲- هر کس با علم و اطلاع وسائل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.
۳- هر کس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
مجازات معاونت در جنحه یا جنایت مجازات مباشرت در ارتکاب آن است ولی دادگاه می تواند نظر به اوضاع و احوال و میزان تاثیر عمل معاون مجازات را تخفیف دهد.
تبصره- برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است.
طبق ماده ۲۹ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲
در صورتی که فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی قابل تعقیب و مجازات نبوده و یا تعقیب و یا اجرای حکم مجازات او به جهتی از جهات قانونی موقوف گردد تاثیری در حق معاون مجرم نخواهد داشت.
و طبق ماده ۳۰ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲
مجازات شخص یا اشخاصی که اداره یا سر دستگی دو یا چند نفر را در ارتکاب جرم به عهده داشته باشند اعم از اینکه عمل آنان شرکت در جرم یا معاونت باشد حداکثر مجازات آن جرم خواهد بود مگر اینکه در قانون مجازات خاصی تعیین شده باشد.
با مقایسه مواد مرتبط معاونت در قانون ۱۳۰۴ با قانون ۱۳۵۲ می توان ملاحظه نمود اولاً بند ۲ ماده ۲۸ قانون ۱۳۰۴ که اشاره به تبانی بر ارتکاب جرم نموده در قانون ۱۳۵۲ حذف گردید. ثانیاً در بحث تخفیف مجازات معاون در قانون ۱۳۵۲ بر خلاف قانون ۱۳۰۴ حداقلی برای مجازات معاون تعیین نکرد. و بیان نموده «… دادگاه می تواند نظر به اوضاع و احوال و میزان تاثیر عمل معاون، مجازات را تخفیف دهد. ثالثاً در قانون ۱۳۵۲ مصادیق معاونت گسترش یافته و تهدید و تطمیع و دسیسه و فریب و نیرنگ هم به موارد مندرج در قانون اضافه گردیده است و مصادیق معاونت را شامل تحریک، ترغیب، تهدید، تطمیع، دسیسه و فریب و نیرنگ، تهیه وسایل ارتکاب جرم یا طریق ارتکاب جرم و تسهیل ارتکاب جرم دانسته است.
قانون ۱۳۵۲ تا پیروزی انقلاب اسلامی و تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی اجرا می گردید.
معاونت در قوانین بعد از انقلاب اسلامی
 
 
۲-۳-۱- تحولات تاریخی معاونت در جرم در قوانین بعد از انقلاب اسلامی
۱-۲-۳-۱ تحولات تاریخی معاونت در جرم  در قانون راجع به مجازات اسلامی ۱۳۶۱
ماده ۲۸ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۵۲ با تغییراتی به صورت ماده ۲۱ قانون راجع به مجازات اسلامی در آمده است. در این قانون معاونت در جرم به جرائم مستوجب تعزیر محدود شد. و تکلیف جرائم دیگر که مستوجب حدود و قصاص و دیات هستند، مشخص نگردیده است. بعلاوه نوع مجازات را نیز تغییر داده و تنها به ذکر اینکه معاونین تعزیر می شوند اکتفا کرده است.  ۱
قانونگذار اسلامی در قانون راجع به مجازات اسلامی در مواد ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ به بحث معاونت در جرم اشاره نمود.
طبق ماده ۲۱ قانون راجع به مجازات اسلامی
در جرائم قابل تعزیر اشخاص زیر معاون جرم محسوب و تعزیر می شوند:
۱- هرکس بر اثر تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کسی را مصمم به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود.
۲- هرکس با علم و اطلاع وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه ودهد.
۳- هرکس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
تبصره- برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم و یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است.
 
ماده ۲۲ قانون راجع به مجازات اسلامی
در صورتی که فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی قابل تعقیب و مجازات نباشد و یا تعقیب و یا اجرای حکم مجازات او به جهتی از جهات قانونی موقوف گردد. تاثیری در حق معاون مجرم نخواهد داشت.
ماده ۲۳ قانون راجع به مجازات اسلامی
رهبری و سردستگی دو یا چند نفر در ارتکاب جرم اعم از این که عمل آنان شرکت در جرم یا معاونت باشد می تواند از علل مشدده مجازات باشد.
۱-۲-۳-۱ تحولات تاریخی معاونت در جرم  در قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰
با عنایت به اشکالات موجود در قانون راجع به مجازات اسلامی، قانونگذار نسبت به حذف این ایرادات اقدام نمود. بر اساس ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی محدودیت معاونت در جرم در جرایم قابل تعزیر حذف گردید. طبق این ماده اشخاص ذیل معاون جرم محسوب و با توجه به شرایط و امکانات داخلی و دفعات و مراتب جرم و تادیب از وعظ و  تهدید و درجات تعزیر، تعزیر می شوند .
۱- هرکس دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود.
۲- هرکس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.
۳- هرکس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
تبصره یک: برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم و یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است.
تبصره دو: در صورتی که برای معاونت جرمی، مجازات خاص در قانون یا شرع وجود داشته باشد همان مجازات اجرا خواهد شد.
طبق ماده ۴۴ این قانون نیز در صورتی که فاعل جرم به جهتی از جهت قانونی قابل تعقیب و مجازات نباشد و یا تعقیب و یا اجرای حکم مجازات او به جهتی از جهات قانونی موقوف گردد، تاثیری در حق معاون جرم نخواهد داشت.
ماده ۴۵ نیز بیان می دارد سردستگی دو یا چند نفر در ارتکاب جرم اعم از اینکه عمل آنان  شرکت در جرم یا معاونت در جرم باشد از علل مشدده مجازات است.
ماده ۷۲۶ نیز به بیان قاعده کلی مجازات معاون می پردازد. طبق این ماده:
هر کسی در جرایم تعزیری معاونت نماید حسب مورد به حداقل مجازات مقرر در قانون برای همان جرم محکوم می شود.
با نگاهی به ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ ملاحظه می گردد اولاً محدود شدن معاونت به جرائم تعزیری (که در سال ۱۳۶۱ به قانون اضافه شده بود) حذف گردید. و از عبارت «جرم» به جای واژه «تعزیر» استفاده گردید، لذا معاونت در تمام جرایم تعزیر، حدود و قصاص پیش بینی می گردید ثانیاً تبصره ۲ ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی مصادیقی از معاونت که بطور مستقل در شرع یا قانون برای آن مجازات تعیین شده را از شمول مجازات عام معاونت خارج نموده است.
 
۱- فرهنگ دهخدا- ذیل معاون.
۲- فرهنگ معین- ذیل معاون.
۳- فحرالدین الطریحی، مجمع البحرین، المکتبه المرتضویه، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۵، ج۶، ص ۲۸۵٫
۴- جمال الدین محمد بن ابن منظور، لسان العرب، دار مادر، چاپ اول، بیروت، ج۴، ص ۴۷۱٫
۵- احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، انتشارات اسلام، چاپ هیجدهم، تهران ۱۳۷۵، ج۲، ص ۱۱۲۸٫
[۱] محمد جعفر جعفری لنگرودی،وسیط در ترمینولوژی حقوق ،چاپ دوم،تهران؛گنج دانش،۱۳۸۸،ص۶۶۱و۶۶۲
[۲] شیخ مرتضی انصاری،کتاب المکاسب ،چاپ اول، قم ؛مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ هجری قمری ،جلد اول، ص ۱۳۲
[۳] محقق اردبیلی ، آیات احکام ، به نقل از سایت قوانین (معاونت آموزش دادگستری استان تهران) تقریرات درس آیت الله محمدحسن مرعشی در مدرسه عالی شهید مطهری تاریخ انتشار فروردین ۱۳۸۵ www. Ghavanin.ir
[۴] میرزا حسن بجنوردی ، قواعد الفقیه ، تهران ، مجد ۱۳۸۵ جلد اول صفحه ۳۰۵
[۵] میرزا محمد حسین نایینی،منیه الطالب فی شرح المکاسب،قم؛موسسه النشر الاسلامی،چاپ اول،۱۴۱۲هجری قمری،جلد اول ،ص۳۷
[۶] محمدجعفر جعفری لنگرودی ، ، ترمینولوژی حقوق ، چاپ ۲۷، تهران ؛گنج دانش ، ۱۳۹۴ ، صفحه ۶۶۹
[۷] محمد باهری ، میرزا علی اکبر خان داور ، نگرشی بر حقوق جزای عمومی ، چاپ دوم ، تهران : مجد ، ۱۳۸۴ ، ص ۲۳۷
[۸] محمد صالح ولیدی ، مختصر النافع حقوق جزای عمومی ، چاپ اول ، تهران : خط سوم ، ۱۳۷۸ ، ص ۳۴۱
[۹] ایرج گلدوزیان ، حقوق جزای عمومی ، چاپ یازدهم، تهران : میزان ۱۳۸۴، ص ۲۱۱
[۱۰] عبدالقادر عوده التشریع الجنانی الاسلامی، داراکتاب العربی بیروت، ج۱، ص ۳۶۹٫
[۱۱] معاونت و مشارکت در جرم، حسن مرادی، تهران، نشر میزان، آذر ۱۳۷۳، چاپ اول، ص ۱۲۰٫
[۱۲] حسین میر محمد صادقی، جرایم علیه اشخاص، تهران نشر میزان، بهار ۱۳۹۳، چاپ چهاردهم، ص ۴۲۵٫
[۱۳]- مرتضی محسنی، مسئولیت کیفری،دوره حقوق جزای عمومی،چاپ اول،تهران؛گنج دانش،جلد سوم،ص ۸۶
[۱۴] سایت معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری خراسان رضوی ،عنوان مقاله،شرایط و مجازات معاونت در جرمir..www.pjorm.mashhad
[۱۵] ریاست جمهوری، مجموعه جرایم ومجازاتها،جلد اول ،تهران؛معاونت پژوهش،تدوین و قوانین ومقررات ،چاپ سوم ۱۳۸۵،ص۱۵۷
[۱۶] رای شماره ۲۴۱۸، ۲۸/۱۰/۱۳۱۷ از شعبه دوم دیوان عالی کشور.
[۱۷] – منصور اباذری فومشی ،مبسوط در ترمونولوژی اصطلاحات کیفری ،چاپ اول ،تهران ، اندیشه عصر ،۱۳۸۷ ، ص ۶۸۰
[۱۸] حجت سبزواری نژاد،حقوق جزای عمومی(جرم،مجرم،مسئولیت کیفری و موانع آن)چاپ اول،تهران؛جنگل جاودانه ،۱۳۹۲    ،ص۳۵۷
[۱۹] امین گلریز،شرح کامل قانون مجازات اسلامی در نظام عدالت کیفری ایران ،چاپ اول،تهران ؛مجد،۱۳۹۴،ص۲۰۸
[۲۰] رضا شکری:قادر سیروس،قانون مجازات اسلامی در نظم حقوق کنونی ،چاپ هفتم ،تهران؛مهاجر ،۱۳۸۴ ،ص۱۱۳
[۲۱] معاونت آموزش قوه ی قضاییه، گنجینه آرای فقهی، قضایی، ، دفتر آموزش روحانیون و تدوین متون فقهی، سوال ۱۹۱٫
[۲۲] فاضل لنکرانی محمد،جامع المسائل، قم،مطبوعاتی امیر، چاپ اول، ۱۳۷۷، جلد دوم ، مساله ۱۰۹۰، ص ۴۱۵٫
[۲۳] موسوی گلپایگانی ،سید محمد رضا، مجمع المسائل، قم؛ موسسه دارالقرآن الکریم، چاپ اول، ۱۳۶۴، ج۳، ص ۱۷۹، مساله ۲۵٫
۱ هوشنگ شامبیاتی، حقوق جزای عمومی، چاپ دوازدهم، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۴، جلد دوم، ص ۲۰۷٫
۱- رضا نور بها، حقوق جزای عمومی، چاپ هفدهم، تهران، کتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۵، ص ۲۰۳٫
۱- هوشنگ شامبیاتی، همان، ص ۲۳۳٫

 

این نوشته در حقوق ارسال و ضرب و جرح, قتل عمد, کلاهبرداری, مسوولیت کیفری, معاون جرم برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها. ویرایش
منابع پایان نامه و مقاله با موضوع :حل و فصل اختلافات موضوعات تجاری ، بهداشتی
ارسال شده در 6 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

 

منابع پایان نامه و مقاله با موضوع :حل و فصل اختلافات موضوعات تجاری ، بهداشتی

در تعاملاتی که بین چند دولت یا سازمان یا اشخاص حقیقی و حقوقی ایجاد می شود ممکن است راجع به موضوعاتی اختلافاتی ایجاد شود که لازمه ی بقای تعاملات رفع اینگونه اختلافات است . قاعدتا در عرصه تعاملات تجاری ، بهداشتی هم اینگونه اختلافات ایجاد شده و در آینده هم ایجاد خواهند شد که این امر لازمه ی وجود مرجعی برای حل اینگونه اختلافات را نشان می دهد. در این راستا تلاش می کنیم نحوه حل و فصل اینگونه اختلافات را در این فصل مورد بررسی قرار دهیم.

 

بخش اول: مرجع صالح رسیدگی به اختلافات تجاری بهداشتی
در  ابتدای بحث باید بیان شود که برای حل اختلافات موضوعات تجاری ، بهداشتی قواعد حل و فصل سازمان تجارت جهانی حکم فرماست زیرا  سازمان تجارت جهانی تنها سازمانی است که می تواند قوانین خاص خود را اعمال کند. نظام حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی زمانی استفاده می شود که کشورهای مختلف  تفاسیر  متفاوتی از مفاد توافقنامه های  سازمان تجارت جهانی داشته باشند.

 

 

حال ممکن است این سوال ایجاد شود که چرا این اختلافات در سازمان بهداشت جهانی و یا هیاتی مشترک مابین دو سازمان بررسی نمی شود؟ در جواب باید گفت که سازمان بهداشت جهانی هیچگونه رکن حل و فصل اختلافاتی را پیش بینی نکرده است و در ماده ۹ اساسنامه سازمان بهداشت جهانی تنها از سه رکن نام برده که هیچکدام صلاحیت حل و فصل اختلافات را ندارند. این امر احتمالا به این دلیل بوده است که در موضوعاتی صرفا بهداشتی کمتر اختلاف ایجاد می شود. این در حالی است که در اختلافات تجاری، بهداشتی مناقشات بر سر این موضوع است که تجارت بخاطر  استانداردهای بهداشتی محدود شده است و مشکل اصلی به دلیل محدودیت تجاری است. بنابراین سازمانی باید به این اختلافات رسیدگی کند که موضوعات تجاری در صلاحیت آن است. عملا هم همین گونه است و کشورها بر سر میزان محدودیت تجارت و سطح استانداردها دچار اختلاف می شوند و رکن حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی  وجود و یا میزان محدودیت تجاری بر اساس خطر تهدید کننده را مورد بررسی قرار می دهد.
اما در مورد هیات مشترک مابین دو سازمان، هرچند که تا به حال چنین هیاتی برای حل و فصل اختلافات ایجاد نشده اما به نظر می رسد ایجاد چنین هیئت ها و شوراهایی موجب تعامل بیشتر دو سازمان و همچنین حل و فصل تخصصی تر این اختلافات شود اما سوال اساسی این است در صورت وجود چنین هیاتی ،قدرت الزام آور تصمیمات آن ناشی از چه چیز خواهد بود و آیا عملا تصمیمات آنها قدرت الزام اعضا به اجرای احکام را دارد یا خیر؟ به نظر می رسد اگر برتشکیل چنین هیئت هایی توافق شود ابتدا باید ضمانت اجراهایی برای تصمیمات آنها ایجاد کرد تا عملا این هیئت قدرت اجرای تصمیمات خود را داشته باشند تا به وجود آمدنش منطقی باشد. با این حال تاکنون چنین هیئتی متشکل از دو سازمان تشکیل نشده است.
با این توضیحات مشخص می شود که در صورت اختلاف کشورها در مورد موضوعات تجاری بهداشتی، کشورها می توانند موضوعات خود را به هیات حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی ارجاع دهند. بنابراین برای درک نحوه ی حل و فصل اختلافات تجاری بهداشتی، باید  روند حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی را بررسی کنیم.
سیستم حل اختلاف سازمان جهانی تجارت بر اساس قوانین، مقررات و رویه تحت موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت(گات ۱۹۴۷) توسعه یافته است. اما یکی از عمیق ترین تغییراتی که متعاقب انتقال از گات به سازمان تجارت جهانی در سال  ۱۹۹۵ به وقوع پیوست توافق برای اجرای نوعی فرایند حل و فصل اختلافات بود که سریعتر از قبل بوده و بصورت خودکار و با مواعد مشخص انجام می شد. و این تغییر یکی از بزرگترین مشکلات گات که عدم وجود نهادی برای حل و فصل اختلافات مابین اعضا را برطرف می کرد.
در نهایت می توان گفت نظام حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی وقتی وارد عمل می شود که دولتهای عضو ،اختلافات تجاری خود را که عمدتا در مورد تفسیر های متفاوت از مواد موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی است را به آن نهاد ارجاع می دهند. که این روند حل و فصل اختلافات در سازمان تحت حکومت اصولی نظیر عادلانه بودن دادرسی، سریع و موثر بودن، مورد قبول دو طرف بودن است که باید رعایت شوند. لازم است بیان شود که تنها دولت ها و مناطق های اقتصادی جداگانه که عضو سازمان تجارت جهانی هستند می توانند به طور مستقیم در حل و فصل اختلافات به عنوان طرفین دعوا یا به عنوان اشخاص ثالث شرکت می کنند.
 
بخش دوم: مراحل حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی
گفتار اول: مذاکرات
اگر اختلافی بین دولتها در مورد موضوعات تجاری بهداشتی ایجاد شود اولین اقدام برای رفع اختلافات بر اساس ماده ۴ موافقتنامه  حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی این است که طرفین اقدام به مذاکره با یکدیگر برای رفع اختلاف کنند. در حین مذاکرات یا حتی بعد از شکست در مذاکرات ، طرفین می توانند از دبیرکل تقاضا کنند به عنوان میانجیگر وارد عمل شود تا اختلافات طرفین را حل و فصل کند. در ابتدا کشور متقاضی در خواست مذاکره خود را به طرف دیگر ارسال می کند و طرف دیگر یا باید ظرف ۱۰ روز از زمان دریافت ، به درخواست پاسخ دهد یا  ظرف ۳۰ روز با حسن نیت مذاکرات را شروع کند و اگر این کار را نکند طرف مقابل بدون مذاکره می تواند موضوع را به هیات رسیدگی ارجاع دهد. حال اگر طرف دیگر وارد مذاکرات شود ، طول دوره زمانی برای مذاکره دولتها ۶۰ روز است ولازم است که طرفین در این ۶۰ روز مذاکره کنند تا به توافق برسند و اگر بعد از این مدت به توافق نرسند، موضوع را به هیات رسیدگی بدوی ارجاع می دهند. البته لازم به ذکر است در صورتی که طرفین در طول ۶۰ روز مذاکره ،مشترکا معتقد به شکست مذاکرات باشند طرف شاکی قبل از اتمام زمان مذکور می تواند موضوع را به هیات رسیدگی ارجاع دهد.
یک استثنا بسیار مهم دیگر هم وجود دارد که در مورد موضوعات تجاری بهداشتی بسیار می توان از آن استفاده کرد و آن این است که در مواقع اضطراری مثلا کالای فاسد شدنی و … طرف مقابل باید ظرف ۱۰ روز از دریافت درخواست مذاکره وارد مذاکره شود و ظرف ۲۰ روز مذاکره به توافق برسند که در غیر اینصورت طرف درخواست دهنده می تواند موضوع را به هیات رسیدگی بدوی ارجاع دهد.
گفتار دوم: هیات رسیدگی بدوی:
زمانی که مذاکرات بین طرفین نتیجه نداد کشور مدعی می تواند تقاضای تشکیل هیات رسیدگی را بدهد و تقاضای آن باید به صورت کتبی باشد در آن باید بیان شود که مذاکرات انجام شده واقدامات خاص در مورد اختلاف و همینطور خلاصه ای از مبنای قانونی شکایت به روشنی ارئه شود.
حال که کشور مدعی تقاضای تشکیل هیات رسیدگی را داده است کشور خوانده دعوا تنها برای یکبار می تواند مانع ایجاد هیات رسیدگی شود اما اگر نهاد حل و فصل اختلافات برای دومین بار تشکیل جلسه دهد دیگر نمیتواند مانع تشکیل هیات رسیدگی شود مگر اینکه بین اعضای نهاد حل و فصل اختلافات اجماع بر سر عدم تشکیل هیات رسیدگی وجود داشته باشد.
هیات رسیدگی شبیه دادگاه های داوری هستند زیرا ترکیب اعضای هیات رسیدگی توسط طرفین اختلاف به وسیله تفاهم نامه تعیین می شود و تنها در صورتی که طرفین ظرف ۲۰ روز از ایجاد هیات رسیدگی در مورد اعضا به توافق نرسند دبیر کل سازمان  با مشورت با رئیس نهاد حل و فصل اختلاف و رئیس  شورا و دادگاه مربوطه نفرات هیات رسیدگی  را مشخص می کند. اعضای هیات های رسیدگی معمولا مرکب از سه نفر متخصص است که مدارک و شواهد را بررسی می کنند مگر آنکه ظرف ۱۰ روز از تشکیل هیات رسیدگی طرفین توافق کنند اعضای هیات ۵ نفره باشد. نکته ی مهم دیگر در تعیین اعضای هیات رسیدگی این است که اعضای هیات نباید اتباع دولتهای طرف اختلاف باشند مگر طرفین برخلاف این امر توافق کنند.
الف : افراد صالح برای عضویت در هیات رسیدگی
لازم است بیان شود که افراد با ویژگی ها و تجربیات خاص می توانند عضو هیات رسیدگی شوند و در این راستا بند ۱ و ۲ ماده ۸ توافقنامه حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی تعیین کرده که چه افرادی و با چه ویژگی هایی می توانند به عنوان اعضای هیئت رسیدگی انتخاب شوند.
– بر اساس بند ۱ ماده ۸ ، هیات رسیدگی باید از افراد واجد شرایط دولتی و  یا غیر دولتی، از جمله افرادی که به یک هیات رسیدگی خدمت کرده اند و یا دعوایی را نزد آن مطرح کرده اند، تشکیل شود.
-اشخاصی که به عنوان نماینده یک عضو و یا یک طرف متعاهد به گات ۱۹۴۷ و یا به عنوان نماینده شورا یا کمیته هر یک از موافقتنامه های تحت پوشش  و یا در موافقتنامه هایی که در آینده منعقد خواهد شد و یا افرادی که در دبیرخانه خدمت کرده اند.
-همینطور اشخاصی که حقوق یا سیاست تجارت بین الملل را آموزش داده اند و یا به عنوان یک مقام ارشد تجاری یک عضو خدمت کرده اند.
و براساس بند ۲ ماده ۸  اشخاصی می توانند در این هیات ها عضو شوند که به استقلال آنها از اعضا اطمینان وجود داشته باشد و یک پس زمینه به اندازه کافی متنوع و همینطور طیف گسترده ای از تجربه را داشته باشند.
در همین راستا دبیرخانه برای کمک به طرفین برای انتخاب اعضای هیات رسیدگی، فهرستی در مورد افراد دولتی و غیر دولتی که واجد شرایط برای انتخاب شدن هستند را ارائه می کند.
حال که ویژگی های هیات رسیدگی و خصوصیات لازم برای عضو شدن در این هیات ها بیان شد، باید روند حل و فصل اختلافات در این هیات رسیدگی بدوی هم مورد بررسی قرار گیرد.
ب: روند حل و فصل اختلافات در هیات رسیدگی بدوی
۱-قبل از جلسه اول : هر طرف دعوی باید پرونده خود را به صورت کتبی به هیات رسیدگی ارائه دهد.
۲-جلسه اول:  این جلسه با حضور کشور مدعی و کشور دفاع کننده و هر کشور دیگری که منفعتی در دعوا دارد، تشکیل می شود.
۳-دفاع متقابل: کشورهای حاضر در هیات رسیدگی دفاع های متقابل خود را به صورت کتبی در جلسه دوم هیات ارائه می کنند و به صورت شفاهی به بحث می پردازند.
۴-کارشناسان: اگر یک طرف دعوا مسایل علمی و فنی را پیش بکشد هیات رسیدگی ممکن است با یک کارشناس مشورت کند یا گروهی ازکارشناسان برای تهیه گزارش کارشناسی تعیین کند.
۵- پیش نویس ابتدایی: هیات رسیدگی توصیفات واقعی و استدلالی خود را برای طرفین ارسال می کنند و طرفین دو هفته فرصت دارند تا نظرات خود در صورت اختلاف نظر بیان کنند. لازم به ذکر است این پیش نویس شامل نتیجه پرونده نمی شود.
۶-گزارش موقت: هیات  یک گزارش موقت که حاوی یافته ها و نتایج پرونده است ، به طرفین  ارسال می کند و به آنها یک هفته فرصت می دهد تا آن را بررسی کنند.
۷- دوره بازنگری: دوره بازنگری نباید از دو هفته تجاوز کند. در این مدت هیات رسیدگی ممکن است جلسات اضافی با طرفین برگزار کند.
۸- گزارش نهایی: در این مرحله گزارش نهایی به طرفین ارسال می شود و سه هفته بعد، گزارش بین همه اعضای سازمان تجارت جهانی توزیع می شود.اگر هیات رسیدگی تصمیم بگیرد که معیارهای تجاری باعث نقض توافقنامه های سازمان تجارت جهانی و تعهدات طرفین می شود، می تواند پیشنهاد دهد چگونه آن معیارها را براساس موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی اعمال شود.
۹-تبدیل شدن گزارش به حکم : گزارش ظرف مدت ۶۰ روز در نهاد حل و فصل اختلاف تبدیل به حکم  یا پیشنهاد می شود. مگر اینکه اجماع آن را رد کند. هر دو طرف می توانند  از این گزارش درخواست تجدید نظرکنند.
در پایان این بحث باید یادآور شویم که هیات رسیدگی  ۶ ماه پس از تشکیل هیات باید گزارش خود را به طرفین ارائه دهد مگر در موارد استثنا مانند کالاهای فاسد شدنی که هیات رسیدگی تلاش می کند حداکثر ظرف ۳ ماه گزارش خود را ارائه دهد.همانطور که در قبل گفته شد این استثنائات برای کوتاه شدن مدت رسیدگی کاملا با موضوعات تجاری بهداشتی در ارتباط است و کمک می کند این موضوعاتی که علاوه بر ایجاد اختلاف در تجارت، مشکلاتی را برای بهداشت و سلامت ایجاد می کند سریعتر حل و فصل شود و کم ترین آسیب به هر دو آنها وارد شود.
گفتار سوم: رکن استیناف
رکن استیناف یک رکن دائمی در سازمان تجارت جهانی است که توسط رکن حل و فصل اختلافات ایجاد می شود و وجود همین رکن تجدیدنظر خواهی وجه تمایز مابین گات و سازمان تجارت جهانی است . این رکن در سال ۱۹۹۵ بر اساس بند ۱ ماده ۱۷ موافقتنامه حل و فصل اختلافات ایجاد شد و مقر آن در ژنو سوئیس قرار دارد. رکن استیناف مرکب از هفت نفر است که سه تن از آنان در همه ی موضوعات مطرح شده حضور دارند. لازم است گفته شود قرار گرفتن افراد در این رکن به عنوان یکی از هفت نفر ، نوبتی است و نحوه نوبت بندی بر اساس رویه کاری رکن حل و فصل اختلافات تعیین می شود.
اعضای رکن استیناف باید افرادی باشند که صلاحیتهای آنها تایید شده باشد و دارای مهارتهای لازم در زمینه حقوق ، تجارت بین الملل  و آگاهی لازم نسبت به موضوعات موافقتنامه های تحت پوشش سازمان تجارت جهانی را داشته باشند و هیچگونه وابستگی به دولتی نداشته باشند و در همه زمانها در دسترس رکن استیناف باشند و همینطور این افراد باید فعالیتهای مرتبط با سازمان تجارت جهانی و فعالیتهای حل و فصل اختلافات را پیگیری کنند.در ضمن این افراد نباید در اختلافاتی که چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم در تعارض با منافع آنهاست شرکت کنند.
رکن حل و فصل اختلافات  اشخاصی که صلاحیت قرار گرفتن در رکن استیناف را دارند برای یک دوره چهار ساله منصوب می کند و این افراد برای یک دوره دیگر می توانند منصوب شوند البته دوره خدمت سه نفر از اعضایی که در همه موضوعات ارجاع داده شده به رکن استیناف حضور دارند، دو ساله است و لازم است گفته شود که این افراد از طریق قرعه کشی تعیین می شوند.
همانطور که قبلا گفته شد اگر دو طرف اختلاف روند رسیدن به توافق را طی کنند بدین معنا که ابتدا برای حل اختلاف مذاکره کنند و اگر مشکل حل نشد موضوع را به هیات رسیدگی ارجاع دهند و آن هیات گزارشی صادر کند که یکی از طرفین و یا دو طرف اختلاف مخالف آن باشند، می توانند نسبت به آن گزارش در خواست تجدید نظر خواهی کنند اما باید توجه کرد که رکن استیناف فقط به نکات قانونی تصمیمات هیات رسیدگی توجه می کند و  عموما رکن تجدید نظر مجاز به بررسی مجدد حقایق موضوع یا بررسی شواهد و مدارکی که  توسط هیات رسیدگی بدوی بررسی شده، نیست.
بعد از بررسی مجدد، این رکن می تواند نتایج حقوقی گزارش های هیات رسیدگی را نقض، اصلاح یا از آن حمایت کند. زمانی که رکن استیناف گزارش را ارائه کرد باید به تصویب رکن حل و فصل اختلاف برسد و طرفهای اختلاف باید بدون قید و شرط آن را قبول کنند مگر آنکه رکن حل و فصل اختلاف ظرف ۳۰ روز پس از توزیع گزارش بین اعضا اجماعا تصمیم به عدم تصویب گزارش رکن استیناف بگیرند.
در نهایت باید بیان شود که طرفین اختلاف  می توانند در هر یک از مراحل ذکر شده اختلافات خود را حل و فصل کنند. در غیر اینصورت مدت زمان برای رفع اختلاف توسط رکن حل و فصل اختلافات بدین نحو است؛
-۶۰ روز مذاکرات طرفین به طول می انجامد(در موارد اضطراری مانند بهداشت عمومی و کالاهای فاسد شدنی ۲۰ روز است)
-۴۵ روز تشکیل هیات رسیدگی و تعیین اعضای آن طول می کشد
-۶ ماه طول می کشد تا گزارش نهایی صادر شود(درموارد اضطراری مانند بهداشت عمومی و کالاهای فاسد شدنی این مدت حداکثر ۳ ماه است)
– ۳ هفته طول می کشد تا گزارش به اعضای سازمان تجارت جهانی ارائه شود
– اگر درخواست تجدید نظر به گزارش هیات رسیدگی بدوی نشود رکن حل و فصل اختلاف ظرف ۶۰ روز گزارش را تصویب می کند
-اگر در خواست تجدید نظر شود ۶۰ تا ۹۰ روز طول می کشد تا رکن استیناف گزارش خودش را ارائه کند
– ظرف ۳۰ روز هم رکن حل و فصل اختلاف گزارش رکن استیناف را تصویب می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراحل حل و فصل اختلافات مواعد
مذاکرات طرفین  ۶۰ روز
مذاکرات طرفین در مواقع اضطراری ۲۰  روز
تشکیل هیات رسیدگی و اعضای آن ۴۵ روز
صدور گزارش نهایی ۶ ماه
صدور گزارش نهایی در مواقع اضطراری ۳ ماه
ارائه گزارش به اعضای سازمان تجارت جهانی ۳ هفته
تصویب گزارش در صورت عدم درخواست تجدیدنظر ۶۰ روز
ارئه گزارش رکن استیناف در صورت درخواست تجدیدنظر ۶۰ روز
تصویب گزارش رکن استیناف ۳۰ روز

 
همانطور که بیان شد در حالت عادی رفع اختلاف طرفین حداقل  ۹ ماه و اگر نسبت به گزارش هیات رسیدگی بدوی درخواست تجدیدنظرخواهی شود حداقل۱۲ ماه طول می کشد البته این کمترین موعد ممکن است و قاعدتا بیشتر طول می کشد. لازم به ذکر است همانطور که گفته شد در مواقع اضطراری این مواعد کاهش پیدا می کند.
 
بخش سوم: نمونه ای از اختلافات در موضوعات تجاری بهداشتی
یکی از نمونه هایی که در عرصه بین المللی در زمینه تجاری بهداشتی به وجود آمده و در مورد آن بحث شده، پرونده داروهای ژنریک در کاناداست. موضوع این پرونده عبارت بود از مقرراتی که در کانادا تصویب شده بود و در آن به تمام شرکتها اجازه می داد از شش ماه قبل از پایان حمایت از حق اختراع هر یک از محصولات دارویی ، برای بازاریابی آن محصولات جهت فروش  اقدام کنند و همچنین محصولات خود را از شش ماه قبل از انقضای دوره، برای فروش در آینده انبار کنند. که این امر مورد اعتراض اتحادیه اروپا قرار گرفت و این اتحادیه معتقد بود این مقرره ناقض بند ۱ ماده ۲۸ تریپس  است. در مقابل کانادا استدلال می کرد که باتوجه تفسیر ماده۳۰ تریپس و اشاره به مجوز این مقرره به اعضا برای اعمال استثنائات محدود در این زمینه به شرط رعایت شرایط مقرر در این ماده، اجازه چنین کاری داشته زیرا آنها معتقد بودند تمام شروط ماده ۳۰ تریپس را رعایت کرده اند. در نهایت هیات رسیدگی بدوی سازمان تجارت جهانی ضمن تایید دیدگاه اتحادیه ی اروپا تاکید کرد حق انحصاری فروش به مشتریان نهایی تنها یکی از حقوق مورد حمایت حق اختراع است و در نتیجه استثنای انبار کردن محصولات را ناقض بند ۱ ماده ۲۸ تریپس دانست. اما هیات رسیدگی بدوی  به اختلافات استثنا مجوز  بازاریابی محصولات را ناقض بند ۱ ماده۲۸ ندانست و معتقد بود این استثنا با توجه به ماده ۳۰ تریپس استثنایی محدود است.  در نهایت با توجه به قبول گزارش هیات رسیدگی بدوی، پرونده به مرحله تجدید نظر نرفت. (به عبارت دیگر  هیات رسیدگی در مورد بازاریابی کالا برای فروش آن در آینده حق را به کانادا داد ولی انبار کردن این کالا ها را ناقض ماده ۲۸ تریپس دانست و اجازه انبار کردن محصولات را نداد)
از این نمونه دعاوی بسیار در عرصه ی بین المللی اتفاق افتاده که حتی رای صادر شده توسط هیات بدوی برای طرفین قانع کننده نبوده و موضوع پرونده را به رکن استیناف ارجاع داده اند نظیر این اختلافات ، دعوای محصولات دارویی هندوستان است که در آن ایالات متحده از هندوستان به علت عدم استقرار نظام مناسب جهت ثبت اختراع محصولات دارویی و مواد شیمیایی کشاورزی و همچنین عدم اعطای حق بازاریابی انحصاری که موضوع ماده ۷۰ تریپس بود، شکایت کرده بود که در نهایت هم هیات بدوی و هم رکن استیناف حق را به ایالات متحده دادند اما نکته ی جالب توجه در این پرونده این بود که استدلالات هیات بدوی و رکن استیناف برای صدور رای کاملا باهم تفاوت داشت.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فصل پنجم: ضرورت انسجام گرایی در سیاستهای سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی
 
از لحاظ تاریخی جایگاه و موقعیت سازمان های بین المللی در جامعه ی بین المللی، متاثر از همکاری دولتها با یکدیگر بوده است. اقدامات دولتها ابتدا از طریق روش های دیپلماتیک و انعقاد معاهدات بین المللی هماهنگ می گردید و سپس برای برای اصلاح و به روز کردن  اسناد منعقد شده، مجبور به برگزاری کنفرانس های بین االمللی خاص و سپس منظم شدند. از همین رو، در قرن ۱۹ دولتها برای ایجاد رابطه ی با دوام تر و همینطور حل مسائل روز مره ی خود، سازمان هایی را بنیان گذاشتند.
در این راستا، در ادامه این تلاش ها در قرن ۲۰ در سال ۱۹۲۰ جامعه ی ملل ایجاد شد اما بدلیل برخی از ضعف های ساختاری و عملی  ازجمله ضعف در ضمانت های اجرا، سهولت در خروج از سازمان و…، جای خود را در سال ۱۹۴۵ میلادی به سازمان ملل متحد داد. سازمان ملل متحد برای دستیابی به اهداف خود، شش رکن را ایجاد کرد که شامل شورای امنیت، مجمع عمومی، دیوان بین المللی دادگستری، شورای اقتصادی و اجتماعی،شورای قیمومیت و دبیرخانه می شود. ارکان سازمان ملل متحد برای دستیابی به اهداف و  پیشبرد  وظایفشان،هرکدام کارگروه های خاصی را ایجاد کرده و با سازمان های مهم بین المللی ارتباط ایجاد نموده اند. در این بین شورای اقتصادی اجتماعی وظیفه ی هماهنگی میان سازمان های تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد را بر عهده ی دارد. در حال حاضر، ملل متحد از طریق شورای اقتصادی و اجتماعی، با شانزده سازمان تخصصی قرارداد همکاری منعقد نموده که سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی هم  از جمله آنهاست.
اما نکته قابل بحث این است که آیا این سازمانها برای رسیدن به اهداف خود و انسجام بین سیاستها و قواعدشان باهم تعامل برقرار می کنند یا خیر؟ و زمانی که اهداف  و قواعد دو سازمان متعارض یکدیگر باشد، اعضای مشترک دو سازمان کدام هدف و قواعد را باید ارجح قرار دهند؟
همانطور که در فصول گذشته بیان شد، آزاد سازی تجارت و تجارت بدون تبعیض اهداف اصلی سازمان تجارت جهانی هستند  و در مقابل حفاظت ازسلامت و بهداشت در سراسر جهان دغدغه اصلی سازمان بهداشت جهانی است.گرچه در نگاه نخست ارتباطی با یکدیگر ندارند ولی در واقع تجارت و بهداشت در دنیای پیچیده کنونی ارتباط ناگسستنی با یکدیگر دارند. اما پیچیدگی این ارتباط در این است که نگرش این دو سازمان به موضوع سلامت و بهداشت از دو بعد مختلف است. سازمان تجارت جهانی در این حوزه بر تجارت و اقتصاد تمرکز دارد، در حالی که سازمان بهداشت جهانی اولویت را به بهداشت جهانی داده است.از این رو در سیاستهای این دو سازمان در خصوص مسایل مربوط به بهداشت و سلامت انسانها، تفاوتهایی قابل مشاهده است. به طور مثال سازمان تجارت جهانی با هرگونه محدودیتی در تجارت مخالف است به عبارتی دولتها برای حفظ سلامت جامعه ، تا جایی می توانند تجارت آزاد را محدود کنند که این محدودیت ضروری باشد و مخالف اصول اساسی سازمان تجارت جهانی نباشد ولی سازمان بهداشت جهانی از دولتها می خواهد تا برای حفظ سلامت و بهداشت جامعه برخی از تجارتها را محدود کنند که نمونه ی بارز آن تجارت تنباکو است.
بنابراین بدلیل تفاوت در اهداف این دو سازمان و در راستای آن مشخص شدن اولویت ها در زمینه موضوعات تجاری و بهداشتی در عرصه داخلی کشورها  نیاز به انسجام گرایی بیشتر هم در سطح بین  المللی و هم در سطح داخلی وجود دارد، که به توضیح آنها می پردازیم.
 
بخش اول: انسجام گرایی در سطح بین المللی
مولفه های مشترکی بین سلامت و تجارت ، وهمینطور  بین اهداف سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی وجود دارد. هدف سازمان بهداشت جهانی ” دستیابی به بالاترین سطح از بهداشت ” است و منظور از” سلامت ” سلامت روانی و رفاه اجتماعی می باشد و نه فقط صرفا فقدان بیماری. سطح خوب سلامتی، یکی از اجزای مهم ساختار توسعه اقتصادی پایدار است . در ارتباط با تجارت، یک فرض اساسی این است که یک تجارت بین المللی آزاد، وابسته به شرایط منطقی پایدار و قابل پیش بینی برای سرمایه گذاری، وضعیت مناسب آب و هوا، تولید و ایجاد اشتغال، که منجر به رشد اقتصاد و توسعه می گردد. به طور کلی، وضعیت سلامت یک کشور تحت تاثیر پیشرفت در این زمینه است.
همین موضوع در مقدمه سند تاسیس سازمان تجارت جهانی هم مورد اشاره قرار گرفته است.
” طرفهای این موافقتنامه با تصدیق اینکه روابطشان در زمینه تلاش‌های تجاری و اقتصادی باید به منظور ارتقای استانداردهای زندگی، تضمین اشتغال کامل و افزایش درآمد واقعی و تقاضای مؤثر، گسترش تولید و تجارت کالاها و خدمات ضمن فراهم کردن امکانات استفاده بهینه از منابع جهان منطبق با هدف توسعه پایدار،[و] در پی حفظ و حراست از محیط‌زیست و تقویت وسایل انجام این کار به‌گونه‌ای سازگار با نیازها و علائق مربوطشان در سطوح مختلف توسعه اقتصادی باشد”
در همین راستا سازمان تجارت جهانی روابط گسترده سازمانی با چندین سازمان بین المللی دیگر از جمله سازمان بهداشت جهانی دارد.به نحوی که برخی از سازمان های بین المللی که به عنوان مقام ناظر در ارکان سازمان تجارت جهانی فعالیت می کنند و در مقابل سازمان تجارت جهانی نیز به عنوان مقام ناظر در بعضی از این سازمان های بین المللی فعالیت می کند. به عنوان نمونه  سازمان بهداشت جهانی به عنوان عضو ناظر در در کمیته های موافقت نامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاهی(نباتی) و موافقت نامه موانع فنی فرا راه تجارت و همینطور در شوراهای گاتس (تجارت خدمات) و شورای تریپس(مالکیت فکری)  حضور دارد تا در مورد تصمیماتی که در ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با بهداشت عمومی است و ممکن است بهداشت عمومی را به خطر بیاندازد به این کمیته و شوراها مشورت بدهند. در همین راستا دبیرخانه سازمان تجارت جهانی نیز روابط کاری نزدیکی با ۲۰۰ سازمان بین المللی در زمینه های مختلف از جمله آمار، تحقیق،تنظیم استانداردها و کمک های فنی و آموزش دارد.

 

 

به همین منوال سازمان بهداشت جهانی نیز تلاش می کند با سازمان های دیگری که اهداف و فعالیتشان به نحوی با بهداشت در ارتباط است، تعامل داشته باشندکه نمونه ای از این تعاملات، تعاملی است که سازمان بهداشت جهانی با سازمان تجارت جهانی برای ایجاد انسجام بیشتر  بین سیاستهای تجاری و سیاستهای بهداشتی برقرار می کند، است. به نحوی که در پی این تعاملات تلاش می شود با ارائه مشاورهای مفید به سازمان تجارت جهانی، قوانین و عرف های تجارت بین المللی را به نحوی تدوین کنند که موجب به حداکثر رسیدن سطح بهداشت عمومی جوامع و به حداقل رساندن خطرات بهداشتی به ویژه برای جمعیت های فقیر و آسیب پذیر شود و در کنار آن کمترین محدودیت برای تجارت ایجاد شود.
بر همین اساس است که سازمان بهداشت جهانی با سازمان تجارت جهانی و دیگر سازمان های مرتبط با تجارت ، برای ارتقاء سیاستهای تجاری- بهداشتی اعضایش ،همکاری می کنند تا از این طریق بین سیاستهای تجاری و بهداشتی انسجام مطلوب ایجاد شود به نحوی که هم آزادی تجاری مورد حمایت قرار گیرد و هم منفعت های بهداشتی افزایش و خطرهای بهداشتی ناشی از این قواعد کاهش پیدا کند.
لازم به ذکر است نمونه ی دیگری از تعاملاتی که سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی، با هم برقرار کرده اند در انعقاد کنوانسیون تنباکو توسط سازمان بهداشت جهانی مشهود بود، به نحوی که سازمان تجارت جهانی در جلسات تصویب این کنوانسیون به عنوان عضو ناظر حضور داشته و در مواقع لزوم با ارائه مشاوره های لازم تلاش شد تا کمترین محدودیت برای تجارت برای حفاظت از سلامت انسانها طبق این کنوانسیون ایجاد شود.
بنابراین برای به حداقل رساندن تعارضهای احتمالی بین تجارت و بهداشت و به حداکثر رساندن منافع متقابل آنها نیاز به تعامل بیشتر بین سیاست گذاران تجاری و بهداشتی در راستای آگاهی متقابل در مورد سیاست گذاریهای طرفین و همینطور ایجاد اصولی مدون برای حمایت از هردوی آنها در کنار یکدیگر ،وجود دارد. برای رسیدن به این اهداف است که این دو سازمان در مورد موضوعات مشترک تعامل و همکاریهایی داشته اند که مهمترین این همکاریها عبارتست از:
۱-کارگاه آموزشی مشترک سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی برای داروهای ارزان قیمت در آپریل ۲۰۰۱
۲-بیانیه توافقنامه تریپس و بهداشت عمومی در سال ۲۰۰۱(مشهور به بیانیه دوحه)
۳-  ایجاد یک کارگروه مابین سازمان جهانی بهداشت ،سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و سازمان غذا و کشاورزی برای کمک به کشورهای در حال توسعه برای اجرای موافقتنامه اقدامات بهداشتی و گیاهی است که در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت.
۴-مطالعات مشترک دبیرخانه های سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی و انتشار کتابی با مضمون توافقنامه های سازمان تجارت جهانی و بهداشت عمومی در سال ۲۰۰۲
۵- استراتژی جهانی در رژیم غذایی، فعالیت بدنی و سلامت در سال۲۰۰۴( این استراتژی ها توسط سازمان بهداشت جهانی انتشار یافته است که دبیرخانه ی سازمان تجارت جهانی در تنظیم آن با دبیرخانه سازمان بهداشت جهانی همکاری داشته است)
۶-همکاری در تهیه پیش نویس کنوانسیون کنترل دخانیات  توسط سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۵
۷-همکاری در تهیه استراتژی جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیر مسری منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی  در سال ۲۰۰۸ (در این سند برای پیش گیری و کنترل بیماریهای غیر مسری چهار عامل پیش بینی شده از جمله مصرف دخانیات و مضرات استفاده از الکل که محدود کردن آنها ممکن است به نحوی بر روی تجارت بین الملل تاثیر گذار باشد.)
۸-  قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد۳۳/۶۳ در سال ۲۰۰۸ که در رابطه ی بین سیاست خارجی و بهداشت عمومی.
۹-  بهداشت جهانی و سیاست خارجی: فرصت ها و چالش استراتژیک، که توسط سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۹ منتشر شده است.
۱۰-نشست معاون دبیرکل سازمان تجارت جهانی و مقامات سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۹
۱۱-بیانیه مشترک سازمان بهداشت جهانی،سازمان تجارت جهانی ،سازمان غذا و کشاورزی و سازمان  بهداشت جهانی دام در مورد آنفولانزا و ایمنی از گوشت خوک در سال۲۰۰۹
۱۲- استراتژی جهانی برای کاهش مضرات استفاده از الکل در سال ۲۰۱۰
۱۳-همکاری سه جانبه در مورد مالکیت فکری و بهداشت عمومی و انتشار کتابی با مضمون ارتقای دسترسی به فن آوری های پزشکی و نوآوری درسال ۲۰۱۲ با همکاری سه سازمان وایپو،سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی
این موارد تنها نمونه ای از همکاریهای دو سازمان برای رسیدن به سیاستهای مشترک در مورد موضوعات خاص بهداشتی تجاری. به نظر می رسد با توجه به موضوعاتی مشترک مابین دو سازمان نظیر حق مالکیت فکری دارو و نوآوری های پزشکی و تجارت خدمات پزشکی و … وجود دارد، لازم است هرچه سریعتر دبیرخانه های دو سازمان با تعاملات بیشتر موقعیت انعقاد موافقتنامه در موضوعات مشترک بین این دو سازمان را فراهم کنند تا بهداشت عمومی و تجارت در کنار یکدیگر به سلامت و رفاه جوامع مختلف کمک کنند و در کنار آن آزادی تجاری که مدنظر سازمان تجارت جهانی است هم حفظ شود.
انسجام گرایی در سیاست طرفین در ظاهر است ولی عمل کردن به آن سخت است و برای آن نیاز به مذاکرات منظم ، مشاوره و اقدام هماهنگ بین سیاست گزاران و مشاوران دو طرف دارد.
اما تاکنون علیرغم تلاش های فراوانی که صورت گرفته دو سازمان هیچ موافقتنامه مستقیمی  با هم ندارند و تنها همکاریها در حد انتشار کتاب در مورد موضوعات مشترک به وسیله ی دبیرخانه های دو سازمان و برگزاری اجلاس هایی مشترک در مورد موضوعات خاص نظیر اجلاس موافقتنامه تریپس و بهداشت عمومی که منجر به بیانیه دوحه در سال ۲۰۰۱ شد و در سطوح بالاتر اعطا جایگاه عضو ناظر به سازمان بهداشت جهانی  برای نظارت بر تصمیماتی که بعضی از کمیته های سازمان تجارت جهانی در مورد بهداشت می گیرند و همچنین حضور سازمان تجارت جهانی به عنوان عضو ناظر در انعقاد کنوانسیون تنباکو، باقی مانده است.
در پایان این بخش لازم است، پیشنهاد شود که دو سازمان با برگزاری جلسات بیشتر، زمینه ی انعقاد موافقتنامه ای مستقیم مابین دو سازمان را ایجاد کنند تا از طریق این موافقتنامه، نهادی دائمی که دارای صلاحیت تصمیم گیری در زمینه موضوعات تجاری- بهداشت است، را فراهم کنند. تا از طریق این نهاد دائمی موضوعات نوین تجاری بهداشتی تبیین شود تا از بروز هرگونه اختلاف در بین کشورها در این موضوعات جلوگیری شود و حتی اگر اختلافی مابین کشورها ایجاد شود این صلاحیت برای این نهاد متصور باشد، که بتواند درباره آن اختلاف اظهار نظر و حتی تصمیمات الزام آور بگیرد. این قدرت الزام آوری تصمیمات امری بسیار مهم در ایجاد چنین نهادی است زیرا اگر قرار باشد نهادی بدون قدرت الزام آور در تصمیمات تشکیل شود و فقط یک نهاد مشورت دهنده باشد، دیگر نیازی به تشکیل این نهاد نیست زیرا هم اکنون سازمان بهداشت جهانی در ارکان مختلف سازمان تجارت جهانی به عنوان عضو ناظر حضور دارد و هر کدام از این سازمان ها در انعقاد موافقتنامه های سازمان دیگر در موضوعات مشترک نظر مشورتی میدهند.
بنابراین اگر این دو سازمان تصمیم به ایجاد نهادی مشترک و دائمی بگیرند، باید به این امر توجه کنند که برای آن نهاد باید سازوکاری تعیین کنند که طی آن تصمیمات آن نهاد الزام آوری در عرصه بین المللی داشته باشد و صرفا یک نهاد مشورتی نباشد. این قدرت الزام آور دقیقا شبیه قدرت الزام آور رکن حل و فصل اختلافات سازمان تجارت جهانی است با این تفاوت که این نهاد متشکل از اعضای دو سازمان که هرکدام متخصصین در داش خود هستند، باشند تا تصمیمات اتخاذ شده در مورد موضوعات تجاری بهداشتی، همه ی جنبه های این موضوعات را در نظر بگیرد.
 
بخش دوم: انسجام گرایی در سطح ملی
ضرورت حمایت از سلامت و بهداشت عمومی برای هیچکس مورد تردید قرار نمی گیرد اما بر اساس اصول سازمان تجارت جهانی، مقامات دولتی باید به نحوی از سلامت و بهداشت عمومی حمایت کنند که کمترین محدودیت را برای تجارت به ارمغان بیاورد و اصول اساسی سازمان تجارت جهانی نظیر اصل عدم تبعیض(اصل رفتار ملی و اصل رفتار دولت کامله الوداد) را به طور کامل رعایت کنند.
به عنوان نمونه جلوگیری از ورود گوشتهای آلوده  به داخل کشور باید به نحوی باشد که این محدودیت تجاری برای حفاظت از سلامت و بهداشت عمومی ضروری باشد و این محدودیت تجاری تنها راه برای حفاظت از سلامت و بهداشت عمومی باشد و همچنین این عدم اجازه ورود گوشتهای آلوده به کشور ، فارغ از کشور مبدا گوشت باشد(به این معنا که محدودیت نسبت به تمام کشورهای صادر کننده گوشت آلوده که فاقد استانداردهای لازم است، اعمال شود).
بنابراین همانگونه که توضیح داده شد، مقامات تجاری و مقامات بهداشتی دولتها در اجرای سیاستهای دو سازمان در مورد موضوعات تجاری بهداشتی بسیار تاثیر گذار هستند و نقش آنها در انسجام سیاستهای سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی غیر قابل انکار است.
بر همین اساس، بسیاری از کشورها در حال افزایش همکاری بین وزارتخانه های تجارت و بهداشت خود هستند تا با تشکیل کارگروه های مشترک به بررسی موضوعات مرتبط بپردازند و از این طریق نه تنها به اهداف ملی  خود برسند بلکه بتوانند سیاستهای بهداشتی تجاری را هم هماهنگ کنند.به عنوان نمونه، در موارد ضروری با تشکیل جلسات بین این دو وزارتخانه، سعی می شود تا در اتخاذ سیاست های مربوط به موضوعات بهداشتی تجاری به نحوی با هم همکاری کنند تا زمانی که بهداشت عمومی کشوری از طریق واردات کالا و یا هر نوع تجارت دیگری به خطر می افتد، این نوع تجارت ها را در راستای حمایت از سلامت و بهداشت عمومی جوامع خود محدود کنند به طور مثال از واردات، گوشتی که فاقد استانداردهای لازم است ، جلوگیری می شود اما همانطور که در قبل گفته شد این محدودیت تجاری باید با در نظر گرفتن قوانین و مقررات داخلی و بین المللی انجام می شود تا به آزادی تجارت لطمه ای وارد نشود.
بنابراین انسجام گرایی در سیاستهای بهداشتی، تجاری در دو سطح ملی و بین المللی می تواند انجام شود . همانطور که بیان شد در سطح ملی وزارتخانه های بهداشت و تجارت با ایجاد کارگروهای تخصصی سعی بر ایجاد هماهنگی در سیاستها دارند که همین روش می تواند الگوی مناسب برای انسجام گرایی بین سیاستهای دو سازمان باشد. هرچند که سازمان بهداشت جهانی به عنوان عضو ناظر در برخی از ارکان سازمان تجارت جهانی حضور دارد و بر تصمیماتی که در مورد بهداشت عمومی اتخاذ می شود نظارت می کند ولی عملا این نظارت به معنای دادن مشورت به اعضای دیگر سازمان تجارت جهانی برای اتخاذ تصمیم است و عملا خود سازمان بهداشت جهانی  نمی تواند در تصمیم گیری شرکت کند.
لازم است پیشنهاد شود،که دو سازمان می توانند با الگوبرداری از نحوه انسجام گرایی در سطح ملی و ایجاد کارگروه های مشترک مابین خود در مورد موضوعات مشترک تصمیماتی اتخاذ کنند که هیچ گونه تعارضی بین سیاستهای دو سازمان در مورد آن موضوعات وجود نداشته باشد و عملا کشورهای عضو مشترک دو سازمان در انجام وظایف خود دچار سردرگمی نشوند.
در نهایت باید بیان شود که انسجام گرایی در سیاست های دو سازمان باید به نحو مداوم ادامه پیدا کند. علی الخصوص با بروز بیماریهای جدید که ممکن است به نحو مستقیم وغیر مستقیم بر تجارت تاثیر گذار باشد لزوم این انسجام در سیاستهای طرفین بیش از هر زمان دیگر احساس می شود که همانطور که بیان شد این انسجام تنها با ایجاد تعاملات بیشتر مابین دو سازمان علی الخصوص تبیین موضوعات جدید تجاری بهداشتی توسط این دو سازمان ایجاد می شود.
[۱]- http://www.who.int/trade/glossary/story098/en/ last visited10/8/2015
[۲]–ماده ۹: انجام وظایف سازمان به عهده ارکان زیر است:الف:مجمع جهانی بهداشت ب:شورای اجرایی ج:دبیرخانه
[۳]-https://www.wto.org/english/thewto_e/20y_e/dispute_brochure20y_e.pdf  last visited12/5/2015
[۴] –بدین معناست که تصمیمات هیات رسیدگی به صورت خودکار اجرا می شود مگر اجماعی برای عدم اجرای آن وجود داشته باشد.
[۵]- WTO agreements and public health.op.cit. p 52
[۶] -رضایی محمد تقی،نظام حقوقی سازمان تجارت جهانی، میزان ۱۳۹۲ ، ص ۲۱۲
[۷]- Understanding the WTO. Op.cit. p 55
[۸]- https://www.wto.org/english/thewto_e/20y_e/dispute_brochure20y_e.pdf last visited12/5/2015
[۹]- Consultation
[۱۰]-Article 4.1 :Members affirm their resolve to strengthen and improve the effectiveness of the consultation procedures employed by Members.
[۱۱]- Understanding the WTO. Op.cit. p 56
[۱۲]-Article 4.3. If a request for consultations is made pursuant to a covered agreement, the Member to which the request is made shall, unless otherwise mutually agreed, reply to the request within 10 days after the date of its receipt and shall enter into consultations in good faith within a period of no more than 30 days after the date of receipt of the request, with a view to reaching a mutually satisfactory solution. If the Member does not respond within 10 days after the date of receipt of the request, or does not enter into consultations within a period of no more than 30 days, or a period otherwise mutually agreed, after the date of receipt of the request, then the Member that requested the holding of consultations may proceed directly to request the establishment of a panel.
[۱۳]-Article 4.7. If the consultations fail to settle a dispute within 60 days after the date of receipt of the request for , the complaining party may request the establishment of a panel. The complaining party may request a panel during the 60-day period if the consulting parties jointly consider that consultations have failed to settle the dispute
[۱۴]-Article 4. 8. In cases of urgency, including those which concern perishable goods, Members shall enter into consultations within a period of no more than 10 days after the date of receipt of the request. If the consultations have failed to settle the dispute within a period of 20 days after the date of receipt of the request, the complaining party may request the establishment of a panel.
[۱۵]- Understanding the WTO. Op.cit. p 56
[۱۶]-Article 6.2. The request for the establishment of a panel shall be made in writing. It shall indicate whether consultations were held, identify the specific measures at issue and provide a brief summary of the legal basis of the complaint sufficient to present the problem clearly…
[۱۷]- Understanding the WTO. Op.cit. p 56
[۱۸]- WTO agreements and public health.op cit.p 53
[۱۹]-Article8.7. If there is no agreement on the panelists within 20 days after the date of the establishment of a panel, at the request of either party, the Director-General, in consultation with the Chairman of the DSB and the Chairman of the relevant Council or Committee…
[۲۰]-Article 8.5. Panels shall be composed of three panelists unless the parties to the dispute agree, within 10 days from the establishment of the panel, to a panel composed of five panelists…
[۲۱]-Article 8. 3. Citizens of Members whose governments are parties to the dispute or third parties as defined in paragraph 2 of Article 10 shall not serve on a panel concerned with that dispute, unless the parties to the dispute agree otherwise.
[۲۲]-Article 8.1. Panels shall be composed of well-qualified governmental and/or non-governmental individuals, including persons who have served on or presented a case to a panel, served as a representative of a Member or of a contracting party to GATT 1947 or as a representative to the Council or Committee of any covered agreement or its predecessor agreement, or in the Secretariat, taught or published on international trade law or policy, or served as a senior trade policy official of a Member.
[۲۳]-Article 8.2. Panel members should be selected with a view to ensuring the independence of the members, a sufficiently diverse background and a wide spectrum of experience.
[۲۴]-Article 8.4. To assist in the selection of panelists, the Secretariat shall maintain an indicative list of governmental and non-governmental individuals possessing the qualifications outlined in paragraph 1, from which panelists may be drawn as appropriate…
[۲۵]- Understanding the WTO. Op.cit. p 57
[۲۶]-Article 12.8. In order to make the procedures more efficient, the period in which the panel shall conduct its examination, from the date that the composition and terms of reference of the panel have been agreed upon until the date the final report is issued to the parties to the dispute, shall, as a general rule, not exceed six months. In cases of urgency, including those relating to perishable goods, the panel shall aim to issue its report to the parties to the dispute within three months.
[۲۷]-Article 17.1  A standing Appellate Body shall be established by the DSB. The Appellate Body shall hear appeals from panel cases …
[۲۸]- https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/dispu_e.htm last visited12/5/2015
[۲۹]-Article 17.1. …  It shall be composed of seven persons, three of whom shall serve on any one case. Persons serving on the Appellate Body shall serve in rotation. Such rotation shall be determined in the working procedures of the Appellate Body.
[۳۰]-Article 17.3. The Appellate Body shall comprise persons of recognized authority, with demonstrated expertise in law, international trade and the subject matter of the covered agreements generally. They shall be unaffiliated with any government. The Appellate Body membership shall be broadly representative of membership in the WTO. All persons serving on the Appellate Body shall be available at all times and on short notice, and shall stay abreast of dispute settlement activities and other relevant activities of the WTO. They shall not participate in the consideration of any disputes that would create a direct or indirect conflict of interest.
[۳۱]-Article 17.2. The DSB shall appoint persons to serve on the Appellate Body for a four-year term, and each person may be reappointed once. However, the terms of three of the seven persons appointed immediately after the entry into force of the WTO Agreement shall expire at the end of two years, to be determined by lot. Vacancies shall be filled as they arise. A person appointed to replace a person whose term of office has not expired shall hold office for the remainder of the predecessor’s term.
[۳۲]- WTO agreements and public health.op.cit. p 54
[۳۳]-Article 17.13. The Appellate Body may uphold, modify or reverse the legal findings and conclusions of the panel.
[۳۴]-Article 17.14. An Appellate Body report shall be adopted by the DSB and unconditionally accepted by the parties to the dispute unless the DSB decides by consensus not to adopt the Appellate Body report within 30 days following its circulation to the Members…
[۳۵]- Understanding the WTO. Op.cit. p 57
[۳۶]- WTO Panel Report,Canada-Patent protection of pharmaceutical products.
Available at: https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/cases_e/ds114_e.htm last visited12/5/2015
[۳۷]-Article28. 1. A patent shall confer on its owner the following exclusive rights:
(a) where the subject matter of a patent is a product, to prevent third parties not having the owner’s consent from the acts of: making, using, offering for sale, selling, or importing6 for these purposes that product;
(b) where the subject matter of a patent is a process, to prevent third parties not having  the owner’s consent from the act of using the process, and from the acts of: using, offering for sale, selling, or importing for these purposes at least the product obtained directly by that process.
[۳۸]-Article 30: Exceptions to Rights Conferred
Members may provide limited exceptions to the exclusive rights conferred by a patent, provided that such exceptions do not unreasonably conflict with a normal exploitation of the patent and do not unreasonably prejudice the legitimate interests of the patent owner, taking account of the legitimate interests of third parties.
[۳۹]- WTO Panel Report,Canada-Patent protection of pharmaceutical products.
Available at: https://www.wto.org/english/tratop_e/dispu_e/cases_e/ds114_e.htm last visited12/5/2015
[۴۰]- موسی زاده رضا، پیشین، ص ۱۶۱ تا ۱۶۵
[۴۱]- Constitution of WHO. Available at: http://www.who.int/governance/eb/who_constitution_en.pdf last visited12/5/2015
[۴۲]-WTO agreements and public health.op.cit. p 137
[۴۳]- Agreement establishing the WTO 1994.
Available at: https://www.wto.org/english/docs_e/legal_e/04-wto.pdf last visited12/5/2015
[۴۴]- https://www.wto.org/english/thewto_e/coher_e/coher_e.htm last visited12/5/2015
[۴۵]- http://www.who.int/trade/trade_and_health/en/last visited10/8/2015
[۴۶]- WHO statement on International Trade and Health at the WTO Ministerial  (Hong Kong 13-18 Dec. 2005)
[۴۷]- Haochen sun.Road to doha and beyond. Ejil vol 15. 2004. pp 128-129
[۴۸]-. Craig Van Grasstek.opcit. pp 175-176
[۴۹] – Ibid. p174
[۵۰]- ۲۰۰۸-۲۰۱۳ Action plan for the global strategy for the prevention and control of noncommunicable diseases. WHO publication 2009
[۵۱]- Food and Agriculture Organization (FAO)
[۵۲]- World Organization for Animal Health(OIE)
[۵۳]- WTO agreements and public health.op.cit. p 138
[۵۴]- WTO agreements and public health. op.cit.pp138.139

 

این نوشته در حقوق ارسال و اختلافات تجاری, تجارت جهانی, تریپس, حق اختراع, سازمان تجارت جهانی, سازمان ملل, سازمان ملل متحد, سیاست خارجی, مالکیت فکری برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها. ویرایش
  • 1
  • ...
  • 408
  • 409
  • 410
  • ...
  • 411
  • ...
  • 412
  • 413
  • 414
  • ...
  • 415
  • ...
  • 416
  • 417
  • 418
  • ...
  • 770
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

 راهکارهای تفاهم در رابطه
 آموزش جذب پسران
 فواید انار برای سگ
 تکنیک‌های تولید محتوای ماندگار
 حقوقی خیانت زن
 راز رشد سریع یوتیوب
 آموزش Midjourney حرفه‌ای
 خمیر مالت گربه
 انتخاب توله سگ مناسب
 اشتباهات رشد سایت
 انواع غذای گربه
 تبدیل شدن به متخصص Copilot
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 خرید تراریوم لاک‌پشت
 عدم تعادل در روابط
 ساخت بک‌لینک قدرتمند
 مراقبت از دندان خرگوش
 درآمد از مقاله‌نویسی آنلاین
 قابلیت‌های Leonardo AI
 ماندن بعد خیانت همسر
 نگهداری حیوانات خانگی
 سودآوری محصولات دیجیتال
 راهکارهای رابطه یکنواخت
 درآمد از مشاوره روانشناسی
 پیشگیری از فراموشی عشق
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب
  • Atom: مطالب
  • RDF: مطالب
  • RSS 0.92: مطالب
  • _sitemap: مطالب
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان