تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها توجه کرد
  • توصیه های ضروری و طلایی درباره آرایش
  • ✔️ تکنیک های اساسی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای طلایی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های طلایی و ضروری درباره آرایش برای دختران
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه (آپدیت شده✅)
  • " دانلود فایل های دانشگاهی – د-اصل تدریجی بودن مسئولیت کیفری – 10 "
  • " پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۱۱- ۲ مدل بهبود کیفیت خدمات سازمانی – 2 "
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | قسمت 4 – 8 "
  • " دانلود فایل های دانشگاهی | مبحث سوم : بررسی تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر اقتصاد کشور. – 1 "
پایان نامه : عوامل موثر در خستگی
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عوامل موثر در خستگی

 

 

۲-۴-۱- عوامل فیزیولوژیکی

 

 

مکانیسم آسیب شناسی فیزیولوژیکی در خستگی سرطان به طور کامل مشخص نشده است (گوتستین[۱]، ۲۰۰۱). به احتمال زیاد اختلال در نظم سیستم‌های مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی در CRF درگیر است و شامل مکانیسم‌های محیطی و مرکزی می‌باشد. خستگی محیطی سرچشمه در عضلات و بافت‌های مرتبط، در حالی که خستگی مرکزی از سیستم عصبی مرکزی نشات می­گیرد و نتیجه آن در ناتوانی انتقال تکانه‌های تحریک عصبی است(ریان[۲] و همکاران، ۲۰۰۷). مکانیسم‌های مطرح در CRF شامل‌ بی‌نظمی در سیتوکین‌ها[۳]، اختلال عملکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA)، بی‌نظمی در انتقال دهنده پنج هیدروکسی تریپتوفان (۵-HT)، اختلال ریتم شبانه روزی، تغییرات در آدنوزین تری فسفات (ATP)، تغیرات متابولیسم عضله و ​​فعال شدن عصب واگ آوران[۴] است (بارسویک، زویندرمن و هالیارد، ۲۰۱۰؛ ریان و همکاران، ۲۰۰۷).

 

 

۲-۴-۲- بی نظمی سیتوکین‌ها

 

 

سیتوکین‌های پیش التهابی (مانند اینترلوکین[۵]، فاکتور نکروز تومور (TNF)) به عنوان نشانگر خستگی مرتبط با سرطان مورد ارزیابی قرار گرفتند. بازماندگان <a href="https://www.sid.ir/Fa/Journal/ViewPaper.aspx?ID=14841″ title=”سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)“>سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) با ۲ سال یا بیشتر از ۲ سال خستگی مداوم پس از درمان، افزایش سطوح مارکرهای ایمنی مرتبط با فعالیت سیتوکین پیش التهابی داشتند (بوور و همکاران، ۲۰۰۳). دیگر تغییرات در سیستم ایمنی افراد CRF شامل سطوح پایین‌تر تعداد سلول‌های طبیعی کشنده و همراه با افزایش فعالیت سلول‌های طبیعی کشنده بود (باور، جانز، عزیز و فاهی، ۲۰۰۲).

 

 

سرطان و درمان آن با افزایش سیتوکین‌های پلاسمایی در ارتباط است (ریان و همکاران، ۲۰۰۷). برای تشخیص سرطان‌های مختلف، افزایش سطح گردش سیتوکین‌ها و گیرنده‌های آنها (شایع ترینIL-6) در تشخیص اولیه و بعد از آن در تشخیص متاستاز مشاهده‌ می‌شود (بارسویک، زویندرمن و هالیارد، ۲۰۱۰).

 

 

 

 

این سیتوکین‌ها می‌تواند در کم خونی، سوء هاضمه، بی‌اشتهایی، تب، عفونت و افسردگی تاثیر داشته و همه اینها در خستگی مشارکت‌ می‌نمایند. بعلاوه فعالیت عامل رشد تومور، بخصوص سیتوکین­ها ممکن است از طریق گذرگاه‌های خاص در خستگی مشارکت نمایند. نشان داده شده IL-1 و IL-6 و TNF خونسازی را سرکوب کرده که نتیجه آن کم خونی است (کارزروک[۶]، ۲۰۰۱). کاشکسی[۷] در از دست رفتن بافت و در نتیجه خستگی، و اینترفرون[۸] با ایجاد نوراستنى [۹]، باعث خستگی‌های عصبی‌ می‌شود (کوسادا، ۱۹۸۶ به نقل از بارسویک[۱۰]، زویندرمن[۱۱] و هالیارد[۱۲]، ۲۰۱۰). به خصوص IL-6، نیز با افسردگی در ارتباط بوده، و خستگی آشکار ساز آن است (مسلمان و همکاران، ۲۰۰۱ به نقل از بارسویک، زویندرمن و هالیارد، ۲۰۱۰)

 

 

پایان نامه ها

 

 

۲-۴-۳- اختلال در محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال

 

 

محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال (HPA)، انتشار کورتیزول در پاسخ به استرس فیزیکی یا روانی اجتماعی را کنترل می‌کند (ریان و همکاران، ۲۰۰۷). سطوح پایین کورتیزول با خستگی در ارتباط بوده و ممکن است نتیجه سرکوب مستقیم محور HPA توسط درمان سرطان یا تغییرات در ۵-HT (سروتونین) باشد. نتایج نشان‌ می‌دهد که تغییرات فعالیت محور HPA،‌ می‌تواند بر خستگی تاثیر بگذارد. فرضیه دیگر هم این است که افزایش سطح ۵-HT در مغز و یا بی‌نظمی گیرنده ۵-HT به دلیل سرطان و یا درمان سرطان در خستگی موثر است (ریان و همکاران، ۲۰۰۷).

 

 

۲-۴-۴- تغییرات در آدنوزین تری فسفات

 

 

تغییرات در آدنوزین تری فسفات (ATP)، اختلال در نظم ATP به عنوان منبع عمده انرژی عضله،‌ می‌تواند منجر به خستگی محیطی شود. فرض بر این است که، سرطان و یا درمان آن، بی‌اشتهایی، یا کاشکسی‌ می‌تواند منجر به نقص در توانایی بازسازی ATP در عضلات اسکلتی شود. این امر ممکن است از طریق مکانیسم تغییر یافته متابولیسم پروتئین عضله باشد (ریان و همکاران، ۲۰۰۷). تحقیقات بررسی سندرم خستگی مزمن، نقص در سنتز و سوخت و ساز ATP را نشان می‌دهد. مدارک و شواهد از بی‌نظمی  ATPدر بیماران مبتلا به سرطان محدود است. با این حال، به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی، تزریق ATP برای سرطان ریه پیشرفته بیماران منجر به بهبود قدرت عضلانی و کاهش خستگی شده است. (آگترش، ۲۰۰۰ به نقل از از بارسویک، زویندرمن و هالیارد، ۲۰۱۰)

 

 

۲-۴-۵- فعالیت عصب واگ آوران

 

 

سرطان یا درمان آن ممکن است باعث انتشار محیطی عوامل فعالیت عصبی[۱۳] شود که فعال فیبرهای عصب واگ آوران با سرکوب فعالیت عضله پیکری و القاء رفتار خستگی در حیوانات شد. اگرچه شواهد کمی برای حمایت از این فرضیه وجود دارد اما مطالعه ریان و همکاران (۲۰۰۷) که برحیوانات انجام شده بود، از این مکانیسم پشتیبانی‌ می‌کند.

 

 

۲-۴-۶- ژنتیک

 

 

در حال حاضر پیشرفت در فن آوری‌های مولکولی و ژنتیکی استفاده از روش‌های مختلفی برای شناسایی ژن‌های مربوط به خستگی سرطان را مقدور ساخته است. به احتمال زیاد علائم سرطان تحت تاثیر تجمعی از چند ژن پلی مورفیسم قرار‌ می‌گیرد. همچنین، ژن‌هایی که کنترل علائم دیگر مرتبط با سرطان (مانند افسردگی و یا درد) را دارند، تحت تاثیر خستگی قرار می­گیرد (ریس جیبی[۱۴] و همکاران، ۲۰۰۸). اسکن گسترده‌ای ژنوم در شناسایی ترکیبات ژن‌هایی که کنترل خستگی را بر عهده دارند مفید است.

 

 

۲-۴-۷- عوامل روانی

 

 

در مطالعه حقیقت و همکاران (۱۳۸۷) که بر عوامل موثر خستگی در مبتلایان به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) انجام شده بود خستگی جسمانی، عاطفی، شناختی و نیز خستگی کلی بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت. در این ارزیابی عوامل روانی در هر سه بعد خستگی جسمانی، عاطفی، شناختی دخیل هستند .

 

 

۲-۴-۸- افسردگی

 

 

از آنجا که افسردگی باعث خستگی مزمن‌ می‌شود (زورن، رولند و واریکچیو، ۲۰۰۲) وجود ارتباط بین خستگی و افسردگی دو از انتظار نیست. همچنین در معیارهای اندازه گیری خستگی (استین، مارتین، هان و جاکوبسن ۱۹۹۸؛ اکویاما و همکاران، ۲۰۰۰ به نقل از حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷) و افسردگی BDI-II (بک[۱۵]، استر[۱۶] و براون[۱۷]، ۱۹۹۶) برخی سوالات مشابه مشاهده‌ می‌شود. لذا این مسئله نیز‌ می‌تواند دلیلی بر همراهی نسبتا بالای این دو پدیده باشد. همچنین یکی از ملاک‌های تشخیصی افسردگی در DSM-IV-TR احساس خستگی یا از دست دادن انرژی در بیشتر ساعات روز است، که این نیز می‌تواند دلیلی برای پیش بینی‌کنندگی خستگی در افراد سرطانی باشد. در مطالعه حقیقت و همکاران (۱۳۸۷)، افسردگی به عنوان قویترین عامل روانی پیش بینی کننده خستگی سرطان (P = 0.003) شناخته شد. نول و همکاران (۲۰۱۱) نیز اعلام کردند که افسردگی در سرطان، عاملی برای ایجاد خستگی در دراز مدت است. لازم به توجه است که علی‌رغم مباحث ذکر شده، در مطالعه‌ای عدم ارتباط علیتی بین افسردگی و خستگی جسمانی را نشان داده‌‌اند (موک[۱۸] و همکاران، ۲۰۰۰). در هر صورت موارد تایید ارتباط افسردگی و خستگی در مطالعات بسیاری ذکر شده است (کورت، ۲۰۰۱؛ باور[۱۹] و همکاران، ۲۰۰۰؛ پاین[۲۰] و همکاران، ۱۹۹۹؛ فورست و آسبرگ، ۲۰۰۱).

 

 

۲-۴-۹- اضطراب

 

 

وجود اختلالات اضطرابی افراد سرطانی در مطالعات متعددی نشان داده شده است (عاقبتی، محمدی و پور اسماعیل، ۱۳۸۹؛ ویتاکر[۲۱]، ۲۰۰۸؛ تاپا[۲۲]، راوال[۲۳] و بیستا[۲۴]، ۲۰۱۰؛ بادگر[۲۵] و همکاران، ۲۰۰۷). حتی در DSM-IV TR (2000) به اختلال اضطراب پس از حادثه (PTSD) در برخی افراد سرطانی اشاره دارد. در مطالعه یاسری، مرادی و شهرآرای (۲۰۰۶)، PTSD افراد سرطانی را ۲ سال پس از درمان تایید و اضطراب بالای این افراد را عاملی در کاهش عملکرد حافظه نشان دادند. علاوه بر این در پژهش‌های بسیاری، وجود اضطراب افراد سرطانی را عاملی در خستگی دانسته‌اند (حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷؛ گودندورپ[۲۶]، ۲۰۱۲؛ اسپیک[۲۷]، کورنیا[۲۸]، ماس[۲۹]، دووال[۳۰] و شمیتز[۳۱]، ۲۰۱۰؛ ویتاکر، ۲۰۰۸، فوسا[۳۲]، داهل[۳۳] و لاگ[۳۴]، ۲۰۰۳).

 

 

۲-۵- خستگی ذهنی و انگیزه‌ای

 

 

دوره خستگی ذهنی و انگیزه‌ای تحت تاثیر نوع شیمی درمانی قرار ندارد. دوره خستگی ذهنی و انگیزه‌ای دارای نوسان بوده، اما به نظر‌ می‌رسد در طول شیمی درمانی پایدار است. پس از اتمام شیمی درمانی نیز، بهبود ضعیفی دیده‌ می‌شود. بسیاری از بیماران، علائم افسردگی را در طول مطالعه گزارش می‌کنند. این علائم در ارتباط با هر دو بعد از خستگی، در تمام اندازه گیری خستگی روانی تحت تاثیر قرار می­گیرد. (جانگ[۳۵]، کندل[۳۶]، شوتن[۳۷]، ابوسعد[۳۸]، کورتنس[۳۹]، ۲۰۰۵). زنانی که تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار‌ می‌گیرند به طور معنی داری خستگی ذهنی بیشتری نسبت به زنانی که تحت عمل لامپکتومی قرار می‌گیرند، دارند (حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷؛ جانگ و همکاران، ۲۰۰۵). الگوی واضحی از خستگی ذهنی و کاهش انگیزه در طول و همچنین بعد از شیمی درمانی دیده نمی‌شود. علائم افسردگی قطعا مربوط به این متغیر است (جانگ و همکاران، ۲۰۰۵).

 

 

با توجه به ارتباط ضعیف خستگی ذهنی با عوامل بیولوژیکی سرطان و عوارض درمان‌های سرطان که بحث شد، به بررسی علل روانی خستگی از طریق مدل خستگی شناختی (درماندگی)‌ می‌پردازیم.

 

 

۲-۶- خستگی شناختی (درماندگی)

 

 

در چند دهه اخیر، واکنش روانی در تلاش برای کنترل شرایطی که انسان را به خطر اندازد، به عنوان یک موضوع برجسته در تحقیق روانی شکل گرفت (کافتا[۴۰] و سدک [۴۱]، ۱۹۹۸). در ارتباط با این امر، مطالعات حیوانی درماندگی (سلیگمن[۴۲] و مایر، ۱۹۶۷؛ اورمایر[۴۳] و سلیگمن، ۱۹۶۷)، سپس پژوهش‌های مدل درماندگی آموخته شده برای انسان (دوک[۴۴]، ۱۹۷۵؛ سلیگمن، ۱۹۷۵؛ آبرامسون[۴۵]، ۱۹۷۸) و نهایتا مدل خستگی شناختی توسط سدک و کافتا ارائه گردید (سدک و کافتا، ۱۹۹۰؛ سدک و کافتا، ۱۹۹۳؛ کافتا و سدک، ۱۹۹۸). در واقع الگوی خستگی شناختی به تبیین اطلاعاتی درماندگی آموخته شده سلیگمن (۱۹۹۰) می‌پردازد.

 

 

بر اساس مدل خستگی شناختی درماندگی آموخته شده، افراد در یک موقعیت غیر قابل کنترل، یک فعالیت شناختی شدید، اما ناموفق را به کار می‌گیرند. آنها اطلاعات مناسب را جستجو می‌کنند، به حافظه می‌سپارند و به تجزیه و تحلیل آن می‌پردازند. همچنین آنها فرضیات مختلفی را در نظر می‌گیرند و آنها را به منظور ابهام‌زدایی از موقعیت می‌آزمایند. اما به دلیل غیر قابل کنترل بودن رویدادها، تلاش‌های شناختی آنها به اهداف مورد نظر (که همان راه حل‌های مستدل هستند)، نمی‌انجامند. پس از یک تجربه طولانی مدت از این نوع، افراد به حالت ناپایدار خستگی شناختی منتقل می‌شوند. ماهیت آن یک بازداری تعمیم یافته پردازش اطلاعات سازنده است، به طوری که رضایت آزمودنی از شکل دادن تمایزات و فرضیات جدید و برنامه‌های عملی کاهش می‌یابد. هنگامی که این افراد با یک موقعیت مساله‌دار جدید رو به رو می‌شوند، به طرحواره‌ها و اکتشافات در دسترس و نسبتا ابتدایی پردازش اطلاعات و کنترل رفتار متوسل می‌شوند. به طور کلی، خستگی شناختی درباره درماندگی به این موضوع اشاره دارد که مواجهه با رویدادهای غیر قابل کنترل، مواردی چون کاهش فعالیت شناختی، اختلال در توجه و بازداری اطلاعات را در پی دارد (سدک و کافتا، ۱۹۹۸). همچنین در درماندگی پس از تجربه صدمه کنترل ناپذیر، انگیزه پاسخ دادن از بین رفته و جای آن را افسردگی و اضطراب خواهد گرفت (سلیگمن، ۱۹۹۹).

 

 

پیامد‌های درماندگی همچون اضطراب، افسردگی (اسمیتس و همکاران، ۱۹۹۸؛ حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷؛ برون و کرونک، ۲۰۱۰)، اختلال توجه و کاهش انگیزه (حقیقت و همکاران، ۱۳۸۷) در بروز خستگی مربوط به سرطان مورد تایید قرار گرفته است. در واقع اضطراب و افسردگی از جمله شکایات مهم بیماران سرطانی به شمار می‌روند (فاروکی[۴۶]، چادهری[۴۷]، ۲۰۱۲). علاوه بر این در افراد سرطانی، تجربه درد غیر قابل کنترل (لیست[۴۸]، استرکس[۴۹]، کلانجلو[۵۰]، ۲۰۰۰) با دارا بودن شرایط سخت و غیر قابل کنترل، باعث خستگی شناختی‌ می‌شود. ترس از مرگ نیز که در افراد سرطانی دیده‌ می‌شود (کارتر[۵۱] و همکاران، ۲۰۱۲)، به خودی خود نشانه‌های درماندگی را در افراد ظاهر‌ می کند (سلیگمن، ۱۹۹۰). به طور کلی‌ می‌توان بیان کرد که افراد سرطانی دارای تمامی عوامل ایجاد خستگی شناختی درماندگی و نیز پیامدهای آن را دارا هستند و این‌ می‌تواند عاملی در تشدید خستگی سرطان باشد.

 

 

۲-۷- استرس

 

 

ارائه ی یک تعریف دقیق وکامل از استرس، کار آسانی نیست و از انجایی که استرس، به عنوان یک تجربه ی هیجانی که با تغییرات بیوشیمیایی، روان شناختی، شناختی و رفتاری همراه است و جنبه های مختلفی را در بر می گیرد، بر سر تعریف  آن توافق وجود ندارد.

 

 

واژه استرس از یک لغت لاتین۱ به معنای در آغوش گرفتن و باز فشردن و تحت فشار بودن است.رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند. فشرده شدن یا زیر فشار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را بوجود می آورد که قلب و روح او را در بر می گیرد. بدین ترتیب درماندگی یا استیصال نیز از کلمه فوق مشتق شده است و بیانگر احساس انزوا و ناتوانی است که در یک موقعیت حاد (خطر و رنج )در فرد ایجاد می شود (دادستان، ۱۳۸۶؛ نقل از البرز، ۱۳۸۶). استرس یک  مفهوم اشتقاقی  بود که از علوم طبیعی به عاریت گرفته شده بود. استرس به طور مشهود در قرن هفدهم به معنای سختی و محنت، فشار و درد، مصیبت و پریشانی  به کار گرفته شده است. هم چنین در قرن هیجدهم و نوزدهم به معنای زور و نیرو، فشار، و تلاش سخت برای یک شی ء یا انسان به کار رفته است. استرس از دیدگاه های متعددی تعریف  شده است. در مهندسی و فیزیک به معنای یک نیروی خارجی یا فشار بیرونی که توسط یک شیء یا فرد بروی چیزی دیگراعمال می شود.

 

 

مفهوم استرس برای اولین باردر علوم زیستی ، توسط هانس سلیه در سال ۱۹۳۶ مطرح شد. در فیزیولوژی استرس به محرک های فشار زا اشاره دارد که  می تواند سازگاری جاندار با محیط   را مختل نماید و در نتیجه سلامتی وی را به خطر اندازد. درفرهنگ علوم رفتاری این اصطلاح به عنوان هرگونه محرک یا وضعی که شخصی را به واکنشهای سازشی وادار کند تعریف شده است (شعاری نژاد، ۱۳۷۵). در روان شناسی نیز استرس به پاسخ های  جاندار به محرک های پیرامون که در نتیجه تعامل وی با محیط  ناشی می شود؛ اشاره دارد (PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)وژی، ۱۹۹۹).

 

 

لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) استرس را به عنوان یک فرایند مورد بررسی قرار می دهد. آنها عقیده دارند که تعبیر و تفسیر رویدادهای استرس زا، خیلی مهمتر از خود رویدادهاست. دایورا و فیمین  (۱۹۸۸) استرس را به عنوان یک تنش هیجانی ناشی از حوادث زندگی تعریف نمود ه اند. به عبارت دیگر استرس یک احساس تهدید آمیز برای عزت نفس و امنیت شخص قلمداد می شود. استرس یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. این تغییرات در جهت تغییر واقعه ی پراسترس یا عوض کردن اثرات آن است.

 

 

حوادثی مانند: ازدواج، ازدحام، امتحان، یک ارتباط بین فردی بد، قرار ملاقات برای یک مصاحبه ی شغلی ،رقابت های ورزشی … می توانند جزء حوادث استرس زا باشند. از آنجایی که یک حادثه ی خاص می تواند برای یک نفر استرس زا و برای فرد دیگر بدون استرس تلقی شود، بنابراین اکثر تعاریف استرس بر رابطه ی بین فرد و محیط تأکید کرده اند. استرس پیامد فرایند ارزیابی فرد است، یعنی ارزیابی این که آیا منابع فردی برای پاسخ گویی به توقعات محیط کافی است یا نه (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴؛ نقل از فتی و همکاران، ۱۳۸۵).استرس را می توان از جهات مختلف مورد بررسی قرارداد.

 

 

۲-۸- نظریه های استرس

 

 

ماسن[۵۲](۱۹۷۵) بر اساس سه طبقه بندی ارائه شده برای تعاریف استرس عوامل مختلف را در فرایند استرس موثر دانسته و به بررسی آنها پرداخته است. در واقع این طبقه بندی از اصول زیربنایی نظریه های متفاوت نشات گرفته است. ابتدا این دیدگاه توضیح داده می شود و سپس استرس از دیدگاه های ساختاری[۵۳]، یادگیری_رفتاری[۵۴] و شناختی[۵۵] مورد بررسی قرار می گیرد. به اعتقاد ماسن (۱۹۷۵)، استرس می تواند به صورت یکی از حالت های زیر حاصل شود: (۱) تغییر حالت درونی فرد؛ (۲) وجود رویداد بیرونی یا استرس زا؛ و (۳) تجربه ای از برانگیختگی که از تعامل فرد و محیط به وجود آمده باشد (نقل از آلدوین، ۱۹۹۴). این سه حالت به طور کلی اجزاء فرایند استرس را به طور واضح شرح می دهند.

 

 

در حالت اول، تغییرات فیزیولوژیک و هیجانی در فرد به وجود می آید. واکنش های فیزیولوژیک، سیستم عصبی مرکزی[۵۶]، پیرامونی[۵۷]، سیستم ایمنی و غدد درون ریز[۵۸] را درگیر می کند. استرس برانگیختگی سیستم سمپاتیک ارگانیسم را باعث شده و به این ترتیب موجود را برای فعالیت آماده می سازد. خون از اندام های درونی به سمت مغز جریان می یابد. افزایش ضربان قلب، فشارخون و تنفس باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز و ماهیچه ها برسد و افزایش <a href="https://news.fitshape.ir/%D9%82%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/” title=”قند خون“>قند خون باعث بالا رفتن انرژی می شود و همه این تغییرات فعالیت ذهنی و فیزیکی بیشتر را به وجود می آورد. کنن[۵۹] (۱۹۳۹) این برانگیختگی سیستم عصبی سمپاتیک را واکنش”جنگ و گریز[۶۰]” نامیده است. به اعتقاد کنن، این واکنش یک پاسخ عمومی به هر نوع استرس (فیزیکی یا اجتماعی) بوده و بدن به همه انواع تهدید ها به صورت مشابه پاسخ می دهد، حال آنکه ممکن است درآن لحظه، آن واکنش نامرتبط باشد (نقل از آلدوین،۱۹۹۴). همچنین، کنن (۱۹۱۵) برای اولین بار این فرض را مطرح کرد که ادراک یک تهدید، تالاموس[۶۱] را فعال می کند (در حال حاضر مشخص شده که هیپوتالاموس[۶۲] فعال می شود) و آن نیز غده هیپوفیز[۶۳] را فعال کرده که باعث ترشح هورمون های آدرنالین[۶۴] و نورآدرنالین از غده فوق کلیوی می شود. با رفع تهدید، فعالیت پاراسمپاتیک بدن را از طریق کاهش فشار خون، ضربان قلب و تنفس به حال تعادل باز می گرداند.

 

 

حالت دوم رویداد استرس، مربوط به محیط  بیرونی است. تحقیقات اولیه در مورد فاجعه های طبیعی و جنگ بود و بعد ها به رویداد های مهم زندگی از جمله ازدواج، طلاق، داغدیدگی یا شروع یک کار جدید گسترش داده شد. در مورد عامل استرس زا، باید طول دوره[۶۵]، سرعت شروع[۶۶] و گستردگی[۶۷] استرس را در هر رویداد مد نظر قرار داد.

 

 

در حالت آخر، استرس تجربه ای است که از تعامل بین فرد و محیط حاصل می شود؛ به ویژه تعاملاتی که ناهماهنگی بین منابع فردی و چالش یا نیازهای ادراک شده در آنها وجود داشته باشد. در این حالت، برای این که واکنش های فیزیولوژیک یا هیجانی به وجود آید باید فرد نسبت به عامل استرس (تهدید[۶۸]، فقدان[۶۹]، چالش[۷۰]) شناخت پیدا کند و این شناخت برانگیخته شود.

 

 

[۱] . Gutstein

 

 

[۲] . Ryan

 

 

[۳] . sytokines

 

 

[۴] . vagal afferent activation

 

 

 

    1. interleukin

 

 

 

 

 

[۶] . Kurzrock

 

 

[۷] . Cachexia

 

 

[۸] . interferon

 

 

[۹] . neurasthenia

 

 

[۱۰] . Barsevick

 

 

[۱۱] . Zwinderman

 

 

[۱۲] . Halyard

 

 

[۱۳] . neuroactive

 

 

[۱۴] . Reyes-Gibby

 

 

[۱۵] . beck

 

 

[۱۶]. Steer

 

 

[۱۷]. Brown

 

 

[۱۸] . Mock

 

 

[۱۹] . Bower

 

 

[۲۰] . Payne

 

 

[۲۱] . WHITAKER

 

 

[۲۲] . Thapa

 

 

[۲۳] . Rawal

 

 

[۲۴] . Bista

 

 

[۲۵] . Badger

 

 

[۲۶] . Goedendorp

 

 

[۲۷] . Speck

 

 

[۲۸] . Courneya

 

 

[۲۹] . Masse

 

 

[۳۰] . Duval

 

 

[۳۱] . Schmitz

 

 

[۳۲] . Fossa

 

 

[۳۳] . Dahl

 

 

[۳۴] . Loge

 

 

[۳۵] . Jong

 

 

[۳۶] . Candel

 

 

[۳۷] . Schouten

 

 

[۳۸] . Abu-Saad

 

 

[۳۹] . Courtens

 

 

[۴۰] . Kofta

 

 

[۴۱] . Sedek

 

 

[۴۲] . Seligman

 

 

[۴۳] . aurmayer

 

 

[۴۴] . Dweck

 

 

[۴۵] . Abramson

 

 

[۴۶] . Farooqi

 

 

[۴۷] . Chaudhry

 

 

[۴۸] . List

 

 

[۴۹] . Stracks

 

 

[۵۰] . Colangelo

 

 

[۵۱] . Carter

 

 

[۵۲]. Masson

 

 

[۵۳]. constructive

 

 

[۵۴]. learning-behavioral

 

 

[۵۵]. cognitive

 

 

[۵۶]. centeral

 

 

[۵۷]. pyramidal

 

 

[۵۸]. endocrine

 

 

[۵۹]. Cannon

 

 

[۶۰]. fight & flight

 

 

[۶۱]. thalamus

 

 

[۶۲]. hypothalamus

 

 

[۶۳]. pituitary gland

 

 

[۶۴]. adrenaline

 

 

[۶۵]. duration

 

 

[۶۶]. rapidity of onest

 

 

[۶۷]. Linkage (spread)

 

 

[۶۸]. threat

 

 

[۶۹]. loss

 

 

[۷۰]. challenge

 

 

 

پایان نامه : نظریه ساختاری ژن ها در مورد استرس
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ژن ها سلامت و رفتار ما را از هنگام تولد تا مرگ تحت تاثیر قرار می دهند. بهترین نمونه در مورد اثر ژن و توارث مطالعه دوقلوهای یکسان است. به عنوان مثال، مشاهده شده که فشارخون، ۶۵% ارثی بوده و تنها ۴۰% تحت تاثیر رژیم غذایی، ورزش، پاسخ های استرس زای آموخته شده و عوامل دیگر قرار می گیرد. شواهد خوبی وجود دارد مبنی بر این که، کودکان والدین دارای اختلالات روانی جدی، ریسک بالایی برای ابتلا به آن اختلال خواهند داشت. یک سری خصوصیات شخصیتی مثل خجالتی بودن و یا مضطرب بودن نیز ارثی بوده و فرد را تحت تاثیر قرار می دهند (آلدوین،۱۹۹۱). در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، نشان داده شده که دوقلوها، عادت های عصبی یکسانی در مواقعی که تحت فشار روانی قرار می گیرند، نشان می دهند؛ مثل جویدن ناخن[۱] یا مالش چانه[۲]. همچنین، حتی اگر آنها کاملا جدا از هم بزرگ شده باشند، باز هم در توصیف اضطراب شان از کلمات مشابه استفاده می کنند. تاثیرگذاری ژن ها بسیار جالب است اما نباید در آن اغراق شود (تاکر- لاد[۳]،۲۰۰۰).

 

 

تجربه یک رویداد شگفت آور و غیر معمول نیز باعث به وجود آمدن استرس می شود. هب[۴](۱۹۴۶) دریافت که شامپانزه ها تا چهارماهگی هیچ احساس ترسی ندارند اما بعد از این سن، اشیاء آشنایی که به طرق غیرآشنا به آنها نشا ن داده می شود، ترس ایجاد می کنند. به عنوان مثال، دیدن یک مدل انسانی، باعث بروز علایم ترس و استرس می شود. این نتیجه در مورد انسان نیز قابل تعمیم است. یعنی تجربه یک شیء یا رویداد آشنا به شکل غیرمعمول در فرد ایجاد ترس می کند. باید توجه داشت که چنین واکنش هایی، بیشتر واکنش های حفاظت از خطر می باشند (تاکر- لاد، ۲۰۰۰).

 

 

 

۲-۱۰- نظریه یادگیری- رفتاری استرس

 

تجربه استرس می تواند از طریق هر سه نوع یادگیری یعنی یادگیری کلاسیک[۵]، یادگیری کنش گر[۶] و یادگیری مشاهده ای[۷] حاصل شود. در مورد آلبرت کوچولو[۸]، همراه شدن صدای شدید با ارائه موش باعث شد که او از موشهای سفید بترسد. باید به این نکته توجه داشت که همه افراد در موقعیت های خاصی صدمه می بینند اما هرگز نسبت به آن موقعیت احساس ترس نمی کنند. روان شناسان معتقدند که شرطی سازی کلاسیک در انسان پیچیده تر از آن است که تنها همراه شدن یک محرک خنثی با یک موقعیت به صورت خود کار، واکنش ترس را به وجود آورد. تحقیق در مورد چگونگی به وجود آمدن ترس و استرس در انسان مشکل است، زیرا روانشناسان نمی توانند و نباید این حالتها را در افراد به وجود آورند. بنابراین نتایج به دست آمده از طریق مراجعینی است که برای درمان یا مشاوره مراجعه کرده اند (تاکر- لاد،۲۰۰۰).در گذشته برای مولفه تفکر در فرایند شرطی سازی کلاسیک نقشی در نظر نمی گرفتند، اما امروزه محققان می گویند که محرک شرطی باعث می شود انتظارات فرد درمورد محرک غیرشرطی برانگیخته شده و افراد واکنش های مختلف نسبت به آن نشان دهند (پاسخهای شرطی متفاوت). با توجه به این فرض، به گفته دیوی[۹] (۱۹۹۲) نظریه های جدید مراحل شرطی سازی شناختی را پیشنهاد می کنند (نقل از تاکر- لاد،۲۰۰۰). مراحل شرطی سازی شناختی در شکل ۲-۱ نشان داده شده است.

 

دانلود مقاله و پایان نامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محرک شرطی            پیامد انتظارات            مفهوم شناختی محرک غیر شرطی         ارزیابی پاسخ به UCS             پاسخ شرطی شده

 

 

 

شکل۲-۱- اثر عوامل شناختی در شرطی سازی (تاکر-لاد،۲۰۰۰)

 

[۱]. nail bitting

 

[۲]. mannerism

 

[۳]. Tucker-Ladd

 

[۴]. Hebb

 

[۵]. classical

 

[۶]. operational

 

[۷]. observational

 

[۸]. little Albert

 

[۹]. Davey

 

 

فروش پایان نامه روانشناسی : نظریه شناختی استرس
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نظریه شناختی استرس      

 

بر اساس نظریه شناختی، موقعیتهای استرس زا با تفسیری که روی آنها انجام می شود، شناخته
می شوند و در واقع باورها و تفسیرهای افراد است که در آن موقعیت عملکرد و احساسات را تعیین می کنند. نظریه پردازان شناختی و یادگیری اجتماعی این فرایند را طبق مراحل ذیل عنوان کرده اند:

 

۱- ابتدا فرد موقعیت را ادراک می کند؛ ادراکی که ممکن است واقعی یا تحریف شده[۱] باشد؛ ۲- یک ارزیابی از موقعیت انجام می شود (بر اساس این ارزیابی، موقعیت ممکن است خوب یا بد تلقی شود)؛ ۳- در مورد توانایی و کنترل موقعیت، ارزیابی صورت می گیرد؛ ۴- در پایان فرد تصمیم می گیرد که چه کاری انجام دهد و با چه نوع احساس و فعالیتی پاسخگو باشد.

 

هر کدام از این مراحل می تواند واکنش فرد را نسبت به موقعیت استرس زا به وجود آورد. این واکنش بر اساس تجربه های قبلی فرد، الگوهای مشاهده ای که در موقعیت های مشابه داشته، ادراک فرد (واقعی یا تحریف شده)، باورها، انکار و در نهایت نتیجه گیری ای که فرد می کند، متغیر خواهند بود (تاکر- لاد، ۲۰۰۰). بر اساس این دیدگاه، ترس ها و اضطراب غیر واقعی بر اثر الف) تهدید ادراک شده بسیار اغراق آمیز و ب) ناکافی بودن توانایی فرد برای مقابله با تهدید و ج) هر دوی این موارد به وجود می آید.

 

پایان نامه

 

طبق نظر لازاروس(۱۹۸۶) استرس با تمامی موارد و خواسته هایی که به سیستم درونی فرد فشار وارد می آورند، سروکار دارند. این سیستم می تواند سیستم جسمانی، اجتماعی، روانی و یا حتی پاسخ هر یک از این سیستم ها به محرک، را شامل  شود. در واقع در دیدگاه وی، این که فرد یک رویداد را صدمه زننده، تهدید کننده و چالش انگیز ارزیابی و یا تفسیر کند، واکنش فرد را به وجود خواهد آورد. چنین نظری سه جزء مهم یک مدل برای استرس را به وجود می آورد: ۱) خواسته ها بر سیستم فشار وارد می آورند؛ ۲) انواع مختلف ارزیابی یا ادراک از تهدید وجود دارد؛ و۳) اهمیت پاسخ سیستم را نیز مورد تایید قرار می دهد. این که، خواسته ها بر سیستم فشار وارد می آورند، نشان دهنده به وجود آمدن عدم تعادل و توازن موقتی است. این خواسته ها تنها به دلیل عوامل خارجی به وجود نمی آیند بلکه در واقع نشانه ای از تعامل بین نیروهای خارجی و عوامل درون فردی یا درون سیستمی هستند (ترور، ۱۹۹۰).

 

 

۲-۱۲- منابع استرس

 

در ادراک استرس و به وجود آمدن پیامدهای آن هم عوامل فردی و هم عوامل محیطی مشارکت دارند. رویدادهای زندگی، محیط اجتماعی، محیط کار و محیط طبیعی، عوامل محیطی محسوب می شوند و بازخوردها[۲]، صفات[۳]،مزاج،[۴] تجارب گذشته و نیازها، عوامل فردی هستند.

 

۲-۱۲-۱- عوامل محیطی

 

رویدادهای زندگی: در این گروه، عمده تحقیقات انجام شده توسط هولمز و راهه (۱۹۶۷) بوده است. آنها رویدادهای خاص زندگی که باعث تغییر شده و فرد را مستعد مبتلا شدن به بیماریهای مرتبط با استرس می کند، درجه بندی کرده اند (نقل از ترور، ۱۹۹۰). این رویداد ها، انواع تغییرات مانند تغییر در سلامتی، ارتباطات خانوادگی، موقعیتهای زندگی و اقتصادی، تحصیلات و جز اینها را شامل می شوند. بالاترین درجه به بحرانهای اصلی زندگی از جمله مرگ داده شده و پایین ترین درجه مربوط به رویدادهای نسبتا بی اهمیت مانند رفتن به تعطیلات یا جریمه شدن تعلق دارد.

 

محیط اجتماعی: محققان بسیاری ( کسل[۵]، ۱۹۷۶؛ گانسترو ویکتور[۶]، ۱۹۸۸) اعتقاد دارند، افرادی که جزیی از شبکه وسیع اجتماعی هستند کمتر تحت تاثیر رویدادهای استرس زای زندگی قرارگرفته و در نتیجه کمتر دچار مشکلات سلامتی مرتبط با استرس می شوند. درواقع طبق نظر آنها، سیستم های حمایتی از قبیل خانواده، گروه های کاری و ارتباطی، مقابله بهتر، بهبود و باز توانی را تسهیل می کنند و در واقع حمایت اجتماعی در برابر رویداد های استرس زا به عنوان یک ضربه گیر عمل می کند. افرادی که تنها زندگی می کنند و با دیگر افراد جامعه تعامل ندارند نسبت به بیماری های مزمن، آسیب پذیرتر هستند و لینچ[۷] (۱۹۷۵) به این نتیجه رسید که افراد منزوی، مرگ پیش از موعد[۸] خواهند داشت (نقل از ترور، ۱۹۹۰).

 

محیط کار: بعدی از زندگی که بیشترمورد توجه محققان قرار گرفته، کار یا شغل است . فراتر از کسب درآمد، کار می تواند یک سری از نیازهای اساسی انسان مانند تمرین ذهنی و جسمی، ارتباطات اجتماعی، احساسات مربوط به روش شخصی و اعتماد به خود را ارضاء کند. کار، در عین حال می تواند منبع استرس نیز باشد. کوپر (۱۹۸۱) یک سری از این عوامل استرس زا را در محیط های کاری ذکر کرده است. موقعیت کاری ( صدای زیاد، دمای بالا، نور کم یا زیاد)، ابهام نقش (فرد اطلاعات لازم در مورد نقشی که باید ایفا کند را ندارد)، مسئولیت، ارتباطات در محیط کاری و امثال آن (نقل از ترور، ۱۹۹۰).

 

محیط طبیعی: عوامل مختلف در محیط فیزیکی یا طبیعی وجود دارند که باعث به وجود آمدن استرس می شوند.  این محیط ها خصوصیاتی دارند که سیستم سمپاتیک فرد را برمی انگیزند و باعث پاسخ استرس می شوند ( کوپر، ۱۹۸۱).

 

۲-۱۲-۲- عوامل فردی

 

بازخوردها و صفات: بعضی از بازخوردها و صفات در به وجود آمدن استرس نقش دارند. فریدمن و روزنمن[۹] (۱۹۷۴) در بررسی بیماران قلبی به این نتیجه رسیدند که تعداد زیادی از این بیماران، ویژگی های شخصیتی خاصی دارند و نتیجه گرفتند که این ویژگی ها باعث ابتلا به بیماری کرونر قلب که یک بیماری مرتبط با استرس است، می شوند. این گروه از افراد دارای چهار ویژگی اصلی هستند: الف) اضطرار زمان؛[۱۰] ب) خصومت و خشم نا مناسب؛ ج) رفتارهای چند گانه (در یک زمان چندین کار را با هم انجام می دهند)؛ و د) سعی برای رسیدن به هدف بدون برنامه ریزی مناسب.

 

مزاج: کلاریج[۱۱] (۱۹۸۵) نشان داد که افراد از نظر برانگیختگی فیزیولوژیک یا واکنش نسبت به محرک متفاوتند. بنابراین، همان طورکه افراد قد و رنگ موی خاص خود را به ارث می برند، حساسیت سیستم عصبی خودمختار و نحوه واکنش به استرس هم ارثی بوده و در افراد متفاوت است. در نتیجه، در یک موقعیت استرس‌زای یکسان افراد به صور مختلف پاسخ داده و اعضاء خاصی از بدنشان درگیر می شوند. به طورمثال، ممکن است فردی در مواجهه با یک رویداد استرس‌زا دچار ناراحتی قلبی شود، در حالی که فرد دیگری واکنش پسیکوزی نشان دهد (نقل از ترور،۱۹۹۰).

 

تجارب گذشته: تردیدی نیست که تجارب دوران کودکی نقش تعیین کننده در شکل گیری باز خورد ها، شخصیت و راه های مقابله با استرس دارد. مدل های مختلف شیوه های تربیتی والدین و تنوع جهان پیرامونی مستقیما روی دید فرد نسبت به یک موقعیت و نحوه واکنش فرد اثر دارد. ایجاد اطمینان (اعتماد) اولیه در فرد و همچنین ارتباطات اولیه مثبت در به وجود آوردن یک شخصیت بهنجار، واکنش های کارآمدتر و در نهایت سلامت روانی فرد موثر است (ترور ۱۹۹۰).

 

تمام موارد ذکر شده، نه تنها جزء عوامل ایجاد استرس هستند بلکه به صورت مجموعه ای فرد را هنگام مواجهه با یک رویداد استرس زا، هدایت می کنند.

 

۲-۱۳- پیامدها و آثار استرس

 

استرس، کنش وری فرد در قلمروهای اجتماعی، روان شناختی، جسمانی و خانوادگی را دچار اختلال می کند. استرس نارضایتی شغلی، روانشناختی؛ مانند افزایش تحریک پذیری، اضطراب، تنش، و ناتوانی در مهار خود، اختلال در روابط اجتماعی و خانوادگی و ضعف و سستی در ایفای موثر نقش حرفه ای یا نقش والدینی به وجود می آورد. با تضعیف سیستم ایمنی بدن، فرد مستعد ابتلا به بیماریها می شود و کارآمدی وی قبل و بعد از بروز بیماری کاهش می یابد. استرس تغییرات رفتاری نامطلوبی مانند اعتیاد به مواد، مشروبات الکلی و یا داروها را ایجاد می کند، احتمال طلاق و خودکشی را افزایش می دهد. استرس دراز مدت، بیماریهای مزمن مانند بالا رفتن فشار خون، بیماریهای قلبی، بیماری قند یا حمله های نفس تنگی و غیره را در پی دارد؛ بیماریهایی که به صورت زودرس سلامت فرد را مختل می کنند و در موارد شدید به مرگ نابهنگام منتهی می شوند ( استورا، ۱۳۷۹).

 

سلیه[۱۲] (۱۹۷۵)، یکی از نخستین کسانی بود که کوشید تا بیماریهای جسمانی ناشی از استرس را تحت عنوان ”  نشانگان عمومی سازش ”  توضیح دهد. سلیه به سه مرحله اصلی که فرد در شرایط استرس زا در آنها قرار می گیرد، اشاره نمود: ۱) واکنش هشدار[۱۳]: دراین مرحله یک شوک اولیه خفیف توسط یک شوک و ضربه متقابل دنبال می شود که طی این عمل مکانیسم دفاعی فرد به کار می افتد و فعال می گردد؛ ۲) مقاومت[۱۴]: مرحله تطابق کامل و موفقیت آمیزی که طی آن فرد تعادل خود را باز می یابد. با وجود این، اگر فشار ادامه داشته باشد و یا مکانیسم دفاعی به کار نیفتد، فرد به مرحله سوم می رسد و ۳) فرسودگی[۱۵]: در این مرحله، مکانیسم تطابقی مختل شده و کاملا از بین می رود (کوپر، ۱۳۷۳). در دیدگاه سلیه ، استرس اساسا یک پاسخ فیزیولوژیک است. وی به این مفهوم پایبند است، هر چند وی آثار استرس بر فرد را به دو صورت اثر مطبوع (یوسترس[۱۶]) و اثر نامطبوع (دیسترس[۱۷]) متمایز می کند، اما چون استرس نخست از سوی عامل مهاجم در نظرگرفته شده بود آثار آن بر فرد نمی توانست مطبوع باشد (استورا، ۱۳۷۷).

 

در پاره ای از متون عمده ترین علایم و نشانه هایی را که به واسطه آنها می توان استرس را تشخیص داد به شرح زیرتعریف کرده اند: الف) اشکال در تفکرصحیح وعاقلانه و در نظرگرفتن تمامی جنبه های مختلف یک مشکل؛ ب) خشکی و عدم انعطاف درنگرش؛ ج) پرخاشگری نا بجا و تحریک پذیری؛ د) انزوا و ترک بستگان؛ ه) سیگارکشیدن مفرط؛ و) ناتوانی در کنترل خود در امر نوشیدن الکل و حفظ آرامش لازم و یا نیاز به استفاده ازقرص های خواب آور( کوپر، ۱۳۷۳).

 

پیامد استرس تنها فرد را درگیر نمی کند بلکه اگر فردی دچار استرس شود، طبعا خانواده او نیز تحت تاثیر این عامل قرارخواهند گرفت. متقابلا اگر فردی از اعضای خانواده که مسئولیت اداره خانه را بر عهده دارد، نشانه ها و علایم بروز استرس را از خود نشان دهد، تمام روابط خانوادگی تحت تاثیرآن قرارگرفته و از هم پاشیده می شود.

 

[۱]. distorted

 

[۲]. attitude

 

[۳]. traits

 

[۴]. temperament

 

[۵]. Cassel

 

[۶]. Victor & Ganster

 

[۷]. Lynch

 

[۸]. die prematurely

 

[۹]. Friedman & Rosenmahn

 

[۱۰]. intense of time urgency

 

[۱۱]. Claridge

 

[۱۲].  Selye

 

[۱۳]. alarm reaction

 

[۱۴]. resistance

 

[۱۵]. exhastion

 

[۱۶]. eustress

 

[۱۷]. distress

 

 

پایان نامه : ذهن آگاهی
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ذهن آگاهی

 

فنون ذهن آگاهی در افزایش آرام‌بخشی عضلانی و کاهش نگرانی، تنیدگی و اضطراب مؤثر هست (کابات زین، ۲۰۰۳). به نظر می‌رسد مکانیسم اصلی ذهن آگاهی خودکنترلی توجه باشد. چراکه متمرکز کردن مکرر توجه روی یک محرک خنثی مثل تنفس، یک محیط توجهی مناسب به وجود می‌آورد (سمپل، رید و میلر[۱]، ۲۰۰۵). مطالعات زیادی روی اثربخشی مداخلات و تکنیک‌های مبتنی بر ذهن آگاهی صورت گرفته است که از آن جمله می‌توان به پژوهش‌های لیندن[۲] (۱۹۷۳) روی اثربخش بودن ذهن آگاهی روی اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی و مطالعه مرداک[۳] (۱۹۷۳ به نقل از سمپله و همکاران، ۲۰۰۵) روی افزایش توجه و آرامش عضلانی و بررسی مفید بودن این تکنیک‌های روی افزایش تنظیم توجه اشاره کرد.

 

ذهن آگاهی در غرب از دهه ۱۹۷۰ موردتوجه قرار گرفت. از آن زمان به بعد بیش از ۲۴۰ برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی در آمریکای شمالی و اروپا انجام شد. به همین دلیل در سالهای اخیر، تعدادی از پژوهشگران تلفیق رویکردهای مبتنی بر ذهن آگاهی را بـا مداخله‌های شناختی-رفتاری موجود، پیشنهاد کرده‌اند (کایون، هایز و ویلسون،۲۰۰۳؛ کاتز، بنسون، بورسینکو و بنسون، ۱۹۸۵؛ به نقل از ویتفیلد، ۲۰۰۶).

 

ذهن آگاهی توجه کردن قاطعانه نسبت به امور در زمان حاضر است که ما تابه‌حال طور دیگری به آن‌ ها توجه کرده‌ایم. نمونه‌هایی از این امور شامل آگاهی از تنفس، درد پشت گردن، افکار منفی و نگرانی درباره آنچه شما می‌خواهید فردا انجام دهید و شامل تمرکز مکرر و مجدد ذهن در زمان حاضر است. هر فکر، احساس یا حس‌هایی که وارد توجه شما می‌شود به همان‌گونه که هست مورد تائید و پذیرش قرار می‌گیرد. این واکنش پیشگیرانه، برای افکاری است که شما را غمگین یا مضطرب می‌کند و به شما کمک می‌کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان‌های تجربه‌شده منفی بازگردید (بایرون[۴]، ۲۰۰۶).

 

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

هشیاری نیاز به شبکه پیچیده‌ای از عناصر با اتصالات داخلی سلول‌های عصبی دارد. زیر لایه جسمی، عقده تالاموس_قشری که هشیاری را با محتوای دقیقش فراهم می‌کند در هفته ۲۴ ام تا ۲۸ ام بارداری ایجاد می‌شود. بسیاری از عناصر مدار موردنیاز برای هشیاری در سه‌ماهه سوم بارداری ایجاد می‌شود. ویژگی کیفی با احساسات خام معادل دانسته می‌شود و باتجربه رنگ قرمز هنگامی‌که یک گوجه قرمز را می‌بینید و یا بامزه شیرینی خاصی که هنگام چشیدن آناناس با آن مواجه می‌شوید توضیح داده می‌شود. نوع ویژگی کیفی مربوط به هشیاری به حالت‌های حسی محدود نمی‌شود بلکه به‌عنوان یک جنبه حالت‌های تجربی مانند تجربه، افکار و تمایلات در نظر گرفته می‌شود (ویتفیلد، ۲۰۰۶).

 

۲-۱۵- تاریخچه ذهن آگاهی در درمان

 

رشته روانکاوی، پا به‌پای روان‌شناسی بودائیت رشد کرده است. فروید در مکاتبات خود با یکی از دوستانش بیان می‌کند که فلسفه شرق با او در تضاد بوده است ) اپستین، ۱۹۹۵)؛ اما این مشکل باعث توقف نوشتن فروید در مورد تمدن و نارضایتی از آن نشد تا جایی که وی مراقبه را یک تجربه واپس رونده عنوان می‌کند. الکساندر[۵] (۱۹۳۱) در تألیفات خود بیان کرده است که آموزش بودائیت یک جنون ساختگی است. از دیگر نظریه‌پردازان روانکاوی یونگ (۱۹۹۲- ۱۹۳۰) بوده است که تفسیری در مورد کتاب تبتیان در مورد مرگ[۶] نوشت که موجب برانگیختن حس کنجکاوی در مورد روان‌شناسی شرق گردید. قبل از ۱۹۹۵، فروم[۷] و هورنای[۸] در مورد مکتب ذن[۹] گفت‌وگوهایی باهم داشتند. در سال ۱۹۹۵ اپستین کتاب » افکار بدون متفکر[۱۰] » را نوشت که علاقه متخصصان بالینی در روان‌کاوی به روان‌شناسی بودائیستی را به خود جلب کرد. این علاقه‌مندی ادامه پیدا کرد تا زمانی که یکی از روان شناسان دانشگاه هاروارد به نام داس[۱۱] کتاب » در اینجا باش «[۱۲] (۱۹۷۱) را به رشته تحریر درآورد. این تلفیقی از عقاید هندو و بودائیستی بود و بالغ‌بر یک‌میلیون نسخه از آن به فروش رفت. یوگا که یک تمرین ذهنی حرکات بود، (بوگی[۱۳]، ۲۰۰۴؛ هارترانف[۱۴]، ۲۰۰۳) در همان زمان به فرهنگ غرب، آورده شد و برخی درمانگران تلاش خود را درزمینه ارتباط تمرین‌های شخصی مراقبه باکارهای بالینی شروع کردند) گرمر و همکاران، ۲۰۰۵). مطالعات نشان می‌دهد یوگا و ذهن آگاهی در درمان و ممانعت از اعتیاد مؤثر است ) کانا[۱۵]، گریسون[۱۶]، ۲۰۱۳).

 

پژوهش‌های مراقبه باکار یک قلب شناس به نام بنسون[۱۷] با بهره گرفتن از مراقبه برای درمان بیماری قلبی پیشرفت کرد. تعدادی از مقالات در مورد مراقبه به روان‌شناسی بالینی اختصاص دارد (اسمیت[۱۸]، ۱۹۷۵).

 

در سال ۱۹۷۵ انجمن روان‌پزشکی آمریکا بررسی اثربخشی مراقبه را در اولویت کار خود قرارداد. اکثر مقالات مجلات در آن زمان به مراقبه متمرکز[۱۹] از قبیل مراقبه متعالی اختصاص داشت. سال بعد، مقالات در جهت مراقبه ذهن آگاهی گسترش یافت ) اسمیت،۲۰۰۴) در سال ۱۹۷۹، کابات زین مرکزی را برای ذهن آگاهی در دانشگاه پزشکی ماساچوست به‌منظور درمان شرایط مزمن بیماران جسمی تأسیس کرد. در آن زمان بالغ‌بر ۱۵۰۰ بیمار برنامه‌های تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت کردند ) دیویدسون و کابات زین، ۲۰۰۴). علاوه بر این، هماهنگی ذهن آگاهی و روان‌درمانی در دهه‌ های اخیر با مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. به نظر می‌رسد که نیروی محرکه مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی در برنامه کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی ) کابات زین، ۱۹۹۰) و رفتاردرمانی دیالکتیک لینهان (۱۹۹۳) نشأت‌گرفته است.

 

در سال ۲۰۰۰ انتشار برخی مطالب توسط تیزدل در مورد تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی برای افسردگی مزمن، علاقه به ذهن آگاهی را در میان پژوهشگران شناختی رفتاری به خود جلب کرد. پتانسیل این ذهن آگاهی، رویکرد وابسته به پذیرش منجر به موج جدیدی از درمان‌های تجربی برای مشکلات مشابه شده است.

 

برنامه کاهش تنیدگی بر اساس هشیاری، با آموزش چگونگی مشاهده کردن علائم تنیدگی، بدون درگیر شدن با آن‌ ها و یا گریز از آن‌ ها می‌تواند به‌تدریج مهارت مقابله با شرایط تنیدگی زا را در افراد دارای مشاغل پر تنیدگی بالا برد. این دوره بر اساس رویکرد “کاهش تنیدگی بر اساس هشیاری ” طراحی و اجرا می‌گردد؛ بنیان‌گذار این کلینیک دکتر جان کابات زین بوده است. تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه “هشیاری ” قرار دارد. هشیاری یک توانایی انسانی بنیادین است، یک شیوه یادگیری توجه عاقلانه به آنچه در زندگی شما رخ می‌دهد، چیزی که امکان ارتباط بیشتر را بازندگی درونی و بیرونی‌تان فراهم می‌کند. همچنین، هشیاری نوعی تمرین است؛ یک شیوه سیستماتیک که هدفش پرورش بینش، درک و وضوح است (آرچ[۲۰]، ۲۰۱۳؛ والستاد، سیورتسن و نیلسن[۲۱]، ۲۰۱۱)

 

در طی سالهای گذشته این برنامه به گروه‌های متنوعی نظیر کارمندان و مدیران اجرایی، مسئولین آموزش، وکلا، قضات، زندانیان، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، روحانیون، قهرمانان ورزشی و المپیک آموزش داده‌شده است. برنامه کاهش تنیدگی بر اساس هشیاری در محیط کار به این منظور طراحی ‌شده است که به شرکت‌کنندگان در دوره کمک کند از توانایی‌های ذاتی خود ازجمله کاهش تنیدگی، افزایش ثبات خود در موقعیت‌های پیچیده، افزایش تفکر خالق و روشن، افزایش مهارت‌های ارتباطی، پرورش رهبری و کار گروهی، بهبود کارایی خود در محیط کار استفاده کنند (کابات زین، ۲۰۰۳).

 

[۱]. Sample, Reid & Miller

 

[۲]. linden

 

[۳]. Murdock

 

[۴]. Byron

 

[۵]. Alxander

 

[۶]. Tibetan Book of the Dead

 

[۷]. Fromm

 

[۸]. Hornay

 

[۹]. Zen

 

[۱۰]. Thought without a Thinker

 

[۱۱]. Dass

 

[۱۲]. Be Here Now

 

[۱۳]. Boccio

 

[۱۴]. Hartranft

 

[۱۵]. Khanna

 

[۱۶]. Greeson

 

[۱۷]. Benson

 

[۱۸]. Smith

 

[۱۹]. Concentration

 

[۲۰]. Arch

 

[۲۱]. Vollestad,Sivertsen,Nielsen

 

 

پایان نامه روانشناسی با موضوع : ذهن آگاهی و آسیب‌شناسی
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ذهن آگاهی و آسیب‌شناسی

 

کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی درواقع بر مبنای یک نظریه آسیب‌شناسی روانی که بیشتر نهفته در دامنه در فلسفه » ذهن آگاهی «ی تشخیص بالینی سنتی و روان‌درمانی است، نیست. به لحاظ تاریخی، ریشه‌های بودایی، آن را خارج از قلمرو شیوه بالینی غربی که بر پایه معیارهای تشخیصی پزشکی گرا برای اختلالات روانی و مداخلات ویژه مربوط به آن است، قرار می‌دهد. بر همین اساس، ذهن آگاهی، یک روش خاص باهدف از بین بردن علائم افسردگی، اضطراب، یا تنیدگی نیست. بلکه به‌طور گسترده به‌عنوان یک فرایند غیر مفهومی مشاهده‌ای قابل اطلاق برای همه جنبه‌های زندگی توصیف می‌شود (هربرت[۱] و فورمن[۲]، ۲۰۱۰).

 

دانلود مقاله و پایان نامه

 

همان‌طور که در ابتدا تصور می‌شد، برنامه تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی، اهمیت زیادی برای تشخیص‌های پزشکی یا روان‌پزشکی در هنگام ارزیابی مراجعه‌ها قائل نبودند، به‌غیراز متقاضیانی با شرایط ناتوان‌کننده روانی ) جنون، افسردگی عمیق ) که ظرفیت آن‌ ها برای مشارکت درگیران را محدود می‌کرد. ریسمان مشترکی که شرکت‌کنندگان را باهم نگه می‌داشت، تجربه مشترک رنجی بود که آن‌ ها به دنبال تسکین و از بین بردن آن بودند. یک ارتباط جالب بین رنج به شکل تصور شده در بودا و مفهوم غربی تنیدگی وجود دارد. هردوی این‌ها به یک حالت تعمیم‌یافته و ناخوشایند از بودن اشاره دارند که ما از آن، به دنبال تسکین هستیم و هر دو یک عقیده را بازتاب می‌دهند که نشان می‌دهند شرایط، آن‌طور که ما انتظار یا تمایل داریم باشند، نیستند. همان‌طور که قبلاً اشاره شد، اثر درد و رنج یا تنیدگی طولانی‌مدت می‌تواند باعث ایجاد احساس «تضعیف روحیه» شود. اصطلاحی که توسط فرانک و فرانک[۳] (۱۹۹۱) برای تعیین مشخصات یک حالت کلی انفعال و کناره‌گیری، مورداستفاده قرار گرفت. در هسته درد و رنج، این است که بخواهیم چیزها متفاوت از چیزی که می‌یابیم باشند، درحالی‌که جوهره تنیدگی، همان‌طور که در مدل تبادلی تأثیرگذار لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مشخص شد، احساس ناتوانی برای مقابله با شرایط، به شکلی که آن‌ ها را درمی‌یابیم، است. احساس نارضایتی که در هر دو مورد مشترک است، قابل‌توجه است و یک نقطه ورود جذاب و جالب را برای ترویج ذهن آگاهی ارائه می‌دهد که تأکید آن بر پذیرش واقعیت لحظه کنونی است متمرکز کردن توجه به این شکل، به محدود کردن دامنه هوشیاری کمک می‌کند و مقدار (باروبنه) شناختی- تفکر نشخواری، حدسی و وسواسی غیر سازنده را که می‌تواند به‌راحتی تا حالت‌های دیستونیک تنیدگی، اضطراب و افسردگی پیش رود را محدود می‌کند که بارکوک (۲۰۰۲) به آن اشاره‌کرده‌اند. برعکس، به‌طور خاص به نظر می‌رسد که تغییرات مثبت هنگامی رخ می‌دهند که شخص قادر به رها کردن مبارزه برای تلاش برای تغییر، باشد. این دیدگاه، نهفته در هسته مدل‌های مداخله‌ای مبتنی بر پذیرش معتبر تجربی اخیر است (هایز، ۲۰۰۴؛ به نقل از هربرت و فورمن، ۲۰۱۰). به نظر تیزدل، سگال و ویلیامز[۴] (۱۹۹۵) مهار تهای کنترل توجه که در مراقبه حضور ذهن آموخته می‌شوند می‌توانند در پیشگیری از عود دوره‌های افسردگی اساسی مفید واقع شوند. نظریه پردازش اطلاعاتی آن‌ ها در مورد عود افسردگی نشانگر این است که افرادی که دوره‌های افسردگی اساسی را تجربه کرده‌اند، نسبت به حالت‌های ملایم خلق ملال‌انگیز آسیب‌پذیرند و این حال تنها ممکن است، الگوهای تفکر افسرده را که مربوط به دوره یا دوره‌های قبلی افسردگی است، مجدداً فعال سازند (بائر، کارمودی، عارسینگر[۵]، ۲۰۱۲)

 

شواهد محکمی وجود دارد که تنیدگی می‌تواند منجر به پیامدهای منفی متفاوتی از قبیل بیماری‌های جسمی، اختلالات روانی یا احساس فرسودگی در اشخاص شود (کابات زین، ۲۰۰۳). از سوی دیگر، دیدگاه‌های جدید در مورد تنیدگی به‌جای تمرکز بر ماهیت تنیدگی، به نقش منابع روان‌شناختی فرد در رویارویی با عوامل فشارزا تأکید دارد زیرا از این طریق، می‌توان تدابیر درمانی مناسب را برای کمک به فرد تحت‌فشار فراهم کرد (مسعود نیا،۲۰۰۷). درواقع، برای فردی که تحت شرایط تنیدگی زا قرار دارد، ارزیابی سطوح تنیدگی و روش‌های مقابله با تنیدگی مهم است. تنیدگی بالا، مداوم و طولانی‌مدت، می‌تواند منجر به ناسازگاری در فرد شود و مشکلات جسمی و هیجانی از قبیل عدم رضایت فرد از خود، احساس شکست، اضطراب، تنش شدید، ناکامی، افسردگی و کیفیت زندگی نامطلوب را برای فرد در پی داشته باشد (ون وکیم، ۲۰۰۲ به نقل از صناعی،۲۰۱۲)؛ بنابراین چگونگی مقابله افراد با تنیدگی از شدت و فراوانی آن مهم‌تر است. شیوه‌های مقابله افراد با شرایط و موقعیت‌های تنیدگی زا، متفاوت است و برای کاهش این تنیدگی که راه‌انداز سایر اختلال‌ها و مشکلات در زندگی آن‌ هاست، استفاده از درمان‌های روان‌شناختی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. یکی از نوآوری‌ها در درمان‌های روان‌شناختی، به‌ویژه درمان سرطان، تلفیق سنت‌های معنوی شرق، ازجمله فنون مراقبه تفکر نظاره (ذهن آگاهی) با رفتاردرمانی شناختی- سنتی است که از این تلفیق به‌عنوان موج سوم روان‌درمانی یاد می‌شود (هایز، لوما و بوند[۶]، ۲۰۰۶) و برای پیشگیری از تنیدگی و افسردگی به کار می‌رود (گروسمن[۷]، نیمان[۸]، اشمیت[۹] و والاچ[۱۰]، ۲۰۰۴؛ کارلسون، اوسولیک، گودی، آنجن و اسپیکا[۱۱]، ۲۰۰۱؛ اسمیت، ریچاردسون، هافمن و پیلینگتون، ۲۰۰۵؛ ایوانز، ۲۰۰۶؛ کاویانی، ۲۰۰۳). ذهن آگاهی، یک آگاهی پذیرا و بدون قضاوت از وقایع جاری است (ریان[۱۲] و براون، ۲۰۰۳). آگاهیی که براثر توجه روی هدف، در لحظه جاری، بدون استنتاج لحظه‌به‌لحظه ایجاد می‌شود (کابات – زین، ۲۰۰۵).

 

افراد ذهن آگاه، واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف درک می‌کنند و توانایی زیادی در رویارویی با دامنه گسترده‌ای از تفکرات، هیجانات و تجربه‌ها ) اعم از خوشایند و ناخوشایند ) دارند (براون[۱۳]، ۲۰۰۷).

 

ذهن آگاهی، مشاهده محرک‌های درونی و بیرونی همان‌گونه که اتفاق می‌افتد بدون هیچ‌گونه قضاوت و پیش‌داوری است و درواقع مهارتی است که به افراد اجازه می‌دهد در زمان، حال، حوادث را کمتر از آن میزان که ناراحت‌کننده است، دریافت کنند (کابات زین، ۲۰۰۲، روبینز[۱۴]،۲۰۰۲، بایر[۱۵]، ۲۰۰۳، بورکووک[۱۶]، ۲۰۰۲).

 

ذهن آگاهی نه‌تنها به‌وسیله تسهیل ارزیابی فرایند مثبت، باعث کاهش نتایج زیان‌بار ناشی از شرایط تنیدگی زا می‌شود بلکه همچنین از طریق عادت زدایی استفاده از راهبردها مقابله‌ای نامناسب باعث کاهش مشکلات مربوط به شرایط تنیدگی زا می‌شود. سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد، از قبیل فاجعه سازی ارتباط مستقیمی با بیماری‌های خلقی دارد. اگرچه ارتباط آن هنوز به‌درستی مشخص نیست ولی مشکلات هیجانی مربوط به تنیدگی نیز در اثر استفاده از شیوه‌های مقابله نامناسب، پایدارتر می‌شود. آموزش ذهن آگاهی، بر کاهش افسردگی، اضطراب و سازگاری روان‌شناختی مؤثر است (بوالمیجر[۱۷]،۲۰۱۰). هسته تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی بر آموزش مراقبه ذهن آگاهی و کاربردهای آن برای زندگی روزانه و مقابله با تنیدگی، بیماری و درد متمرکز است (روزنزویگ[۱۸] و همکاران، ۲۰۱۰).

 

 

مفهوم ذهن آگاهی بیش از دو هزار سال قدمت دارد. پایه‌های این مفهوم را می‌توان در کهن‌ترین متن‌های بودائی ردیابی کرد. ذهن آگاهی با آرامش ذهنی و روان‌شناختی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد درحالی‌که خودآگاهی با میزان پایین آرامش روان‌شناختی مرتبط است (هافمن و اسنانی[۱۹]، ۲۰۱۲).

 

کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی، مداخله‌ای رفتاری است که بر مبنای توجه و تمرکز به خود استوار هست. تمرینات به‌صورت تمرکز بر روی افکار، احساسات و ادراک انجام می‌شود. این مهارت‌ها از طریق تمرکز بر روی تنفس تا تمام فعالیت‌های زندگی حاصل می‌گردد. تنیدگی زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی با تغیر ادراک افراد از حوادث تنیدگی زا و افزایش توانایی آن‌ ها در کنترل زندگی، به افراد کمک می‌نمایند. ذهن آگاهی شامل نظم، انضباط و آگاهی لحظه‌به‌لحظه از زندگی روزانه است (کابات زین، ۲۰۰۳).

 

کبات زین (۲۰۰۳) پیشنهاد می‌کند که در مراقبه و نشستن‌های طولانی‌مدت و بدون حرکت، روی حس‌های درد در بدن و مفاصل تمرکز کند و بدون تکان خوردن و نشان دادن واکنش‌های هیجانی به این دردها، فقط نظاره‌گر باشند. وی یادآوری می‌کند که این مشاهده گری می‌تواند پاسخ‌های هیجانی را که به‌وسیله درد فراخوانی شده‌اند، کاهش دهد؛ بنابراین تمرین مهارت ذهن آگاهی، توانایی مراجعان، برای تحمل حالت‌های هیجانی منفی را افزایش می‌دهد و آن‌ ها را به مقابله مؤثر قادر می‌سازد (بائر، ۲۰۰۳).

 

این برنامه به‌منظور کاهش اضطراب، تنیدگی، فرسودگی و افسردگی طراحی ‌شده است. پژوهش‌ها اثبات کرده‌اند که هشیاری دست‌کم به‌اندازه دارو و یا مشاوره می‌تواند در مقابله با این مشکلات مؤثر واقع شود؛ بنابراین بهتر است ابتدا ببینیم هشیاری چیست؟ هشیاری تنها توجه کامل و همه‌جانبه است. تمرین هشیاری شامل توجه کامل به جریان طبیعی تنفس است. تمرکز بر نفس به‌این‌ترتیب به شما امکان می‌دهد که به مشاهده افکاری که در ذهنتان پدیدار می‌شوند، بپردازید و به‌تدریج دست از درگیر شدن با آن‌ ها بردارید. این تمرین به شما کمک می‌کند به این درک عمیق دست پیدا کنید که افکار و احساسات ازجمله افکار و احساسات منفی گذرا هستند؛ می‌آیند و می‌روند و درنهایت حق انتخاب دارید که آیا بر اساس آن‌ ها دست به عمل بزنید یا نه (کابات زین، ۲۰۱۲).

 

هشیاری نوعی مشاهده بدون انتقاد و همراه با عطوفت نسبت به خودتان است. هنگامی‌که غم یا تنیدگی‌ای در سرتان پرسه می‌زند، به‌جای آنکه با آن به‌عنوان موضوعی شخصی برخورد کنید یاد می‌گیرید آن را همچون ابر سیاهی در آسمان ذهنتان ببینید و با کنجکاوی و دوستانه دنبالش کنید تا از آسمان گذر کند (بوچر[۲۰] و همکاران، ۲۰۱۳).

 

مطالعات علمی نشان داده‌اند که هشیاری نه‌تنها از افسردگی پیشگیری می‌کند، بلکه تأثیر مثبتی بر الگوهای مغزی زیربنایی اضطراب، تنیدگی، افسردگی و تحریک‌پذیری روزمره دارد. هنگامی‌که این افکار منفی پدیدار می‌شوند، به‌سادگی ناپدید می‌گردند. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که افرادی که به‌طور منظم به تمرین هشیاری می‌پردازند، حافظه بهتر، خلاقیت بیشتر و زمان واکنش بالاتری دارند. آنچه در تمرین هشیاری اهمیت دارد، خود زندگی است نه مدت‌زمانی که ما صرف انجام تمرین روی زمین یا صندلی می‌کنیم نکته مهم یادگیری این است که چگونه لحظه‌به‌لحظه در زندگی‌مان بیدار و هشیار باشیم و ازاین‌رو توجه کردن مداوم و لحظه‌به‌لحظه در طی روز، از الزامات تمرین هشیاری است؛ اما خبر خوب این است که می‌توانیم بدون افزودن باری به برنامه‌ای شلوغ زندگی‌مان، تمرین را به لحظات روزمره‌مان اضافه کنیم. می‌توانیم نام این لحظات را بگذاریم “توقف‌های هدفمند ” کاری که می‌خواهیم انجام دهیم صرفاً توقف نیست، بلکه توجه به هر آن چیزی است که وقتی متوقف می‌شویم، می‌تواند موردتوجه واقع شود. برای انجام این کار کافی است هرگاه ذهن درگیر وقایع احتمالی آینده و یا اتفاقات گذشته می‌شود، جهت آن را به این لحظه تغییر دهیم. این کار به‌نوعی تداوم بخشیدن به تمرین رسمی هشیاری است که بر روی زمین و یا صندلی انجام می‌شود. این “توقف‌های هدفمند ” به ما کمک می‌کنند که از روی تردمیل زندگی پیاده شویم و فضایی را برای دست زدن به انتخاب‌های هشیارانه‌تر برای خود به وجود آوریم. همراه با هریک از توقف‌های هشیارانه، از دور شدن توجه خودآگاه باشید و هر بار متوجه می‌شوید آگاهی‌تان از این لحظه دور شده است، مجدداً آن را به این لحظه بازگردانید (کابات زین، ۲۰۰۳).

 

شرکت‌کنندگان در برنامه کاهش تنیدگی بر اساس هشیاری در محیط کار، تغییرات متنوعی را در رفتارهای جسمانی و روانی و نیز نگرش‌های خود نشان می‌دهند که به‌طور مستقیم با تغییر عملکرد کاری آن‌ ها مرتبط است. این تغییرات شامل افزایش توانایی پاسخ‌دهی هشیارانه به موقعیت‌ها به‌جای عکس‌العمل نشان دادن صرف نسبت به آن‌ ها، عطف توجه و تمرکز بیشتر به کار و نظارت بر سطوح تنیدگی خود و برداشتن گام‌هایی مؤثر به‌منظور توجه به آن است (کابات زین، ۲۰۰۳).

 

[۱]. Herbert

 

[۲]. Forman

 

[۳]. Frank & Frank

 

[۴]. Segal & Williams

 

[۵]. Baer, Carmody, Hunsinger

 

[۶]. Hayes, Luoma, Bond

 

[۷]. Grossman

 

[۸]. Niemann

 

[۹]. Schmidt

 

[۱۰]. Walach

 

[۱۱]. Carlson, Ursulia, Goodey, Angen & Speca

 

[۱۲]. Ryan

 

[۱۳]. Brown

 

[۱۴]. Robins

 

[۱۵]. Baer

 

[۱۶]. Borkovec

 

[۱۷]. Bohlmeijer

 

[۱۸]. Rosenzweig, Greeson, Reibel, Green, Jasser, & Beasley,

 

[۱۹]. Hofmann, Asnaani

 

 

 

[۲۰]. Boettcher

 

 

  • 1
  • ...
  • 632
  • 633
  • 634
  • ...
  • 635
  • ...
  • 636
  • 637
  • 638
  • ...
  • 639
  • ...
  • 640
  • 641
  • 642
  • ...
  • 770
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

 راهکارهای تفاهم در رابطه
 آموزش جذب پسران
 فواید انار برای سگ
 تکنیک‌های تولید محتوای ماندگار
 حقوقی خیانت زن
 راز رشد سریع یوتیوب
 آموزش Midjourney حرفه‌ای
 خمیر مالت گربه
 انتخاب توله سگ مناسب
 اشتباهات رشد سایت
 انواع غذای گربه
 تبدیل شدن به متخصص Copilot
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 خرید تراریوم لاک‌پشت
 عدم تعادل در روابط
 ساخت بک‌لینک قدرتمند
 مراقبت از دندان خرگوش
 درآمد از مقاله‌نویسی آنلاین
 قابلیت‌های Leonardo AI
 ماندن بعد خیانت همسر
 نگهداری حیوانات خانگی
 سودآوری محصولات دیجیتال
 راهکارهای رابطه یکنواخت
 درآمد از مشاوره روانشناسی
 پیشگیری از فراموشی عشق
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب
  • Atom: مطالب
  • RDF: مطالب
  • RSS 0.92: مطالب
  • _sitemap: مطالب
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان