تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها توجه کرد
  • توصیه های ضروری و طلایی درباره آرایش
  • ✔️ تکنیک های اساسی و ضروری درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای طلایی درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های طلایی و ضروری درباره آرایش برای دختران
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه (آپدیت شده✅)
  • " دانلود فایل های دانشگاهی – د-اصل تدریجی بودن مسئولیت کیفری – 10 "
  • " پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۱۱- ۲ مدل بهبود کیفیت خدمات سازمانی – 2 "
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | قسمت 4 – 8 "
  • " دانلود فایل های دانشگاهی | مبحث سوم : بررسی تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر اقتصاد کشور. – 1 "
پایان نامه : شواهد عصب شناختی برای هوش هیجانی
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شواهد عصب شناختی برای هوش هیجانی

 

 

 

 

علیرغم وجود بعضی نگرش های منفی به هوش هیجانی، شواهد عصب شناختی نورولوژیک دال بر تفاوت هوش هیجانی با هوش شناختی وجود دارد که هوش شناختی را از هوش هیجانی جدا می‌داند. جدید ترین بررسی در این حوزه مطالعاتی است که بر روی مورد « گیج »[۱]  انجام گرفته است. گیج در یک تصادف، میله ای آهنی به جلوی پیشانی اش اصابت کرد ولی با وجود این، گیج به طور معجزه آسایی بهبودی اش را در نیروی هوشی، حافظه، گفتار، احساسات و رفتارهایش کاملاٌ بدست آورد اما هیجانات و واکنش هایش غیر قابل پیش بینی شده بودند. بی مسئولیت شده بود، بد اخلاقی هایش در حال افزایش و با نیازها و خواسته هایش در حال تعارض بود.

 

 

روش های جدید ( تصویرسازی عصبی ) [۲] بر روی گیج مورد استفاده قرار گرفتند، با مشاهده جمجمه سر پی بردند که میله آهنی قسمتی از قشر پیشانی ( کورتکس پره‌فرونتال)[۳] گیج را سوراخ کرده بود .

 

 

همانطور که می‌دانیم توانایی های هوشی از قبیل فصاحت کلامی، استدلال فضایی ‌و تفکر انتزاعی ( مؤلفه های هوش شناختی ) اساس فعالیت های  قشر تازه مخ  است و  مؤلفه های هوش هیجانی با چندین مدار عصبی متصل به منطقه لیمبیک (آمیگدال) در قشر پیشانی ( مرکز اجرایی مغز ) مربوط است. که آسیب در آن باعث ایجاد نقایصی در توانایی های بارز هوش هیجانی می‌شود ،‌به طور ویژه این مسأله مهم است که بیمارانی که از ضایعه بوجود آمده در قشر پیشانی رنج می‌برند علیرغم افزایش آسیب های جدی در تصمیم گیریهای شخصی و اجتماعی، توانایی های شناختی شان را حفظ می‌کنند .

 

 

این افراد از نداشتن طرح و برنامه برای زندگی روزمره و آینده و انتخاب دوست، شریک در فعالیت هایشان رنج می‌برند ،‌به انتخاب های نادرستی که معلوم نیست آیا قبلاٌ این انتخاب را داشته اند دست می زنند ،‌نمی توانند از خطاهایشان درس بگیرند و از نقص در توانایی پردازش هیجانی که عامل مؤثر در مقابله با تقاضاهای اجتماعی و محیطی است، ناراحت هستند. این چنین مطالعات عصب شناختی، از چندین جزء مهم هوش هیجانی که در همه مدل های هوش هیجانی وجود دارد حمایت می‌کنند. به عنوان مثال باز شناسی هیجانات در خود و دیگران یک جزء واحد از هوش هیجانی می‌باشد. از تحقیق و مطالعه بر روی بیمارانی که دچار آسیب در آمیگدال شده بودند این نکته بدست آمد که آمیگدال در بازشناسی هیجانات با توجه به بیان و اظهار هیجانات چهره ای و در توانایی قضاوت در مورد افراد ضروری است. پژوهشگران اعتقاد دارند که نقص در پردازش اطلاعات می تواند پیامد های مضری بر تصمیم گیری های اجتماعی داشته باشد.

 

 

مناطق لیمبیک که هیجان را تنظیم می‌کند از طریق مدارهای بی شماری به تمام قسمت های نئوکورتکس وصل می‌شود. بنابراین مراکز هیجانی دارای نیروی زیادی هستند تا عملکرد بقیه قسمت های مغز مثلاٌ مراکز تفکر را تحت تأثیر قرار دهند.

 

 

نئوکورتکس جایی که مناطق نئوفرنتال تکانه های هیجانی را تعدیل می‌کنند ،‌بیشتر زندگی هیجانی را کنترل می‌کنند. هر چند در لحظات بسیار بحرانی هیجانی نئوکورتکس تسلم تکانه های هیجانی می‌شود. (۶)

 

 

تحقیقات اخیرنشان می‌دهند که سیستم های عصبی شناختی و هیجانی با هم کار می‌کنند تا رفتار راهبردی عقلانی را  شکل داده و به عنوان واسطه عمل نمایند. در حقیقت یکی از اهداف اصلی هیجان، همانا کمک به پردازش شناختی و رفتار استراتژیک                        است. حتی روانشناسان معاصر از این دیدگاه که شناخت برتر از هیجان است فاصله گرفته و در جهت تأکید بر کار برد هیجان حرکت کرده اند. بنابراین بر اساس نظریات و تحقیقات جدید در روانشناسی و نوروآناتومی هیجان اغلب یک عنصر حیاتی قابل استفاده ای برای انطباق با موقعیت اجتماعی می‌باشد. بر اساس نظر آدولف داماسیو پردازش هیجانی یک پیش آیند تکوینی است به سوی فرم های پیچیده تر پردازش اطلاعات. شناخت های عالی تر نیازمند راهنمایی هستند که توسط پردازش هیجانی ممکن می‌شود. شاید یکی از جهانی ترین تأثیرات هیجان این باشد که افکار و            پاسخ های ما را رنگ آمیزی می‌کند.(۶)

 

 

 

 

 

 

 

 

نمو ( رشد ) هوش هیجانی :

 

 

یادگیری هیجانی از اولین لحظات زندگی آغاز شده و در تمام کودکی تا بزرگسالی ادامه می یابد. کودکی و بزرگسالی بحرانی ترین فرصت برای ایجاد عادتهای ضروری هیجانی است. هر کدام از مهارتهای ابتدایی هوش هیجانی دوره های بحرانی دارند که در سالهای متعددی در کودکی ادامه دارد. هر دوره یک فرصت برای ایجاد تدریجی عادات هیجانی می باشد.

 

 

صدها مطالعه نشان می‌دهد که طرز رفتار والدین با کودک – با نظم شدید  یا همدلی، با بی علاقگی یا با گرمی و مانند آن – دارای نتایج عمیق و پایدار بر زندگی هیجانی کودک است.

 

 

تنها به تازگی اطلاعات قاطعی نشان می‌دهد که والدین با هوش از نظر هیجانی، خود یک منفعت بزرگ برای کودک هستند.

 

 

شیوه ای که والدین از نظر هیجانی با یکدیگر رفتار می‌کنند – علاوه بر رفتار مستقیم آنها با کودک – درسهای مؤثری به بچه های آنها می‌دهد، چرا که بچه ها یادگیرنده های زیرکی هستند که با تبادلات هیجانی ظریف در خانواده هماهنگ می‌شوند.

 

 

آنالیز عملکردهای متقابل بین زوجها در مورد چگونگی رفتار زوجین با بچه ها که بوسیله گاتمن[۴] انجام شد نشان داد که زوجهایی که در روابط زناشویی از نظر هیجانی به درستی ( به شکل شایسته ) عمل می‌کنند، در کمک به کودکان برای فائق آمدن بر فراز و نشیب های هیجانی بسیار مؤثر هستند.

 

 

تمام روابط کوچک بین والدین و بچه ها دارای معنای هیجانی است. تکرار این پیامها در طی سالها اساس دور نما و ظرفیتهای ( استعداد های ) هیجانی کودک را شکل می‌دهند. این تغییرات متقابل، انتظارات هیجانی کودک را در مورد روابط، قالب ریزی کرده و بر عملکرد هیجانی در حوزه های زندگی اثرات خوب یا بد خواهند داشت.(۴)

 

 

بیشترین خطر برای بچه هایی است که والدین آنها نا بالغ، افسرده ، دچار سوء مصرف مواد ، دارای خشم مزمن و دارای زندگی پر هرج و مرج و بی نظمی هستند. از چنین والدینی بسیار بعید به نظرمی رسد که مراقبت کافی در مورد نیازهای هیجانی کودکان خود داشته باشند یا در مورد آن نیاز ها، با کودکان خود، خوب صحبت کنند.

 

 

مطالعات نشان داده است که فراموش کردن ساده ( مراقبت نکردن )، عوارض بسیار بدتری دارد تا سوء استفاده آشکار مطالعه در مورد بچه هایی که با آنها سوء رفتار شده است نشان داد که نوجوانان فراموش شده ( مراقبت نشده ) از همه بدتر روزگار می‌گذرانند. آنها تمایل دارند بسیار مضطرب ،‌بی اعتنا و بی احساس بوده و در عوض پرخاشگر و منزوی هستند. (۴)

 

 

سه یا چهار سال نخست زندگی ، دوره ای است که مغز بچه به اندازه دو سوم اندازه نهایی اش رشد می کند و روند تکاملی آن پیچیده تر از هر زمان دیگر است . در طی این دوره انواع یادگیری ها و در پیشاپیش آنها یادگیری عاطفی – خیلی ساده تر از دوره های بعدی زندگی انجام می گیرد . در طی این زمان فشارهای روحی شدید می توانند به مراکز یادگیری مغز آسیب برسانند ( و هوش را تضعیف کنند ) . اگر چه این آسیب ها تا حدود زیادی توسط تجارب بعدی زندگی ترمیم می شود اما اثر این یادگیری اولیه بسیار عمیق است . (۵)

 

 

صلاحیت هیجانی ممکن است در تعیین میزانی که هر کودکی در برابر چنین سختیهایی سر فرود می آورد یا با هسته ای مملو از انعطاف پذیری و امید با وجود نا برابری ها به آنها پاسخ می‌دهد نقش تعیین کننده داشته باشد.

 

 

مطالعات طولانی مدت، در مورد بچه هایی که در فقر و در خانواده های بد رفتار یا بوسیله والدینی که دچار بیماری شدید روانی بوده اند بزرگ شده اند، نشان می‌دهد آنهاییکه از سخت ترین شرایط نجات پیدا می‌کنند مایلند تا مهارتهای هیجانی کلیدی را تقسیم کنند. اینها شامل <a href="https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=151967″ title=”مهارت اجتماعی“>مهارت اجتماعی است که افراد را به سمت آنها می‌کشد، که شامل اعتماد به نفس، پایداری، خوش بینی، انعطاف پذیری در مواجه با ناملایمات و طبیعت آسان گیر می‌باشند. (۴)

 

 

[۱] – Gage

 

 

[۲] -modern neuroimaging techniques

 

 

[۳] – Prefrontal cortex

 

 

[۴] -Gottman

 

 

 

پایان نامه : اندازه گیری هوش هیجانی :
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اندازه گیری هوش هیجانی :

 

ظهور مفهوم هوش عاطفی با تلاش های همه جانبه ‌برای اندازه گیری آن همراه بود.

 

پایان نامه - مقاله

 

اندازه گیری علمی و تجربی هوش عاطفی هم زمان با ارائه ی اولین نظریه در مورد هوش عاطفی آغاز شد و از آزمون های شخصیتی موجود که به ارزیابی اسنادهای مثبت می پرداختند به عنوان ابزارهای اندازه گیری مرتبط با هوش عاطفی استفاده شد. (۲)

 

امروزه آزمون های هوش عاطفی را به دو دسته تقسیم می‌نمایند.

 

 

  • آزمون های عملکردی ( Performance tests )

 

۲- پرسش نامه های خود سنجی (Self – Report Questionaires)

 

آزمون های عملکردی، دارای مجموعه ای از پاسخ ها هستند که می توانند به صورت عینی ‌و بر حسب ملاک های  مشخصی نمره گذاری گردند، در حالی که در پرسشنامه های خود سنجی از افراد خواسته می‌شود تا سطح هوش عاطفی خودشان را گزارش دهند.

 

به عنوان مثال، برای ارزیابی سطح ادراک هیجانی، شما می توانید از افراد بخواهید تا              هیجان هایی که دیگران تجربه می‌کنند را از روی چهره شان حدس بزنند ( عملکردی )، یا می توانید از آنان بخواهید به درستی هیجان ها را از چهره ی خود بخوانند ( خود سنجی ).

 

 

 

آزمون های عملکردی هوش عاطفی

 

۱- مقیاس چند عاملی هوش عاطفی

 

( MEIS )  (Multi factorial Emotional Intelligence Scale)

 

۲- آزمون هوش عاطفی مایر، سالووی، کاروسو

 

(MSCEIT)  (Mayer , Salovey , Caruso Emotional Intelligence Test)

 

 

 

آزمون های خودسنجی

 

 

    • پرسشنامه ی هوش عاطفی بار – ان (EQi ) (Emotional Quotient Inventory)

 

  • پرسشنامه خود سنجی اسکات ( SSRI ) (Schutte self – report inventory)

 

 

 

پرسشنامه  هوش هیجانی بار – ان ( EQ i ) ( Emotional Quotient Inventory )

 

آزمون هوش هیجانی بار – ان در سال ۱۹۸۰ با طرح این سؤال که « چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغاز گردید. استراتژی وی ( جهت ساخت آزمون ) شامل چهار مرحله اصلی است :

 

 

    • طبقه بندی متغیرهای مختلف و تشخیص این که این متغیرها، تحت چه واژه‌های کلیدی قرار می‌گیرند (جهت تعیین عملکرد مؤثر و موفق و همچنین سلامت هیجانی مثبت)

 

    • تعریف عملیاتی این عوامل

 

    • ساختن طرحی از پرسشنامه ،‌جهت آزمون این عوامل

 

  • تفسیر نتایج و به کارگیری آنها برای دسترسی به پایایی، ساختار عاملی وروایی آزمون

 

 

 

مشخصات آزمون هوش هیجانی بار – ان

 

این آزمون دارای ۱۱۷ سؤال و ۱۵ مقیاس می‌باشد که توسط بار – ان بر روی ۳۸۳۱ نفر از ۶ کشور ( آرژانتین، آلمان، هند، نیجریه و آفریقای جنوبی ) که ۸/۴۸ درصدآنان مرد و ۲/۵۱ درصد آنان زن بودند، اجرا شده و به طور سیستماتیک درآمریکای شمالی هنجار یابی گردید.

 

نتایج حاصل از هنجاریابی نشان داد که آزمون از حد مناسبی از اعتبار وروایی برخوردار است. این گونه ادعا شده است که EQi یکی از جامع ترین آزمودنی های خود سنجی هوش عاطفی است. (۳)

 

پاسخ های آزمون نیز بر روی یک مقیاس ۵ درجه ای در طیف لیکرت ( کاملاٌ موافقم، موافقم، تا حدودی، مخالفم و کاملاٌ مخالفم ) تنظیم شده است. مقیاس های آزمون عبارتند از :

 

 

خودآگاهی هیجانی  Emotional Self – Awarness ( ES ) : توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود

 

خود ابرازی Assertiveness ( AS ) : توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و بر حق خود.

 

عزت نفس Self – Regard ( SR )   : ‌توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود

 

خود شکوفایی Self – Actualization ( SA ) : ‌توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن

 

استقلال Independence (IN) :‌توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی

 

همدلی Empathy ( EM ) :‌توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن.

 

مسئولیت پذیری اجتماعی Social Responsibility ( RE ) : توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، مؤثر و سازنده در گروه

 

روابط بین فردی lnterpersonal Relationship ( IR ) :‌توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می‌شود.

 

واقع گرایی Reality Testing ( RT )  : توانایی سنجش هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد.

 

انعطاف پذیری Flexibility (FL)  : توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها.

 

حل مسأله Problem solving ( PS ) :‌توانایی تشخیص و تعریف مشکلات. به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های مؤثر و بالقوه

 

تحمل فشار روانی  Stress Tolerance ( ST ) : توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، بدون جا زدن و یا رویارویی فعال و مثبت با فشار

 

کنترل تکانش Impulse control ( IC ) :‌توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سائق یا فعالیت های آزمایشی و یا کاهش دادن آنها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود.

 

خوش بینی Optimism ( OP )    :‌توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت   نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز بدبختی و احساسات منفی

 

شادمانی Happiness ( HA )  :‌توانایی احساس خوشبختی کردن بازندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ

 

بر اساس اظهارات بار – ان طراح و سازنده این آزمون پرسشنامه EQi و خرده     مقیاس های آن با توجه به مطالعاتی که در فرهنگ های متفاوتی بدست آمده است از ضریب پایایی هم سانی درونی و بازآمایی رضایت بخشی برخوردار است و آزمون مفید و سودمندی برای سنجش هوش عاطفی می‌باشد .(۸)

 

 

پایان نامه روانشناسی با موضوع : مدل هوش هیجانی گلمن
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مدل هوش هیجانی گلمن

 

یکی از برجسته ترین نظریه پردازان هوش هیجانی دانیل گلمن است که در ابتدا نظریه خود را با الهام از یافته های مایر و سالووی پایه ریزی نمود، اما وی رویکرد خود را بسط داده و مولفه های زیادی را وارد چارچوب نظری خود کرد. گر چه برخی شباهت ها و پیوستگی بین نظریه گلمن و نظر مایر و سالووی وجود دارد، اما در عین حال برخی تفاوت های مهم نیز بین آنها دیده می‌شود.

 

 

به عنوان مثال، مدل هوش هیجانی گلمن شامل مؤلفه هایی مانند انگیزش و همدلی نیز هست، و اینها عواملی هستند که مایر و سالووی معتقدند فراسوی مرز هوش هیجانی قابل گسترش اند.

 

گلمن در سال ۱۹۹۵ در کتاب معروف « هوش هیجانی » خود پنج حوزه اصلی شامل « آگاهی از هیجان های خود، مدیریت هیجان ها، خود انگیزی، شناسایی هیجان های دیگران و اداره روابط» برای هوش هیجانی مشخص نمود. او سپس در سال ۱۹۹۸ رویکرد  اولیه خود را گسترش داد تا مهارت های بیشتری را شامل شود و در نهایت مدل هوش هیجانی خود را مشتمل بر ۲۵ کفایت اصلی در پنج مقیاس ، پایه ریزی نمود. به نظر گلمن هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی و هم عناصر بیرونی است. عناصر درونی مولفه هایی از قبیل خود انگاره، خود آگاهی ،‌احساس استقلال و توانمندی، خود شکوفایی و ابراز  وجود را در بر می‌گیرد و عناصر بیرونی روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت را شامل می‌شود. هم چنین هوش هیجانی شامل ظرفیت پذیرش واقعیات، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی و توانایی مقابله با استرس و تکانه هانیزهست.

 

مقاله - متن کامل - پایان نامه

 

گلمن معتقد است که کفایت های هوش هیجانی برای مدیریت خود هیجان و اداره روابط بسیار اساسی هستند وی بر این عقیده است که افراد برای برتری یافتن بر این چالش ها باید مؤلفه های هوش هیجانی خود را پرورش دهند. این مولفه ها عبارتند از :

 

 

  • خود آگاهی هیجانی : شناختن احساسات هنگامیکه به وجود می آیند رکن  اصلی هوش هیجانی است. توانائی کنترل لحظه به لحظه احساسات، کلید بصیرت روان شناختی و درک خویشتن، است. افرادی که به احساسات و هیجانات خود اطمینان بیشتری دارند، مهارت بیشتری در کنترل و هدایت وقایع زندگی از خود نشان می‌دهند.

 

آگاهی از هیجانات باعث اطمینان بیشتر به ویژه هنگام اخذ تصمیم های مهم زندگی مانند انتخاب همسر یا یک حرفه  می‌شود.

 

گلمن ( ۱۹۹۵ ) خودآگاهی را ریشه و اساس سایر مولفه های هوش هیجانی می‌داند و آن را چنین تعریف می‌کند :‌« درک عمیق و روشن از احساسات، هیجان‌ها، نقاط ضعف و قوت، نیازها و سائق های خود ». وی معقتد است افرادی که سطح خودآگاهی بالاتری دارند به دلیل شناخت توانائی خود، همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری نیز برخوردارند. این افراد در کارهای خود دقیق بوده و امید واری آنها غیر واقع بینانه نمی‌باشد و مسؤلیتی را قبول می‌کنند که درحد توان آنها باشد. همچنین این افراد با خود و دیگران صادق بوده و به خوبی می‌دانند که هر احساس تا چه اندازه بر آنها و اطرافیان تأثیر می‌گذارد.

 

 

  • مدیریت ( کنترل ) هیجان ها : ابراز واکنش های هیجانی مناسب، قابلیتی ( استعدادی ) است که براساس خودآگاهی بنانهاده می‌شود. توانایی تعدیل عواطف منفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی یک مهارت هیجانی ضروری است. انعطاف پذیری هیجانی به شخص در غلبه بر مشکلات و موانع اجتناب ناپذیر زندگی یاری می رساند. افرادی که فاقد توانایی خود تنظیمی [۱] هیجانی هستند، دائما ٌ در معرض احساس پریشانی به سر می‌برند.

 

خود تنطیمی هیجانی به معنی سرکوب هیجانها و یا ایجاد سد دفاعی محکم در برابر احساسات و خودانگیزی نیست، بلکه بر عکس یک شیوه انتخاب برای نحوه ابراز احساسات و روش ابراز آنهاست، به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل کند و هم از انحراف آن جلوگیری نماید.

 

 

  • خود انگیزش :‌توانایی تمرکز برهدفی خاص برای دستیابی به موفقیت ضروری است خود کنترلی هیجانی مانند به تاخیر انداختن ارضای نیازها و کنترل تکانه‌ها، در دستیابی به اهداف زندگی بسیار حائز اهمیت است. اشخاصی که توان مهار هیجانهایشان را دارند و علی رغم ناکامی ها امید وار و خوش بین هستند، عموماٌ در انجام وظایف خود سازنده تر و مؤثرتر عمل می‌کنند.

 

بسیاری از روانشناسان خودانگیزی را شرط بقاء می‌دانند. به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده، انجام نمی‌دهد و برای دستیابی به هدف و یا حتی، انتخاب آن خود انگیزی لازم است. از نظر گلمن خودانگیزی زبان سائق پیشرفت است و کوشش در جهت رسیدن به حد مطلوبی از فضیلت می‌باشد. افراد خود انگیخته همواره در کارهای خود، نتیجه محور بوده و سائق زیادی برای دستیابی به اهداف و معیارهای خود دارند.

 

 

    • شناختن هیجانات در دیگران ( همدلی ) : همدلی یکی دیگر از مهارتهای مبتنی بر خودآگاهی هیجانی است و برای اثر بخشی روابط بین فردی بسیار بنیادی می‌باشد. کسانی که با سر نخ های اجتماعی ظریف به خوبی آشنا هستند، احساسات دیگران را به خوبی درک کرده ودر روابط شغلی و شخصی شان بسیار موفق ترند. گلمن همدلی را عبارت از « درک احساسات و جنبه‌های مختلف دیگران و انجام یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه آنان » تعریف می‌کند. این مولفه با احساس مسئولیت در قبال دیگران نسبت بیشتری دارد ،‌زیرا هر چه اطرافیان برای ما اهمیت بیشتری داشته باشند، بیشتر سعی می‌کنیم تا در مقابل آنها واکنش مناسبی نشان دهیم و شرط انجام واکنش مناسب نیز درک نوع احساس طرف مقابل است.

 

  • اداره کردن روابط ( مهارتهای اجتماعی ) : ‌هنر برقراری رابطه به مهارت مدیریت هیجان های دیگران نیازمند است. کفایت اجتماعی زمینه ساز محبوبیت، رهبری ‌و مؤثر بودن روابط بین فردی است. گلمن معتقد است افرادی که تمایل دارند در ایجاد رابطه با دیگران موثر واقع شوند، باید توانایی شناسایی، تفکیک و کنترل احساس خود را داشته باشند، سپس از طریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند.

 

ارتجاعی بودن سیستم عصبی تعیین کننده ظرفیت های اولیه مربوط به هر یک از      حوزه های هوش هیجانی است. هر فرد دارای مجموعه عصب شناختی زیربنایی است که تعیین کننده وضعیت مزاجی اوست ، مانند توانایی کنترل تکانه های هیجانی، کمرویی یا تحریک پذیری.

 

گر چه اساس زیر بنایی کفایت هیجانی، عصبی است ،‌اما مدارهای مغزی درگیر، انعطاف پذیرند. هر یک از این پنج حوزه به میزان زیادی مجموعه ای از عادات و                  پاسخ های آموخته شده را نشان می‌دهند، و در نتیجه می توان با روش های مناسب، آنها را بهبود بخشید. (۱)

 

[۱] – self -regulation

 

 

مدل هوش هیجانی بار – ان (Bar-on)
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مدل هوش هیجانی بار – ان (Bar-on)

 

مدل دیگر در حیطه رویکرد مختلط، مدل هوش هیجانی بار – ان می‌باشد وی مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است. از نظر وی هوش هیجانی شامل « مجموعه ای از توانایی ها، کفایت ها و مهارت هایی غیر شناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرار می‌دهد. » وصفت هیجانی دراین نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می‌کند .

 

دانلود مقاله و پایان نامه

 

هوش هیجانی فرد یک عامل مهم در تعیین توانایی موفقیت در زندگی است و به طور مستقیم بهداشت روانی وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هوش هیجانی همچنین با سایر تعیین کننده های مهم ( توانایی فرد برای موفقیت در مقابله با حوادث محیطی ) مانند شرایط و پیش آمادگی های زیستی – طبی، استعداد عقلی شناختی و واقعیت ها و محدودیت های فوری در حال تغییر محیط نیز ترکیب می‌گردد. این رویکرد با دیدگاه تعاملی بم[۱] و آلن[۲] از این جهت که براهمیت تمرکز سنجش عوامل شخصی و موقعیت های محیطی در پیش بینی رفتار تأکید دارد موافق است. اپستین [۳]نیز بر این دیدگاه تأکید و بیان می‌دارد که طرح این پرسش که کدامیک از آنها ( موقعیت یا شخص ) مهم ترند، امری بی معناست، چرا که رفتار همیشه نتیجه کنش مشترک شخص و موقعیت است. رفتار همیشه در یک بافت موقعیتی رخ می‌دهد نه در خلاء. بنابراین، بحث در باره ویژگی های رفتار فرد بدون مشخص کردن موقعیتی که رفتار در آن رخ داده است، امری بی معنی است .

 

 

مدل هوش هیجانی چند عاملی بار – ان با ظرفیت عملکرد مرتبط است تا خود عملکرد ( یعنی ظرفیت برای موفقیت نه خود موفقیت)؛ این چارچوب مفهومی جامع بر گروهی از مؤلفه های عاملی ( مهارت های هیجانی ) مبتنی است و سایر مدل های موجود هوش هیجانی را نیز در بر می‌گیرد. به این معنا که این مدل تنها بر آگاهی از احساسات و استفاده از این اطلاعات برای تطابق با زندگی تأکید ندارد، بلکه در بر گیرنده مؤلفه های دیگری است که در تعیین موفقیت فرد در کنار آمدن با فشارها و اقتضائات محیطی کم اهمیت نیستند .

 

اصطلاح « موفقیت » بدان صورت که در تعریف بار – ان از هوش هیجانی آمده است، به صورت محصول نهایی تلاش ها ی فرد برای دستیابی و رسیدن به کمال تعریف شده است و بنا بر این ،‌مفهومی‌بسیار ذهنی و به طور بالقوه تحت تأثیر شرایط اجتماعی است هوش هیجانی پیش بینی موفقیت را نیز ممکن می‌سازد، زیرا نشان می‌دهد که چگونه فردی آگاهی و دانش خود را در موقعیتی بی درنگ به کار می‌گیرد.(۲)

 

بار – ان به چند دلیل اصطلاح « هوش هیجانی » را برای اشاره  به این سازه به کار برده است. اول اینکه، اصطلاح « هوش » به معنی توانائی ها، کفایت ها و مهارت های  عمده ای است که بیانگر مجموعه آگاهی فرد برای تطابق با زندگی است. اصطلاح                   « هیجانی » نیز بر تفاوت بین این نوع هوش خاص از هوش شناختی تاکید دارد.

 

بار – ان مولفه های رویکرد مفهومی خود نسبت به هوش هیجانی را که به وسیله نسخه فعلی پرسشنامه بهره هیجانی بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار می‌گیرند، مشخص نمود که در جدول صفحه بعد فهرست شده اند :‌

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول مؤلفه های هوش هیجانی مورد سنجش در پرسشنامه EQ-I

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه های درون فردی مؤلفه های  بین فردی مؤلفه های سازش پذیری مؤلفه های مدیریت استرس مولفه های خلق عمومی
خود آگاهی هیجانی همدلی حل مسأله تحمل فشار روانی شادکامی
ابراز وجود مسئوولیت پذیری اجتماعی واقعیت گرایی کنترل تکانه خوش بینی
احترام به خود روابط بین فردی انعطاف پذیری    
استقلال        
خود شکوفایی        

 

 

 

بار – ان نیز در اوایل دهه ۱۹۸۰ تحقیق جامعی برای بررسی ‌عوامل                      ( مهارت های هیجانی ) گوناگونی که تصور می‌شد ‌ساختار هوش هیجانی را می‌سازند آغاز نمود. دیدگاه او شامل چهار مرحله است :

 

۱) دسته بندی منطقی متغیرها و شناسایی عوامل کلیدی زیر بنایی که ظاهراٌ به عملکرد مؤثر و سلامت هیجانی مثبت منجر می‌شود. کشف این متغیرها بر تجارب بالینی و مرور متون بهداشت روان مبتنی بود

 

۲) تعریف عملیاتی عوامل

 

۳) ساخت پرسشنامه برای ارزیابی عوامل

 

۴) تفسیر نتایج و بکار گیری آن عوامل . اساس ارزیابی ساختار عاملی، اعتبار و پایایی پرسشنامه بار – ان  بر مبنای چنین دیدگاهی ،‌مؤلفه های رویکرد مفهومی خود نسبت به هوش هیجانی را که به وسیله ویرایش فعلی پرسشنامه بهره هیجانی بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار می‌گیرند ،‌مشخص نمود.

 

بار – ان مؤلفه های هوش هیجانی را به صورت زیر تعریف می‌کند :‌

 

 

 

 

 

 

  • مولفه های درون فردی

 

خود آگاهی هیجانی  ( ES ) emotional self- awareness یعنی توانایی شناسایی و فهم هیجانهای خود . این مؤلفه هم بر آگاهی فرد از احساس ها و هیجان های خود و هم بر توانایی تمایز بین آنها، چرایی و آگاهی از این که چه چیزی سبب آن احساس ها شده است، تأکید دارد.

 

ابراز وجود Assertiveness(AS) ‌یعنی توانایی بیان احساس ها، باورها و افکار خود و توانایی دفاع از حقوق خود باشیوه های غیر مخرب . افراد دارای این توانایی، کمرو و باز داری شده نیستند. این افراد قادرند بدون پرخاشگری یا بد زبانی، احساس‌های مختلف خود را به طور صریح بیان کنند. برخورداری از این مهارتها برای کسب موفقیت در زندگی بسیار اساسی است. این افراد به ندرت به دلیل عواطف ناراحت کننده و بازدارنده شده، احساس محدودیت می‌کنند.

 

احترام به خود ( حرمت ذات ) ( SR ) self – regard  یعنی توانایی آگاهی، فهم، پذیرش و احترام نسبت به خویشتن . احترام به خود توانایی پذیرش جنبه‌های مثبت و امکانات درک شده شخص و نیز پذیرش جنبه‌های منفی و محدودیت های فردی و داشتن احساسات خوب نسبت به خود است.

 

خود شکوفایی ( SA ) self – actualization یعنی توانایی از قوه به فعل رساندن نیروهای درونی و عملی ساختن آنچه که شخص قصد انجام آن را دارد و احساس لذت از انجام عمل.

 

خود شکوفایی در واقع، توانایی برخورداری از یک زندگی کامل، غنی و معنی دار است و یک مهارت سرنوشت ساز در زمینه هوش هیجانی است. به این دلیل که مؤلفه مانند یک نقشه راه برای کسب موفقیت در زندگی عمل می‌کند. خود شکوفایی فرایندی پویا و مستمر از تلاش، بر ای به حداکثر رساندن رشد توانایی ها و ظرفیت های شخصی است.

 

استقلال ‌( IN ) independence یعنی توانایی خود هدایت گری و خود کنترلی در تفکر و اعمال شخصی و رها شدن از وابستگی عاطفی. افراد مستقل در طراحی و اتخاذ تصمیم های مهم زندگی متکی به خود هستند. به هر حال این افراد قبل از تصمیم گیری در جستجوی دیدگاه دیگران بر می آیند و به آنها توجه می‌کنند. مشورت با دیگران لزوماٌ نشانه وابستگی نیست. اشخاص مستقل از اتکا به دیگران برای برآوردن نیازهای عاطفی شان پرهیز می‌کنند. مستقل بودن به میزان اعتماد به خود، نیروی درونی و به تمایل در برآوردن انتظارات و تعهدات بدون این که اسیر آنها شوند مبتنی است.

 

 

 

 

  • مؤلفه های بین فردی

 

همدلی ( EM ) ( empathy ) یعنی توانایی آگاهی از عواطف، فهم و احترام به احساس های دیگران همدلی، حساس بودن نسبت به موضوع، چگونگی و چرایی              احساس های دیگران و تفکر در باره شیوه عمل آنان است. همدل بودن به یک معنی، توانایی « خواندن هیجانی » اشخاص دیگر است. افراد همدل نسبت به دیگران علاقمند بوده و نگران و مراقب آنها هستند.

 

روابط بین فردی ( IR ) Relationship Interpersonal یعنی توانایی برقراری و حفظ روابط رضایت بخش دو سویه که با نزدیکی هیجانی، صمیمیمت و داد و ستد عواطف مشخص می‌شود.

 

رضایت دو سویه شامل تبادلات اجتماعی معنا دار است که به طور بالقوه پاداش دهنده و لذت بخش بوده و با بده بستان همراه  می‌باشد.

 

از ویژگیهای ارتباط مثبت بین فردی، توانایی صمیمت، ابراز محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است. این مهارت اجتماعی عموماٌ نیاز به داشتن حساسیت نسبت به دیگران، تمایل به برقراری ارتباطات و احساس رضایت از این روابط است.

 

مسئولیت پذیری اجتماعی Social Responsibility  ( RE ) یعنی توانایی شناسایی خود به عنوان یک عضو همکاری کننده ، امداد رسان و سازنده در یک گروه اجتماعی.

 

این مؤلفه، با عمل به شیوه مسئولانه ( حتی اگر فرد از آن سودی نبرد)، انجام کار با و برای دیگران ؛ پذیرش سایرین ؛ عمل، مطابق وجدان فردی و رعایت مقررات اجتماعی رابطه دارد. داشتن حساسیت بین فردی و توانایی پذیرش دیگران، در حالی که از امکانات آنان در جهت احیاء منافع جمعی استفاده می‌شود و نه منفعت شخصی، مجموعه ای از رفتارهای کلیدی افراد برخوردار از مسئولیت اجتماعی بالاست.

 

[۱] – Bem

 

[۲] -Allen

 

[۳] -Epstein

 

 

دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع هوش هیجانی و رضایتمندی زناشویی
ارسال شده در 5 دی 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هوش هیجانی و رضایتمندی زناشویی

 

 

بر اساس کارهای اخیر مایر، سالووی و کاروسو  واژه ی جامع هوش عاطفی به سه دسته توانایی ذهنی اشاره دارد که یک دسته ی آن، توانایی های بسیار اساسی است که در برگیرنده‌ی ادراک و تشخیص عواطف خود و دیگران می‌باشد، به عبارت دیگر، افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند می‌دانند که خود یا دیگران در یک لحظه خاص، در چه نوع حالت عاطفی به سر می‌برند. بنابراین قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتی چون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخیص دهند. ظاهراٌ کار آسانی به نظر می رسد که بتوانیم تشخیص دهیم که دیگران در چه نوع حالت عاطفی می‌باشند، اما به اعتقاد برخی از صاحب نظران، عواطف می توانند باعث ابهام و سرگشتگی در افراد شوند و برای افراد مختلف، معانی متفاوتی داشته باشند. مثلا ٌ یک فرد ممکن است افزایش ضربان قلب، عرق کردن کف دست و احساس سرگیجه خود را به عنوان یک حمله ی هراس یا اضطراب تلقی نماید در حالی که امکان دارد فرد دیگری آن را نشانه ی عاشق شدن خود بداند.

 

 

 

 

در حقیقت امکان دارد این علائم تنها ناشی از آشامیدن چند فنجان قهوه ی اضافی یا علائم شروع بیماری آنفولانزا باشد …

 

 

به اعتقاد نظریه پردازان هوش عاطفی، افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند، هنگام تجربه نوع خاصی از حالات عاطفی، قادرند هیأت آن را به درستی تشخیص دهند، به علاوه این افراد قادرند نوع حالت عاطفی که دیگران تجربه می‌نمایند را هم تشخیص دهند. انسان ها از توانایی های گوناگونی برای این نوع تشخیص ها برخوردارند و به گونه ای متفاوت از آن ها استفاده می‌نمایند. برخی از آنان کاملاٌ به احساسات دیگران آگاه هستند و نسبت به آن ها حساسیت نشان می‌دهند و برخی دیگر کاملاٌ نسبت به احساسات دیگران بی تفاوت هستندو  حساسیتی به خرج نمی‌دهند و این که همسرشان چگونه فکر می‌کند و چه ایده یا ایده هایی دارد، مثلاٌ عصبانی است یا غمگین یا حسادت می ورزد برایشان اهمیتی ندارد.  (۳)

 

 

توانایی های سه گانه شامل :

 

 

 

    • توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران

 

 

    • توانایی استدلال کردن راجع به عواطف

 

 

    • توانایی اداره و تنظیم مؤثر عواطف

 

 

ظاهراًٌ عوامل اساسی تشکیل دهنده ی یک زمینه ی غنی عاطفی برای داشتن یک زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می‌شوند.

 

 

در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت خواهی کنید و نیز برخورداری از توانایی هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن در هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت های عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون هم دلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. نکته ی جالب توجه در مورد این مهارت ها این است که بدانیم اینها شباهت زیادی به اجزا یا ابعاد تشکیل دهنده ی              سازه ی هوش عاطفی دارند.

 

 

 

 

هم خوانی و تجانس آشکار بین انواع توانایی هایی که هوش عاطفی را می‌سازند و توانایی هایی که لازمه ی گفتگو ها و تعاملات موفقیت آمیز زناشویی می‌باشند، ما را به این موضوع رهنمون می‌سازد که هوش عاطفی در زمینه ی ازدواج موفق و زندگی زناشویی، نقشی مهم و غیر قابل انکار دارد.

 

 

 

 

 

ادراک عاطفی و روابط زوجین

 

 

نتایج نشان می‌دهند که ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می‌باشد. در ازدواج هایی که در آن ها زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی های عاطفی زیادتری دیده می‌شود. به عبارت دیگر، بیشتر تعارض ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی های عاطفی[۱] صورت می‌گیرد، کما این که ارزیابی های فیزیولوژیکی ( مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیت ماهیچه ای ) این موضوع را نشان می‌دهد. هم چنین مطالعات نشان می‌دهد که افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاٌ بعضی از زوج ها، آشکارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بی توجه هستند و آنان را نادیده می‌گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلاٌ حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می‌نمایند. علاوه بر اینها، انسان ها دارای تفاوت های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می‌باشند. مثلاٌ برخی از زوج ها عادت دارند پیام های عاطفی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدهند ( هم زمان هم می خندند و هم اخم می‌کنند ). (۳)

 

 

پژوهشگران دریافته اند که ارتباط با ثبات و معنا داری بین تفاوت های فردی در توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آن ها با شادی های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد. برای مثال نولر[۲] و همکارانش نشان داده اند که زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که رابطه ی زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس هم دلی بیشتری نسبت به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یگدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند. البته در این موارد، جداسازی علت و معلول و تشخیص این که کدام عامل علت است و کدام معلول، امری بسیار دشوار است، زیرا امکان دارد مشکلات و اختلافات زناشویی موجب کاهش حساسیت عاطفی[۳] در زوجین شود و از طرف دیگر عدم حساسیت عاطفی هم سبب کاهش احساس خوشبختی در زندگی زناشویی و احساس رضایت همسران از یکدیگر شود. پژوهشگرانی که در             زمینه ی تعامل های زناشویی[۴] تحقیق می‌کنند به طور دقیق نشان داده اند که سوء تعبیرهای عاطفی[۵] می تواند مستقیماٌ به افزایش نوعی تعارض، که پژوهشگران آن را نتیجه ی فرایندی به نام « تقابل اثرات منفی »[۶] می‌دانند، منجر شود. این یافته ها از مشاهده ی تعامل های زوجین با یکدیگر در موقعیت های گوناگون به دست آمده است. هم زوج هایی که از با هم بودن احساس خوشبختی می‌نمایند و از زندگی خود راضی هستند و هم زوج هایی که با هم اختلاف دارند، هر دو گروه، تمایل دارند تا عواطفی را که در طرف مقابل، نسبت به خود احساس می‌نمایند، به نحوی جبران نموده و عمل مقابله به مثل انجام دهند، به خصوص در زوج هایی که از هم راضی نمی‌باشند و انتظارات نادرستی از یکدیگر دارند. این زوج ها پیام های عاطفی خنثی یا نسبتاٌ منفی نسبت به یکدیگر بروز می‌دهند که سبب ایجاد خشم و عصبانیت در هر دو نسبت به طرف مقابل می‌شود. به این ترتیب پیامدهای مخرب و منفی به صورت یک حلقه ی معیوب در می آید که رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار می‌گردد. در حقیقت این نوع پیامدهای منفی ویژگی بارز ازدواج های ناموفق می‌باشد. (۳)

 

 

مطالعات انجام شده بر روی تعامل های زوجین نیز نشان داده اند که جنسیت تأثیر قابل توجهی بر ابراز عواطف و تشخیص دقیق آن ها بر جای می‌گذارد. برای مثال نولر و همکارانش دریافته اند که زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آن ها عمل می‌نمایند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیر کلامی‌در جریان ارسال پیام های عاطفی می‌باشد. برای مثال وقتی که یک زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش می‌دهد ،‌احتمالاٌ از علائم غیر کلامی – بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می کند. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام های مبهم و مختلط ( ترکیبی ) دارند. برای مثال، هنگامی‌که مردی می خواهد پیام عاطفی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدید کننده ای چون حرکات ابرو یا چشم.(۳)

 

 

همان گونه که انتظار می رود ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج های ناموفق است. برای مثال، در برانگیختگی های عاطفی بالا در طول کشمکش های زناشویی ( که از طریق اندازه گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می‌شود ) مردانی که از زندگی زناشویی خودراضی نمی‌باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمی از گوشه گیری یا انزوای عاطفی و بی عاطفگی از خودنشان می‌دهند، که گاتمن آن را « حصار سنگی »[۷] نامیده است. مشاهدات انجام شده بر روی چگونگی برخورد همسران این گونه مردان، نشان می‌دهند که زنانشان تمایل زیادی به برقراری رابطه ی عاطفی مطلوب با آنان دارند، اما این تمایل و خواسته ی زن فقط سبب افزایش شدت انزوای عاطفی مرد می‌گردد و حلقه معیوبی ، دوباره شکل می‌گیرد و فرار از این حلقه معیوب « تقاضا – انزوا »[۸] برای هر دو بسیار مشکل می‌گردد.

 

 

به طور خلاصه، پژوهش های انجام شده در مورد تعامل های زناشویی نشان می‌دهند همان طوری که مایر و همکاران ادعا می‌نمایند، انسان ها دارای توانایی های گوناگونی در دریافت ( استنباط ) دقیق عواطف می‌باشند. این تفاوت های فردی در مهارت های عاطفی دیگری هم که با این توانایی مربوط می‌شوند، دیده می‌شود  زنان توانایی بالایی در این دو نوع مهارت دارند و زوج های شاد و خوشبخت نسبت به           زوج های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند .(۳)

 

 

[۱] – Emotional arousing

 

 

[۲] – Noller

 

 

[۳] – Emotional sensivity

 

 

[۴] – Marital Interaction

 

 

[۵] – Emotional misunderstanding

 

 

[۶] – Negative affect reciprocity

 

 

[۷] – Stonewalling

 

 

[۸] – Demand-withdrawal

 

 

 

  • 1
  • ...
  • 616
  • 617
  • 618
  • ...
  • 619
  • ...
  • 620
  • 621
  • 622
  • ...
  • 623
  • ...
  • 624
  • 625
  • 626
  • ...
  • 770
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تازه های فناوری اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ

 راهکارهای تفاهم در رابطه
 آموزش جذب پسران
 فواید انار برای سگ
 تکنیک‌های تولید محتوای ماندگار
 حقوقی خیانت زن
 راز رشد سریع یوتیوب
 آموزش Midjourney حرفه‌ای
 خمیر مالت گربه
 انتخاب توله سگ مناسب
 اشتباهات رشد سایت
 انواع غذای گربه
 تبدیل شدن به متخصص Copilot
 افزایش فروش فایل دیجیتال
 خرید تراریوم لاک‌پشت
 عدم تعادل در روابط
 ساخت بک‌لینک قدرتمند
 مراقبت از دندان خرگوش
 درآمد از مقاله‌نویسی آنلاین
 قابلیت‌های Leonardo AI
 ماندن بعد خیانت همسر
 نگهداری حیوانات خانگی
 سودآوری محصولات دیجیتال
 راهکارهای رابطه یکنواخت
 درآمد از مشاوره روانشناسی
 پیشگیری از فراموشی عشق
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب
  • Atom: مطالب
  • RDF: مطالب
  • RSS 0.92: مطالب
  • _sitemap: مطالب
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان